![]() |
![]() |
|
| راهنمای جامع جاذبه های توریستی,گردشگری, تاریخی ایران عزیز, زیباترین عکس ایران,اموزش عکاسی |
اگر قصد سفر با هواپيما داريد، به توصیههای حين پرواز وبسايت ايراناير توجه كنيد: 1. چنانچه بهصورت خانوادگي يا گروهي مسافرت ميكنيد و مايليد در كنار ديگر همسفران خود باشيد پيش از وقت تعيين شده در فرودگاه حضور داشته باشيد تا كاركنان بتوانند امكانات بيشتري در اختيار شما قرار دهند. 2. حتي المقدور در طول پرواز كمربندهاي ايمني خود را بسته نگهداريد. 3. هنگام فرود تا توقف كامل هواپيما و باز شدن درها، صندلي خود را ترك نكنيد ، چون ممكن است در اثر ترمز ناگهاني تعادل خود را از دست بدهيد. 4. در موقع ترك هواپيما توجه داشته باشيد چيزي از وسايل شخصي خود را جا نگذاريد. در صورت جا گذاشتن بلافاصله مسئولان هما در قسمت اشيا گمشده و پيدا شده مستقر در فرودگاه را در جريان امر قرار دهيد. 5. در بعضي از پروازهاي بين المللي قبل از فرود در مقصد كارتهايي در اختيار شما قرار ميگيرد كه بهمنظور ايجاد سهولت در انجام تشريفات گمركي و گذرنامه بايد اطلاعات درخواست شده را در كارت قيد نماييد. 6. كارت مايه كوبي بين المللي و گذرنامه خود را همواره همراه داشته باشيد. 7. توصيه ميگردد چند قطعه عكس پرسنلي اضافي و فتوكپي پاسپورت و اوراق ديگر را در محل ديگري حمل نماييد تا در صورت مفقود شدن پاسپورت با ارايه آنها به نزديكترين كنسولگري يا سفارتخانه جمهوري اسلامي ايران كارت عبور موقت دريافت نماييد. 8. همچنين شماره، تاريخ صدور بليتهاي مسافري خود را نيز جدا يادداشت كنيد تا در صورت مفقود شدن بتوانيد بلافاصله موضوع را پيگيري نماييد. 9. چنانچه در ايستگاه هاي بين راه از هواپيما پياده مي شويد جهت ادامه مسافرت در زمان تعيين شده به هواپيما مراجعت كنيد. 10. در پروازهاي بين المللي چنانچه قصد داريد بيش از سه روز در مقصد بمانيد، جاي بازگشت خود را كه از مبدا نگهداري نموده ايد، از طريق دفتر هما در محل مجدداً تائيد فرماييد. عدم تاييد مجدد باعث ابطال جاي ذخيره شده خواهد شد.
همشهريآنلاين |
||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 28 بهمن1388ساعت 2:10 بعد از ظهر توسط محمد علی |
|
رامسر غربيترين شهر استان مازندران است و در شمال ایران قرار دراد این شهر که پیش از این سخت سر نام داشت، از سمت شرق با تنکابن، از غرب با چابکسر، از جنوب با رشته کوههای البرز و از سمت شمال با دریای خزر همجوار است. رامسر در تابستان آب و هوايی گرم و مرطوب و در زمستان سرد دارد. مجاورت با جنگل و دریا به این شهر زیبایی خاصی بخشيده است. اين شهر دارای مناطق ییلاقی بسیار زیبا و خوشآب و هوا است. محصولات عمده رامسر برنج، مرکبات و چای است. شهرستان رامسر در دامنه جنگلی و زیبای البرز و سواحل زيباي دریای خزر با برخورداری از انوع جاذبههای گردشگری و امکانات اقامتی، پذیرایی و تفریحی با لقب عروس شهرهای ایران به عنوان قطب مهم گردشگری در کشور شناخته شده است.
قلههای مخروطی شکل، باغات مرکبات، چای، مزارع برنج، ساحل زیبا، مناطق ییلاقی خوش آب و هوا، منابع فراوان آبهای گرم معدنی، فرودگاه و هتلهای قدیم و جدید این شهر را به یکی از شهرهای پر گردشگر تبدیل کردهاست. رامسر در غرب مازندران با برخورداری از جاذبههای منحصر به فرد طبیعی و تاریخی یکی از مناطق برتر کشور به لحاظ طبیعت گردی محسوب میشود.
وجود آبشارها، آبهای سرد و گرم معدنی، بوستانهای جنگلی، غارها، چمشهها، دریاچه، یادمانهای تاریخی، صدها مراکز اقامتی و پذیرایی و تفریحی و به ویژه نزدیکی کوه، دریا و جنگل این منطقه را به عنوان قطب مهم گردشگری در کشور مطرح کردهاست. جواهرده: جواهرده يكی از مناطق زیبا در استان مازندران و شهرستان رامسر است. در مورد نام این روستا عقاید مختلفی وجود دارد، در گذشته آن را جورده به معنی ده بالا در مقابل جیرده یعنی پایین ده ميناميدند.
جواهرده منطقهای تاریخی با جنگلهای سرسبز است كه نیمی از سال پوشیده از برف و در فصل تابستان از هوای بسیار مطبوع برخوردار است. این منطقه رویایی، شاهكار طبیعت و نگین فیروزه فام كوههای البرز به شمار میرود كه از 3 جهت در محاصره كوه قرار دارد. این منطقه با وجود فاصله كم از دریای خزر، در ارتفاع قابل ملاحظهای از سطح دریا كه حدود 2 هزار متر است، قرار دارد.
جواهرده روزگاری مركز دادوستد بود و با قزوین ارتباط داشته است اما جاده آن در سال ۱۳۵۰ به دست مهندسان آلمانی ساخته شده است. این منطقه خاطره جنگ میرزاكوچك خان با قوای دولتی را در یاد دارد. گهواره سنگی، سلاژپشته، شیرسنگی ، چشمه های زیبای طبیعی از مناطق دیدنی جواهرده به شمار می رود.
از ورزشهای رایج منطقه كوهنوردی و صعود به ارتفاعات زیبای جواهرده (قله سماموس)، كشتی محلی گیله مردی و اسب سواری است. مسجد آدینه و گورهای گبری از آثار تاریخی جواهرده به شمار میرود. ساخت بناي مسجد آدینه به حدود ۷۰۰ سال پيش و توسط شخصی به نام شل شریف برمی گردد. وي از بزرگان جواهرده بوده است. پوشش محلی اغلب ساكنان دهستان جواهرده در مازندران جلوه خاصی دارد كه این منطقه را از دیگر مناطق استان متمایز میكند.
لباسهای سنتی بانوان این منطقه كه در اغلب جشن ها و مراسم به تن میكنند، شكوه خاصی به آن مراسم میبخشد. جواهرده با زیباییهای وصف ناپذیر كه میتوان از آن به عنوان یكی از شاهكارهای خلقت در عرصه طبیعت یاد كرد، در ۲۶ كیلومتری رامسر واقع شده است. مسیر دسترسی به این ییلاق سنتی، از منتهیالیه مسیر غربی رامسر به طرف گیلان منشعب شده است و با عبور از میان كوههای مشجر و در امتداد رودخانه خروشان صفارود ادامه مییابد و با شیب و افزایش ارتفاع در طول مسیر، به تدریج نوع پوشش گیاهی تغییر مییابد و از تراكم درختان كاسته میشود. در نزدیكی جواهرده، پوشش جنگلی به چمنزار و بوته زار تغییر شكل میدهد و در همین نقطه در دامنه كوههای پربرف سماموس روستای ییلاقی وسنتی جواهرده با طبیعت زایدالوصفش خودنمایی میكند.
این منطقه در هر 4 فصل سال زیباست. جواهرده در فصل تابستان بخاطر آب و هوای خنك خود میتواند میزبان هزاران گردشگر داخلی و خارجی باشد. این منطقه در زمستان به دلیل كوههای پربرفش زیبایی چشمگیری دارد. بوستان جنگلی صفارود: مسیر دسترسی به این بوستان از ابتدای جاده جواهرده در میدان غربی شهر رامسر آغاز و پس از طی 9 كیلومتر و عبور از مسیری زیبا به این پارك در كنار رود صفارود میرسد.
این بوستان در میان دره و در پایین جاده قرار دارد كه پلههایی نیز برای ورود بهآن از جاده ساخته شدهاست و وجود جنگل، رودخانه، آب معدنی، آب و هوای مطبوع به این مكان جلوه خاصی بخشیده است. قله مارکوه: قله مارکوه از سلسه کوههای البرز است و در 6 کیلومتری شرق رامسر و 3 کیلومتری ساحل دریا و محور ارتباطی تنکابن به رامسر واقع است. قله مارکوه با وسعت ۶۰۰هزار مترمربع با انواع درختچهها، درختان انجیلی، بلوط، شمشاد و ازگیل پوشیده شده و ارتفاع قله از سطح دریا حدود ۵۰۰متر است. ۳۴۰ پله در ضلع جنوبی کار صعود را آسان كرده است.
شهر کتالم، چشماندازهای زیبای آن به دریا، مزارع برنج و باغات چای و مرکبات در شمال قله، تسلط به تپهها و ارتفاعات سرسبز البرز و روستاهای اطراف و رودخانه نسارود در شرق به این مکان موقعیتی ویژه بخشیدهاست. غارهای تاریخی رامسر:
این غار دارای شیبی تند بوده و در منطقه صعب العبور از ارتفاعات کوه ایلمیلی با دیوارههای صخرهای قرار دارد. لوکا به زبان محلی به سوراخ و شیار گفته میشود.
غار یاغی لوکا دارای شیبی 95 درجه بوده که دهنه بالائی غار 3 متر است و حدود هزار متر از سطح دریا ارتفاع داشته و در شمال غربی رامسر واقع است.
این غار در جنوب هتل و جنوب غربی محله رمک در میان جنگلهای پوشیده از درختان کهنسال در فاصله 200 متری دامنه کوه قلعه بند قرار گرفته است. دهانه آن به شکل مثلث بوده و حدود 40 متر عمق دارد و احتمالا در گذشته محل اختفای اشیای با ارزش و عتیقه بوده است. غار بام بامه دیدنی، ترسناک و از عجایب رامسر محسوب میشود.
این غار به علت وجود شب پره (خفاش) فراوان و آویزان در داخلش به این نام معرف شده است. جنگل دالخانی:
7 کیلومتر بعد از مسير رامسر - تنکابن و بعد از سهراهی جنت رودبار در مسیر ارتباطی و آسفالته، جنت رودبار در کنار جاده قرار دارد که برای احداث پارک جنگلی در نظر گرفته شده و به عنوان یک تفرجگاه مهم شهر رامسر مورد استفاده گردشگران قرار میگیرد. آبشارهاي رامسر: رامسر به علت داشتن کوههای پربرف، ریزش بارانهای فراوان در آن و قرار داشتن در منطقه پر آب ایران، از چندین آبشار زیبا و دیدنی با چشم اندازهای طبیعی برخوردار است.
هتل قدیم رامسر:
هتل قدیم رامسر با معماری بسیار زیبا در مرکز شهر در دامنه کوههای مشجر و فضای سبز با محوطهسازی چشم نواز واقع شده و در 1312 سال ساخته شده است. زیربنای این هتل حدود 5 هزار متر مربع در 3 طبقه است و به لحاظ نوع معماری، زیبایی، موقعیت مکانی و تجهیزات یکی از مشهورترین هتلهای خاورمیانه به شمار میرود.
آبهای گرم معدنی رامسر: بخشهای گستردهای از مرکز شهر رامسر از آبهای گرم معدنی با خاصیتهای طبی و درمانی برخوردار است که گردشگران از این آبها بهرهمند میشوند. وجود این آب گرمها در نزدیکی ساحل دریا ویژگی منحصر بهفردی به رامسر بخشیده است. در شهرهای کتالم و سادات محله نیز چند وان و استخر آب گرم معدنی وجود دارد که برای درمان بیماریهای پوستی، رماتیسم و دردهای عصبی و عضلانی سودمند است.
سادات محله در فاصله 5 کیلومتری رامسر قرار دارد كه زمانی معاف محله نام داشت و سپس به سید محله تغییر یافت و در چند دهه اخیر مبدل به سادات محله شد. این شهر به داشتن چشمههای آب گرم معدنی مشهور است. کوههای رامسر: رامسر در منطقهای واقع است که دارای کوهستانهای زیبای بسیار ميباشد. مهمترین کوههای رامسر عبارتند از :
رودهای رامسر: اکثر رودهای رامسر فصلی بوده و در فصول پر باران، دچار طغیان شده و تبدیل به رودی سرکش میشوند. رودهای رامسر پس از گذشتن مسافت کمی به دریای خزر وارد میشوند که عبارتند از:
گرسماسر(بهشتی در آسمان): در مسير رامسر به كتالم، مسیری آسفالته، جنگلی و زیبا وجود دارد که امتداد آن به زیباترین و باشکوهترین ییلاق واقع در رامسر ميرسد و نام آن گرسماسر است. گرسماسر قدمتی تاریخی دارد و در مسیر عبور کوهنوردانی است که جهت استفاده از مناظر طبیعی و زیبای لپاسر به قله 3600متری و پر برف با شکارهای نایاب سماموس راهی میشوند.
قلعه تاریخی گرسماسر با قدمتی بیش از 10 قرن در مجاورت این روستای باصفا قرار دارد. موزه تماشاگه خزر: این عمارت به کاخ مرمر معروف بوده و در سال 1316در میان باغی به مساحت 60 هزار متر که مساحت کاخ حدود 600 متر میباشد با شیوه معماری اروپایی بنا گردیده است. در داخل کاخ گچبریهای زیبا، سقف بسیار دیدنی با 4 ستون سنگی بزرگ خوشتراش، ببر سنگی، مجسمههای برنزی و مرمری، تابلوهای نقاشی عتیقه، فرشهای نفیس، کریستال، منبتکاریهای استادانه و آثار منحصر به فرد هنرمندان بزرگ ایران و جهان جهت بازدید عموم به نمایش گذاشته شده است.
در این باغ اولین نهالهای مرکبات اصلاح شده و گونههای گیاهی متفاوت و نایاب خارجی کاشته شده كه اين موزه را به یکی از باغهای منحصر به فرد ایران از نظر تنوع گونههای گیاهی تبدیل شده است. تله کابین رامسر: تله کابین رامسر به عنوان بزرگترین تله کابین کشور از کنار ساحل خزر تا ارتفاعات جنگلی با 40 کابین به طول 2 کیلومتر امتداد دارد و توسط بخش خصوصی ایجاد شده است.
تله کابین رامسر تنها تله کابین ر خاورمیانه است که ساحل دریا را به ارتفاعات جنگلی متصل میکند. این تله کابین که به واحدهای پذیرایی و اماکن تفریحی- گردشگری مجهز است با ظرفیت50 کابین ظرفیت حمل450 نفر در ساعت را دارد.
تله کابین رامسر در 5 کیلومتری غرب رامسر و 300 متری شهر چابکسر قرار دارد. پلاژ های رامسر: به علت نزدیکی دریا به شهر ، پلاژهاي شهر رامسر نقش عمدهای در جذب توریسم ایفا میکنند. پلاژهای رامسر عبارتند از:
همشهري آنلاين |
||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 28 بهمن1388ساعت 2:5 بعد از ظهر توسط محمد علی |
|
موزه كلمهاي يوناني است كه از موزهيون (Mouseion) به معناي مجلس فرشتگان الهام گرفته است
به طور كلي موزه به مجموعهاي از آثار و اشيايي اتلاق ميشود كه در محل يا عمارتي نگهداري و در معرض نمايش گذاشته شوند. موزهها از معدود مراكز حافظ يادگاران نسل گذشته و در حقيقت فرزندان هنر و تاريخ هستند. هر يك از اشياء داخل موزه در عين بي زباني به هزار زبان سخن ميگويند زيرا اسناد معتبري از هنر، فرهنگ و تاريخ را ارايه ميدهند. تاريخ تشكيل اولين موزه در ايران را بايد در گنجينههاي گرانبهايي كه باستان شناسان به دست آوردهاند، جستجو كرد. ايرانيان براي رهايي از آسيب بيگانگان گاهي گنجينههاي گرانبهايي مانند كلوزر، كلماكره و مجموعه سفالي آبگينه گرگان را درون چاهها و حفرهها پنهان ميكردند. بيشترين جلوه تاريخ موزهداري ايران را در ايجاد موزه ايران باستان بايد جستجو كرد. اين موزه با 2744 متر زير بنا به دليل قدمت اشيا، در زمره يكي از موزه هاي مادر دنيا محسوب ميشود كه در سال 1316 افتتاح شد. طراحي ساختمان اين موزه به عهده آندره گدار فرانسوي بود و شكل ظاهري ساختمان الهام گرفته از طاق كسري انوشيروان ساساني است. اين موزه در برگيرنده آثار مختلفي از هزاره ششم پيش از ميلاد تا دوران مختلف اسلامي است كه در دو طبقه به نمايش درآمده است. آثار و اشياء به نمايش درآمده در موزه، آيينه تمام نمايي از فرهنگ، هنر،آداب و روسوم، باورها و اعتقادات گذشتگان و نياكان ماست و آن را تنها پل ارتباطي بين گذشته،حال و آينده ميتوان به شمار آورد.
موزه را نبايستي مكاني دانست كه در آنجا صرفا" آثار تاريخي و باستاني به نمايش درميآيد، بلكه تمامي نمايشكاههاي هنري، علمي، جانوري، پزشكي، نگارخانهها، كتابخانهها و آرشيوها و بيشتر بناهاي تاريخي به نوعي موزه هستند. هر شيئ و اثر به نمايش گذاشته شده در موزه يا نمايشگاه زبان حالي دارد و با بينندهاش ارتباط برقرار ميكند با تعمق و تفكر ميتوان زبان حال اين آثار را دريافت و از ديدگاههاي مختلف آن را بررسي نمود. يكي از مهمترين وظايف يك موزه برقرار كردن ارتباط فرهنگي بازديد كننده با شيئ به نمايش درآمده است. در حقيقت بايد كوشيد تا همان ارتباط و حسي را كه بين خالق يك اثر و خود وجود داشته به نوعي ديگر به بازديدكنندگان منتقل نمود كه اين امري دور از دسترس نيست. انواع موزهها: موزهها را به شكلهاي گوناگون طبقه بندي كردهاند، موزههاي تاريخ و باستانشناسي، موزههاي فضاي باز، موزههاي مردم شناسي، كاخ موزهها، موزههاي علوم و تاريخي طبيعي، موزههاي منطقهاي (محلي)، موزههاي سيار (گردشي)، پارك موزهها، موزههاي سلاح (نظامي)، موزههاي انديشمندان (خانه هنرمندان). موزه تاريخي و باستان شناسي:
موزه فضاي باز:
موزههاي مردم شناسي:
كاخ موزهها:
موزههاي هنري:
موزه علوم و تاريخ طبيعي:
موزههاي محلي يا منطقهاي:
موزههاي سيار:
پارك موزهها:
موزههاي نظامي:
موزههاي انديشمندان (خانه هنرمندان):
همشهري آنلاين |
||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 28 بهمن1388ساعت 1:58 بعد از ظهر توسط محمد علی |
|
علمکوه نام کوهی با ارتفاع قله ۴۸۵۰ متر است که در منطقه تخت سلیمان واقع شدهاست
قله علم کوه پس از قله دماوند دومین قله مرتفع ایران به شمار میرود. بیشتر شهرت این قله به خاطر دیوارهایست که در دامنه شمالی آن واقع است و دارای فنیترین و سختترین مسیرهای سنگنوردی و دیوارهنوردی در ایران است. این دیواره در ایران، جایگاهی مانند کی۲ در جهان را داراست. رودبارک و کلاردشت نزدیکترین شهرها به این منطقه در استان مازندران هستند. جبهه جنوبی این کوه نيز مشرف به طالقان است. در جبهه شمالی این قله دیوارهای به طول ۶۵۰ متر وجود دارد که یکی از زیباترین و مشکلترین دیوارههای دنیا به شمار میرود.
منطقه علم کوه دارای ۴۷ قله بالای ۴۰۰۰متر است که به آلپ ایران نیز معروف است.
-همشهری انلاین |
||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 22 بهمن1388ساعت 9:31 بعد از ظهر توسط محمد علی |
|
قله توچال و کوهستان پیرامون آن به صورت یک خط الراس شرقی- غربی در جناح جنوبی رشته کوههای البرز مرکزی و در شمال شهر تهران قرار دارد این کوهستان از شمال به دره رودخانههای جاجرود و شهرستانک و از غرب توسط خط الراس کم ارتفاعتری به قلل شمالی کوههای کرج متصل میباشد. توچال بلندترین ارتفاع شمال تهران از طریق شانه غربی خود موسوم به هومند به ارتفاع 3900 متر به گردونه 3700 متری شهرستانک و سپس به قله شاه نشین بزرگ به ارتفاع 3850 متر متصل میشود و از سمت شرق توسط خط الراس قوسی شکلی پس از تشکیل قلل پیازچال و لزون از طریق گردنه کوتاه لوپهنه به قلل دارآباد ارتباط مییابد. قله از طریق جناح شمالی هومند به قله قزقونچال و یالهای فرعی منطقه آهاربشم و شهرستانک منتهی میگردد این خط الراس شمال توچال را از طریق قله قلعه دختر و سی چال به گردنه دیزین و سپس به سایر بلندیهای البرز مرکزی متصل میسازد.
از جمله جاذبههای فرعی کوهستان توچال باید از امامزاده ابراهیم، دیواره 150 متری مشهور بند یخچال منطقه سنگنوردی بند یخچال، آبشار دوقلو و پناهگاههای بزرگ شيرپلا، کلک چال و پلنگ چال نام برد.
پناهگاه توچال، در قله توچال و در ارتفاع ۳۹۶۰ متری ساخته شدهاست.قله توچال یکی از مقصدهای اصلی کوهنوردان تهران است.
تلهکابین توچال در پایان خیابان ولنجک و در ۳ کیلومتری میدان تجریش در منطقه شمیرانات واقع شدهاست.
مناسب ترین زمانهای صعود به قله ماههاي اردیبهشت، خرداد، مهر و آبان است -همشهری انلاین |
||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 22 بهمن1388ساعت 9:29 بعد از ظهر توسط محمد علی |
|
قلعه الموت در شمال شرقی روستای گازرخان و بر فراز كوهی از سنگ به ارتفاع ۲۱۰۰ متر از سطح دريا قرار دارد
اين كوه از نرمه گردن (ميان نرمهلات و گرمارود) شروع شده و به طرف مغرب ادامه پيدا كرده است. صخرههاي پيرامون قلعه كه رنگ سرخ و خاكستري دارند، در جهت شمال شرقي به جنوب غربي كشيده شدهاند. پيرامون دژ از هر چهار سو پرتگاه است و تنها راه ورود به قلعه در انتهای ضلع شمال شرقی است كه كوه هودكان با فاصلهای نسبتاً زياد بر آن مشرف است. اين قلعه يكی از جاذبههای گردشگری استان قزوين محسوب میشود. قلعه الموت یکی از منحصر به فردترین دژهای تاریخی ایران است که در منطقه رودبار الموت از توابع قزوین واقع شده است. نام الموت در تاریخ ایران با نام اسماعیلیه گره خورده و حسن صباح به عنوان رهبر فرقه اسماعیلیه از این قلعه به عنوان پایگاه حکومت خود و ترویج عقاید اسماعیلیه بهره میبرده است.
در مکتوبات تاریخی از قلعه حسن صباح در دوره صفوی به عنوان زندان یاد شده است. اما کاوشهای باستانشناسی در این قلعه نشان میدهد که دژ الموت نه تنها زندان نبوده بلکه افرادی که در آن میزیستهاند از مرتبه اجتماعی خاصی برخوردار بودهاند. قلعه الموت را که مردم محل؛ قلعه حسن مینامند از دو قسمت تشکیل شده است. قسمت باختری که دارای ارتفاع بیشتری است به نام جورقلا یعنی قلعه بالا و پیلاقلا یعنی قلعه بزرگ خوانده میشود. قسمت خاوری آن را جیرقلا یعنی قلعه پایین و پیارقلا یعنی قلعه کوچک نامند. دیوار خاوری قلعه بالا با قلعه بزرگ کمتراز قسمتهای دیگر صدمه دیده است. طول قلعه حدود 120 متر و پهنای آن بین 10 تا 35 متر متغیر است. یکی از شگفتیهای قلعه حسن یا الموت، سیستم پیچیده آب رسانی با تنبوشههایی به قطر 10سانتی متر است که از چشمه کلدر آب را به دژ رسانده و درحوضهای سنگی ذخیره میکردهاند. در جنوب باختری این قسمت از قلعه، در میان شیب بسیار تندی که به پرتگاههای عمیق میرسد؛ حوضی در دل سنگ به ابعاد تقریبی5×8 متر کندهاند که هیچ گاه ازآب خالی نشده است. این قلعه؛ بسیار مورد توجه گروههای گردشگری است و هرساله مورد بازدید گردشگران ایرانی و خارجی زیادی قرار میگیرد. همشهری آنلاين |
||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 22 بهمن1388ساعت 9:28 بعد از ظهر توسط محمد علی |
|
شيراز، هميشه مفتون كننده بود. شايد فرزند تهمورث «پادشاه سلسله پيشداديان» كه در اساطير آمده است كه اولين سنگ بناي اين شهر را پي افكند (و نام خود را بر آن گذاشت) هيچگاه تصور نميكرد كه روزگاري نامش به واسطه مردماني كه پس از وي ميآيند شهره آفاق شود و زبانزد همه.
بدون آنكه مردم بدانند كه اين نام، نام فرزند پادشاهي است كه اكنون ديگر نامي از او بر جاي نمانده است. به جا مانده از تاريخ. شهري در دوردست تمدني باستاني. شيراز. اگرچه گرد و غبار زمان بر آن سنگيني ميكند اما شكوهي از روزگاراني دور را با خود به همراه دارد. شكوهي كه هنوز ميتوان بر آن نگاهي به عبرت انداخت. شيراز. شهري كه هر گاه زبان به شعر باز كني وصفي از آن موريانهوار تو را ميخورد. شايد داشتههاي فرهنگي، هنري و تاريخي اين شهر ديرين را با طبيعت زيبايش بياميزي، به نامگذاري آن در 15 اريبهشت ماه مهر تائيدي ميزني. روزي كه به روز شيراز شهرت يافته و از قرار براي بزرگداشت اين شهر باستاني جشن ميگيرند و انبوهي از دوستداران فرهنگ و هنر برخاسته از آن به آنجا ميروند تا راهي نو بجويند به اين شهر در زير غبار گمناميفرو رفته و راهي بجويند برايش در هزاره. هفته شيراز اگر تهران را مركز سياسي و اقتصادي ايران بناميم و قم و مشهد را بزرگترين پايگاه مذهبي و اعتقادي اين مرز و بوم و تبريز را كانون علم و صنعت و نوآوري و اصفهان را مركز فرهنگي، به حق شيراز را بايد در ميان شهرهاي بزرگ كشور كانوني براي گردشگري و توريسم بدانيم. شهري كه به دليل صبغه تاريخي و باستاني و جلوه فرهنگياش و طبيعت زيبا و دل انگيزش همواره مورد علاقه بسياري از جهانگردان و ايرانگردان است. در واقع عمده درآمدهاي اين شهر نه از فعاليتهاي صنعتي و زيارتي و اقتصادي و توليدي كه از طريق صنعت گردشگري بدست ميآيد و اين صنعت در اين شهر بسيار مورد توجه مديرانش بوده است. در واقع شهر شيراز به دليل نداشتن كارخانههاي صنعتي همواره جزء شهرهاي داراي آب و هواي پاك و مطلوب بوده و مورد علاقه بسياري از كساني است كه از شهرهاي صنعتي و آلوده فراري اند. از سويي اين شهر به دليل باغات بسيارش كه از دير باز در آن وجود داشته فضايي زيبا براي گردشگران فراهم آورده است. از اينرو مديران اين شهر براي توسعه صنعت گردشگري و فراهم آوردن زمينهاي براي درآمدزايي بيشتر و همچنين به دليل پاسداشت از ميراث ديرينيان با نامگذاري هفتهاي به نام هفته شيراز و اختصاص روزي به نام شيراز سعي كردند تا زمينهاي مناسب براي شكوفايي اين صنعت از طرفي و يادآوري شكوه تاريخي آن به وجود آورند. روز 15 ارديبهشت هر سال به نام شيراز معرفي شده است و امسال در اولين سال برگزاري آن ميتوان جلوهاي اندك از آنچه اين شهر در سالهاي آينده خواهد بود را شاهد بود. در واقع دستاندركاران اجرايي اين شهر، برگزاري هفته شيراز را موقعيت مناسبي ميدانند تا در اين قالب علاوه بر فراهم آوردن بستر اقتصادي مناسب و ايجاد درآمد براي اين شهر، موقعيتها و توانمنديهاي موجود در اين سرزمين را به عنوان كانون تمدن ايران زمين و پايتخت، قطب و مركز فرهنگي كشور بيشتر معرفي كنند. براي همين شهرداري شيراز با تهيه برنامههايي متنوع و دعوت از سفيران 70 كشور جهان براي حضور در هفته شيراز، به معرفي ابعاد مختلف شايستگيهاي واقعي و موجود شيراز به عنوان مركز بزرگ ادبي، فرهنگي، تاريخي پرداخته تا جايگاه اين شهر و همچنين تمدن چند هزار ساله اين سرزمين بيشتر خود را نمايان سازد. شيراز شهري در دل تاريخ شيراز با داشتن بيش از 400 خانه ميراثي و ارزشمند و محوطهاي تاريخي بينظير اگرچه هم اكنون با معضلي به نام بافت فرسوده در دل خود روبهروست اما شايد توجه به پتانسيلهاي موجود اين آثار و ابنيه بتواند راهي براي برون رفت اين شهر تاريخي فراهم كند. مسئولان اجرايي مديريت شهري شيراز با سرمايهگذاري بيش از 50 ميليارد توماني براي پروژه مجتمع تجاري، فرهنگي و ورزشي بين الحرمين در حاشيه حرم مطهر حضرت احمدبن موسي شاهچراغ(ع) را نقطه آغازي بر حركت بزرگي ميدانند كه بايد در اين منطقه براي بهرهمندي مناسب از بافت قديم شيراز صورت گيرد. مطالعات ايجاد يك شهرك توريستي در بافت قديمي شيراز انجام شده كه در صورت مهيا شدن مراحل اجرايي آن، ميتوان اميدوار بود كه در اين شهر و در كنار مهد تمدني باستاني منطقه بزرگ توريستي به بار نشيند. اين منطقه كه به عنوان پايتخت باستاني ايران شهرت دارد از جمله شهرهايي است كه به دليل داشتن بافت فرسوده به مساحت 370 هكتار اگرچه با مشكلات مختلفي روبهروست اما وجود طرحها و برنامههاي بزرگ آيندهاي شكوهمند را پيش رو دارد. وجود آثار تاريخي فراوان از جمله آرامگاه شاعراني بزرگ از جمله سعدي، حافظ، خواجو و.. وجود مجموعه كريمخاني در وسط شهر، مسجد جامع عتيق با معماري منحصر به فرد، خانه زينت الملك و بسياري از آثار تاريخي ملي در حاشيه اين شهر از جمله تخت جمشيد، پاسارگاد و.... ميتواند اين شهر را به جايگاهي ويژه برساند و موجب شود تا شيراز هر چه زودتر در زمره شهرهايي باشد كه پيشگام صنعت گردشگري است. شايد اولين گام در اين راه برگزاري هفته شيراز براي نخستين بار در اين شهر است كه به نوعي طلايهدار آغاز دوباره شكوه تمدني است بازيافته. تمدني كه هيچ تهاجمي نتوانست نابودش كند. گاميبه جلو روز شيراز، روز بهرهگيري و شناخت بيشتر ارزشهاي فرهنگي و معنوي شيراز است. روزي است كه در آن دستاوردهاي فرهنگي، هنري، ادبي و تاريخي اين شهر به همراه مجموعهاي از تاريخ نهفته در آن را اگر با زيباييهاي طبيعي باغهايش در هم بياميزيم، در نامگذاري روز 15 ارديبهشت به نام روز شيراز و گراميداشت هفته اين شهر اغراق نكردهاي. در اين هفته فعاليتهاي مختلفي براي شكوه اين شهر باستاني به همت مديرانش تدارك ديده شده است. برنامههايي كه علاوه بر زمينهاي براي گسترش گردشگري در اين شهر به نوعي معرفي سالها تاريخ آن نيز است. توجه به مسائل بومي و آداب رسوم، توجه به شاعران و بزرگاني كه در اين شهر آرميدهاند، گراميداشت مرداني كه در سالهاي تهاجم و يورش در برابر دشمنان ايستادگي كردهاند، برگزاري مراسم و همايشها و همچنين برگزاري همايش شكوه تمدن پارسي در تخت جمشيد نمونهاي است كه شيراز را ميتواند در سالهاي آينده به شهري با فرهنگي بزرگ و مقصدي براي گردشگري تبديل كند. واقعيت اين است كه شيراز به واسطه فرهنگ ديرپا و پيشينهاش ميتواند هر ساله با برپايي اين مراسم و تداوم اين مسير خيلي زود از شهرهايي چون قونيه كه وجههاي تنها فرهنگي دارند، سبقت گيرد و با تكيه بر فرهنگ غني مردمان خود به شهري آرماني براي گردشگران فرهنگي تبديل شود. مقصدي رويايي براي تمام كساني كه به تاريخ و فرهنگ ملل علاقهمندند و به اين منظور هر ساله در بسياري از كشورهاي جهان گردش ميكنند. كسي چه ميداند. شايد روزگاري كه دن گارسيا سيلوايه فيگوهرآ، نجيب زاده اسپانيايي اين شهر آرميده در دشت مركزي ايران را از نظر گذراند و به ديده حيرت به آن نگريست، شكوه اساطيري اين سرزمين چنان او را تسخير كرد كه آن را زيباتر از شهرهاي مورد علاقهاش ديد و به آن لقب مرواريد ايران را داد. مرواريدي كه هم اينك به سهم خواهي خود از صنعت گردشگري برخاسته است و سر آن دارد تا به كانوني بزرگ در عرصه گردشگري منطقه تبديل شود و همچنان باغهاي شكوهمندش را داشته باشد و كانوني باشد پر رمز و راز براي دوستدارانش. كانوني كه در گذشته آنگونه بود. يعني شهر راز. شهر انگورهاي تازه. شهري با وصف بي مثال. شيراز -همشهری انلاین-عباس ثابتي راد |
||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 22 بهمن1388ساعت 9:27 بعد از ظهر توسط محمد علی |
|
استان كرمانشاه با وسعتي در حدود 24434 كيلومتر مربع در ميانه ضلع غربي كشور قرار گرفته است. اين استان از شمال به استان كردستان، از جنوب به استانهاي لرستان و ايلام، از شرق به استان همدان و از غرب به كشور عراق محدود شده است. استان كرمانشاه در سال 1375 داراي11 شهرستان، 19 شهر، 24 بخش، 83 دهستان و 2793 آبادي داراي سكنه بوده است. شهر كرمانشاه مركز استان كرمانشاه ميباشد و شهرستانهايي اين استان عبارتند از: اسلامآباد غرب، پاوه، جوانرود، سرپل ذهاب، سنقر، صحنه، قصر شيرين، كرمانشاه، كنگاوور، گيلانغرب و هريس.
استان كرمانشاه ناحيهاي كوهستاني است كه بين فلات ايران و جلگه بينالنهرين قرار گرفته و سراسر آن را قلهها و ارتفاعات سلسه كوههاي زاگرس پوشاندهاند و در محدوده اين استان به صورت مجموعهاي از رشتهكوههاي موازي پديدار گشته كه دشتهاي مرتفع كوهستاني درميان آنها شكل گرفته و بستر گذرگاههاي مهم زاگرس را به وجود آورده است. قدمت سكونت در محدوده استان فعلي كرمانشاه به هزاره قبل از ميلاد ميرسد در
آثار سارگن- شاه اكد- كه از سال 2048 تا 2030 قبل از ميلاد بر جنوب بين النهرين فرمان رانده، از مردم زاگرس به عنوان ( آريزان ياغي) ياد شده است. به استناد كتيبههاي بابل، آشور و عيلام ساكنان دامنههاي زاگرس طوايفي به نامهاي لولوبي، گوتي، مانايي، فايري، آموا و پارسوآ بودهاند. در خصوص اصلو نژاد اين طوايف، نظرات متضادي ابراز شده است، طوايف آمادا و پارسوآ آريايي، و طوايف گوتي و كاسي نيز به احتمال زياد آريايي ثبت شدهاند ولي محققان در آريايي بودن لولوبيها و ماناييها ترديد دارند. شهرستان كرمانشاه كرمانشاه يكي از باستاني ترين شهرهاي ايران است كه گفته ميشود توسط طهمورث ديو بند- پادشاه افسانهاي پيشداديان- ساخته شده است. برخي از مورخين بناي آن را به بهرام پادشاه ساساني نسبت ميدهند. كرمانشاه در زمان قباد اول و انوشيروان ساساني به اوج عظمت خود رسيد. در قرن چهارم يكي از مورخان اسلامي از كرمانشاه به عنوان شهري زيبا در ميان اشجار و آبهاي روان ياد كرده است.
در اوايل حكومت شاه اسماعيل صفوي سلطان مراد آق قويونلر با 70 هزار نفر كرمانشاه و همدان را اشغال كرد. صفويه براي جلوگيري از تجاوز احتمالي امپراطوري عثماني اين اين شهر را مورد توجه قرار داد. در زمان شيخ عليخان زنگنه صدراعظم صفوي، به آباداني و رونق كرمانشاه افزوده شد ولي در دوره افشاريه مورد هجوم عثمانيها قرار گرفت. اما نادر شاه ،عثمانيها را عقب راند ولي در اواخر زندگي نادر شاه، كرمانشاه با محاصره و تاراج عثمانيها مواجه شد و دستخوش آشوب فراواني گرديد. در سال 1267 هجري قمري امامقلي ميرزا از طرف ناصرالدين شاه به سرحدات كرمانشاه منصوب شد و مدت 25 سال در اين شهر حكومت كرد و در همين دوره بناهايي را احداث و به يادگار گذاشت. اين شهر در جنبش مشروطه سهمي به سزا داشت و در جنگ جهاني اول و دوم به تصرف قواي بيگانه در آمد و پس از پايان جنگ تخليه شد. همچنين اين شهر در جنگ تحميلي عراق عليه ايران، خسارات زيادي ديد. مراكز ديدني و تاريخي
شهرستان اسلام آباد غرب نام اسلام آباد غرب نخست (مندلي) بود. بعد حمله عربها، يكي از سرداران عرب به عمران و آبادي آن پرداخت و به مرور زمان به شهر ( هارون آباد) معروف شد. در سال 1309 هجري شمسي نام شهر به شاهآباد غرب تغيير يافت. بعد از انقلاب اسلامي در سال 57، نام اين شهرستان به اسلام آباد غرب تغيير داده شد. اين شهر در روزگار صفويه به ويژه در زمان شاه عباس رونق يافت و كاروانسراهايي براي اقامت تجار، مسافران و زايران عتبات عاليات احداث شد. بعضي از بخشهاي اين شهرستان سابقه تاريخي دارند:
مراكز ديدني و تاريخي
شهرستان پاوه (اورامانات) نام پاوه را به پاوه، سردار يزد گرد سوم ( آخرين شاهنشاه ساسانيان) منسوب ميدانند كه جهت جلب حمايت كردها روانه اين منطقه گرديد و مورد احترام اهالي قرار گرفت. بعدها به خاطر تجليل از آن سردار، اين ناحيه را پاوه ناميدند كه در كتابهاي عربي ( فاوج) آمده است. ظاهراً در محلي نزديك پاوه كه اكنون ( جنگاه) گفته ميشود مردم پاوه با سعدوقاص جنگيدهاند. همچنينمعني كلمه اورمانات از اورتن ( اورامان) نام يكي از سرودههاي دين زرتشتيان- گرفته شده است. مراكز ديدني و تاريخي
جوانرود همان محلي است كه حمدالله مستوفي در نزهه القلوب از آن به عنوان (الا ني) نام برده است. مستوفي از الا ني يا جوانرود امروز به عنوان قصبهاي معتبر با هواي خوش، آبهاي روان، شكارگاههاي خوب و ناحيهاي با محصولات غلات نام برده است. در دوره شاه طهماسب صفوي جوانرود بيش از صد قريه داشته است و در اطراف آن قلههايي وجود داشته است. اين شهر در دوره افشاريه و تا اواخر دوره زنديه مورد توجه خاص حكمرانان بوده است. حكومت جوانرود بعد از سال 1320 به يكي از بيك زادگان رستم بيك جاف واگذار شده بود. اين شهر در حال حاضر بسيار آباد و توسعه يافته است و طبيعت و فضايي زيبا دارد كه غار كاوات را يكي از مراكز ديدني آن ميباشد. شهرسستان سر پلذهاب سر پل ذهاب در نزديكي ويرانههاي شهر قديمي حلوان بنا شده و قلعه مخروبهاي نيز در نزديكي آن قرار دارد. سر پل ذهاب به عنوان دژ و پايگاه مرزي ايران بود كه در زمان حمله عربها به ايران از بين رفته و آثاري از پايههاي آجري آن به جا مانده است. در كتب تاريخي از اين ناحيه به عنوان دژ و پايگاه مرزي ايران بود كه در زمان حمله عربها به ايران از بين رفته و آثاري از پايههاي آجري آن به جا مانده است. در كتب تاريخي از اين ناحيه به عنوان ( زهاو) مركز ايالت حلوان نام برده شده است. كلمه ذهاب در لغت به معني ( آب مقطر، خوب و همچنين به معني چشمه و منبع آب) آمده است. ظاهراً به علت چشمه سارها و سرابهاي فراوان، اين شهر به ذهاب مشهور شده است. نام ديگر اين ناحيه ( سرپل) است كه از نام پلي برروي رودخانه الوند در 12 كيلومتري ذهاب اخذ شده است. اين پل در سال 1345 هجريشمسي تخريب شده است.
مراكز ديدني و تاريخي
شهرستان سنقر و كليايي سنقر در لغت فارسي به معني (پرنده) شكاري است. از قدمت ديرينه اين شهر اطلاعات روشني در دست نيست ولي در دوره سلجوقيان، اميران سنقر به نام (آقاسنقر) معروف بودهاند. گفته ميشود كه شهر سنقر در ابتدا يك اردوگاه مغولي بود كه بعدها به شهر تبديل شده است. در زمان فتحعلي شاه قاجار فرزند وي فتحالله ميرزا به حكومت سنقر گماشته شد. سپس اين ناحيه با نواحي كنگاور، ملاير و تويسركاني يكي شده يكي شه و تحت حكمفرمايي شاهزاده شيخعلي ميرزا ( پسر فتحعلي شاه) قرار گرفت. در زمان ناصرالدين شاه سنقر و كليايي ضميمه اسد آباد شد. در حال حاضر شهرستان سنقر و كليايي از نواحي جالب توجه و زيباي استان كرمانشاه است كه در جلگه هموار و زيبايي واقع شده و اطراف آن را رودخانه، سبزه زار، باغات و بيشه زار فرا گرفته است و قلههاي كوههاي آن تا اواخر تابستان از برف زمستاني ميدرخشد. مراكز ديدني و تاريخي
شهرستان صحنه شهرستان صحنه يكي ديگر از بخشهاي شهرستان كرمانشاه بود كه در سالهاي اخير به شهرستان مستقلي تبديل شده است. محدوده اين شهرستان نيز از نواحي قديمي و تاريخي استان كرمانشاه است و آثار و بقاياي ادوار گذشته در آن به جا ماندهاند. مراكز ديدني و تاريخي
شهرستان قصر شيرين قصر شيرين از شهرهاي بسيار قديمي ايران مي باشد. بناي اين شهر به خسرو پرويز ساساني منسوب است، اين شهر در عصر هخامنشيان نيز آباد بوده است. در اطراف شهر فعلي، ويرانههاي قصر شيرين كهنه باقي مانده كه گفته ميشود در زمان سلطنت خسرو پرويز، باغي وسيع با قصرهاي دلپذير و فرح انگيز بود و قصر زمستاني محبوبه او شيرين نيز درآن قرارداشته است. افسانه معروف شيرين و فرهاد از نام اين شهر اخذ شده است. پس از حمله عربها، قصر شيرين ويران گشت وتا سال 1270 هجري قمري مانند قصبه كوچكي باقي ماند. در جنگ جهاني اول، قصر شيرين مرز سربازان دولتهاي آلمان و عثمانها از يك طرف و روسيه و انگلستان از طرف ديگر بود. اين شهر هم اكنون گسترش يافته و به شهري بزرگ و جذاب تبديل شده است.
مراكز ديدني و تاريخي
شهرستان كنگاور كنگاور يكي از شهرهاي قديمي ايران است كه قدمت آن به دوره ساساني ميرسد. بعد از شكست ايران، عربها نام آن را قصرالصوص ناميدند. كنگاور به دليل همجواري با معبد باستاني آناهيتا، اهميت ويژهاي داشته است. اين شهر تا زمان ساسانيان آباد بود، ولي پس از غلبه عربها ويران شده است. در حال حاضر آثار قلعه خرابه سنگي معبد آناهيتا در محله گچ كن آن باقي مانده است. در اين شهر، خسرو پرويز بر روي صفحهاي، بناي ستون داري از گچ و آجر ساخته بود. ياقوت حموي در قرن هفتم هجري قمري نوشته است كه ساختمانهاي ساسانيان بيست ذرع از سطح زمين بلند تر است. شهر كنگاور به دليل بقاياي كاخ يا معبد آناهيتا شهرت ملي و جهاني دارد.
مراكز ديدني و تاريخي
شهرستان گيلان غرب شهرستان گيلان غرب از نواحي قديمي استان كرمانشاه است كه در نوشتههاي تاريخي نيز به كرات از آن نامبرده شده است. خرابههاي روستاي گيلان در منتهياليه جنوب جلگه كرمانشاه بر سر راه كرمانشاه به بغداد قرار دارد. اين خرابهها كه به شكل تپه كه به شكل تپه خودنمايي ميكنند، احتمالاً بناهايي بودهاند كه بنا به ضرورتهاي دفاعي و امنيتي ساخته ساخته شدهاند. در اين تپهها آجرهاي بزرگ به سبك بابلي و به تعداد زياد پيدا شده كه نشانههايي از قدمت تپهها هستند و احتمالاً آتشكدههاي بزرگ مربوط به مغها بودهاند كه در دوره اشكانيان به يكي از خدايان محلي اختصاص داشته است. شهرستان گيلان غرب محل سكونت ايل بزرگ كلهر است و از گذشتههاي دور، خوانين كلهر زمستانها در اين منطقه به سر ميبرند. شهرستان هرسين هرسين يكي از نواحي باستاني استان كرمانشاه ميباشد. در اين ناحيه آثاري از دوره ساساني از جمله صفحه تراشيده كوه، حوض سنگي،ساعت آبي، طاق سنگي، پلكان سنگي، قلعه و آثاري ديگر باقي مانده است. در دوره قاجاريه نيابت اين محل با امينالرعايا و فرزندان او بوده است. اين ناحيه در سالهاي اخير به شهرستان تبديل شده است. مراكز ديدني و تاريخي
-همشهری انلاین |
||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 22 بهمن1388ساعت 9:23 بعد از ظهر توسط محمد علی |
|
كردستان استاني سرسبز و خرم با وسعتي معادل 28 هزار و 203 كيلومتر مربع در غرب ايران و در مجاورت بخش شرقي كشور عراق قرار دارد.
اين استان كه در دامنهها و دشتهاي پراكنده سلسله جبال زاگرس مياني قرار گرفته است، از شمال به استانهاي آذربايجان غربي و زنجان، از شرق به همدان و زنجان، از جنوب به استان كرمانشاه و از غرب به كشور عراق محدود است. استان كردستان براساس آخرين تقسيمات كشوري در سال 1375داراي 8 شهرستان، 12شهر، 21 بخش، 78 دهستان و 1765 آبادي داراي سكنه بوده است. شهرستانهاي اين استان عبارتند از: بانه، بيجار، ديواندره، سقز، سنندج، قروه، كامياران و مريوان. در حال حاضر استان كردستان با مجموعه شهرها، روستاها و عشايري كه در اقصي نقاط آن پراكنده شده و استقرار يافتهاند، به يكي از نواحي در حال توسعه غرب كشور تبديل شده و از پتانسيلهاي توريستي و تفرجگاهي بسيار خوبی برخوردار می باشد.
جغرافياي طبيعي و اقليم استان کردستان اين استان منطقهاي كاملا كوهستاني است كه از مريوان تا دره قزلاوزن و كوه هاي زنجان جنوبي در مشرق گسترده شده است. ناهمواريهاي اين استان كه تحت عنوان ناحيه كوهستاني كردستان مركزي بررسي ميشود، مشتمل بر دو بخش غربي و شرقي است. اين دو قسمت از نظر شكل پستي و بلندي و جنس زمين متفاوتند.قسمت وسيعي از سنندج، مريوان و سرزمينهاي اطراف آنها تا جنوب كردستان بخش كوهستاني غربي را تشكيل ميدهد. در اين ناحيه، يكنواختي و سستي جنس زمين اشكال مشابهي را به وجود آورده كه از ويژگيهاي آن كوههاي گنبدي شكل با شيب يكنواخت و ملايم همراه با درههاي باز است. اين يكنواختي را طبقات آهكي سخت و سنگهاي دروني كه بين لايههاي سست ظاهر ميشوند، درهم ريخته و آن را به صورت صخرههاي عريان درآورده است. نوع مشخص اين ناهمواريها، ناحيه كوهستاني چهل چشمه در بين مريوان و سقز است كه دنباله پستي بلنديهاي اين ناحيه را در جنوب و مشرق، تشكيل دادهاند و دامنه غربي آن تا داخل كشور عراق كشيده شده است. در اين ناحيه شعبههاي رود قزلاوزن در شرق و شمال شرقي و رود سيروان در حنوب چهره زمين را بهطور كامل تغيير دادهاند.بخش كوهستاني شرقي، قسمتهاي شرقي سنندج را دربرميگيرد و درحد فاصل ناحيه غربي و شرقي، يك رشته از ارتفاعات آتشفشاني شمالي- جنوبي را بهوجود ميآورد. [آشنايي با رودخانه هاي ايران] در شرق اين رشته كوه، شهرستانهاي قروه و بيجار قرار گرفتهاند كه شكل زمين در آنها با پستي و بلنديهاي ناحيه غربي به كلي متفاوت است. از ويژگيهاي اين ناحيه، وجود يك حصار كوهستاني متشكل از سنگهاي دگرگوني و رسوبي است كه دشتهاي مرتفع هموار و تپه ماهوري را احاطه كرده است. در اين ناحيه به استثناي كوههاي بيجار، دشتهاي نسبتاً وسيعي نيز وجود دارد. اين دشتها بهوسيله شعبههاي رود قزلاوزن قطع شده و به صورت تپه ماهور درآمدهاند. مرتفعترين دشت اين ناحيه «هوهتو» خوانده ميشود كه با دو هزار و دويست متر ارتفاع در شمال سنندج واقع شده است.
بلندترين كوههاي اين ناحيه، شاهنشين در شمال بيجار، شيدا در مركز و پنجه علي بين قروه و سقز است.استان كردستان بهطوركلي تحت تأثير دو جريان عمده هواي گرم و سرد قرار دارد و اقليمهاي گوناگوني را بهوجود ميآورد. بيشترين ميزان بارش جوي در ناحيه غربي استان (شهرهاي بانه و مريوان) حدود هشتصد ميليمتر در سال و كمترين ميزان بارندگي آن در ناحيه شرقي حدود چهارصد ميليمتر در سال است. ميزان نزولات جوي در قسمت مركزي استان (شهرهاي سقز و سنندج) نزديك به پانصد ميليمتر در سال است.تمام قلمرو استان در بهار و تابستان آب و هوايي خنك و معتدل دارد. مقايسه ارقام ميانگين دماي ماههاي مختلف سال در مركز استان نشان ميدهد كه متوسط دماي روزانه در ارديبهشت ماه شانزده و يكدهم و در مهر ماه شانزده و نهدهم درجه سانتيگراد است. ميانگين دماي ماههاي اين دوره از بيستودو تا بيست و هشت درجه سانتيگراد متغير است. اين درجه، دماي مطلوبي براي صنعت گردشگري ميباشد. از اينرو شش ماه از سال در مركز استان كردستان براي جريان جهانگردي بهترين و مناسبترين ايام به حساب ميآيد. سردترين ماه سال در شهرستان سنندج، بهمن ماه است كه حداقل دماي آن به حدود يك درجه زير صفر ميرسد. تعداد روزهاي يخبندان در سنندج نودودو روز در سال گزارش شده است.در پهنه استان كردستان پاره اقليمهاي گوناگوني وجود دارد كه در زير به انواع و نواحي مشخص آن اشاره ميشود:
نفوذ تودههاي مرطوب زمستاني و بهاري در مريوان و درياچه زريوار تأثير فراواني در مرطوب و معتدل شدن هواي اين ناحيه دارد. ميزان رطوبت و بارش مناسب باعث ايجاد جنگلهاي انبوه بلوط و گونههاي مختلف درختان جنگلي شده است. پوشش گياهي اين ناحيه مناظري شگفتانگيز و باشكوه دارند.از آنجا كه تنوع اقليمي همراه با ساير شرايط مناسب، از جاذبههاي مهم در صنعت جهانگردي بهشمار ميرود و جهانگردان خواهان دماي مطلوب و مطبوعي (بيستوپنج- بيستودودرجه سانتيگراد) هستند، استان كردستان بهويژه در فصول بهار و تابستان از اين نظر بسيار مناسب و داراي توانايي های جهانگردي قابل توجهی می باشد. جغرافياي تاريخي استان مردمان كرد آريايي نژاد هستند كه چندين هزار سال قبل از ميلاد به اين منطقه مهاجرت كردهاند. تاريخ اقوام كرد تا قبل از اسلام چندان روشن نيست. در اسناد سومري و بابلي و اكدي و آشوري نام اقوامي ديده ميشود كه شباهت به كلمه كرد دارد، ولي از همه نزديكتر چه از لحاظ زبانشناسي و چه از نظر جغرافيايي و چه از نظر توصيفي، نام قومي است به نام كردوخوي كه در كتاب سفر جنگي گزنفون ذكر شده است. اين قوم در كوهها و درههاي ميان عراق و ارمنستان و مخصوصاً در محلي كه امروزه «زخو» ناميده ميشود و در شصت كيلومتري شمال غربي موصل در عراق قرار دارد، ساكن بودهاند. گزنفون، آنان را تا هنگامي كه به جلگههاي شمال رسيدند، تعقيب كردند و صدماتي نيز بر آنها وارد آوردند.پوليبيوس (دويست- يكصد و بيست ق.م) نيز از اقوامي كه در قسمتهايي از آذربايجان كنوني زندگي ميكردند و بهنام «كورتييوي» يا كورتياي خوانده ميشدند، ياد ميكند. استرابون و ليوي ميگويند كه اين اقوام در فارس نيز ساكن بودهاند. چنانكه در زمان ساسانيان و اوايل اسلام چادرنشينان كوهستانهاي فارس را كرد ميخواندند. اگر تاريخ اقوام كرد در پيش از اسلام تاريك و مبهم است، تاريخ آنان در پس از اسلام در پرتو تأليفات مورخان اسلامي تا اندازهاي روشنتر است، ولي در اين دوره هم، چون از كرد بهطور فرعي و ثانوي- ضمن اخبار ممالك اسلامي- سخن به ميان آمده، درباره تاريخ اين قوم بهطور اساسي و مستمر مطلب كاملي نوشته نشده است و فقط در دوره صفوي نخستين كتاب مهم درباره قوم كرد به زبان فارسي تدوين شده كه همان شرفنامه بدليسي است. اعراب در تاريخ شانزده يا بيست هـ .ق. قلعهها و استحكامات كردها را تصرف كردند. در بيستوسه هـ .ق. كه سپاه عربي در ايالت فارس مشغول فتوحات بود، اكراد فارس در دفاع از فسا و دارابجرد شركت داشتند. فتح شهر زور و داراباذ كه از شهرهاي كردنشين بودند، در سال بيستودو هـ .ق. صورت گرفت.ابوموسي اشعري در سال بيست و پنج كردان را سركوب كرد. در سال سي و هشت ه.ق اكراد ناحيه اهواز در قيام خريت ابنراشد برضد اميرالمؤمنين علي(ع) جانب خريت را گرفتند و پس از قتل خريت عده زيادي از ايشان كشته شدند. در سال نود هـ .ق. اكراد فارس سر به شورش برداشتند و اين شورش بهوسيله «حجاج ابن يوسف ثقفي» سركوب شد. در سال يكصد و چهل و هشت هـ .ق. اكراد موصل قيام كردند و منصور خليفه عباسي، «خالد برمكي» را براي سركوبي آنان به آنجا فرستاد و وي نيز شورش كردها را سركوب كرد.در سال دويست و بيست و چهار هـ .ق. يكي از پيشوايان اكراد اطراف موصل به نام جعفر ابن فهرجيس برضد خليفه معتصم سر به شورش گذاشت خليفه سردار معروف خود آيتاخ را به جنگ او فرستاد. آيتاخ پس از جنگي سخت جعفر را كشت و بسياري از اكراد را مقتول يا اسير كرد و اميران و زنان و اموال ايشان را به تكريت برد.در سال دويست و سي و يك هـ .ق. اكراد به اطراف اصفهان و فارس تاختند. يكي از سرداران ترك خليفه به نام وصيف، پس از پيروزي، نزديك به پانصد نفر از آنان را به اسيري به بغداد برد.در سال دويست و هشتاد و يك هـ .ق. چادرنشينان عرب با اكراد در نواحي موصل و ماردين متحد شده و تحت رهبري حمدان ابن حمدون جنگ عليه معتضد را شروع كردند كه به كشته شدن و اسارت گروهي از آنان منجر شد. در سال سيصد و چهارده هـ .ق. در زمان خلافت المقتدر بالله و امارات ناصرالدوله حمداني، در ناحيه موصل يك بار ديگر كردها سر به شورش برداشتند. در فاصله سالهاي سيصد و بيست و هفت و سيصد و چهل و پنج هـ .ق. شخصي بهنام ديسم كه از خوارج بود و پدري عرب و مادري كرد داشت، با گردآوري كردهاي آذربايجان، با آلمسافر و ديگر حكمرانان آذربايجان به جنگ پرداخت و سرانجام گرفتار شد و در زندان درگذشت. در قرنهاي چهارم پنجم و ششم هجري، شداديان كه كرد بودند حكومتهاي مستقلي را در نواحي كردنشين تشكيل دادند.
خاندان شدادي از قبيله روادي بودند و دولت معروف ايوبي در مصروشام از همين خاندان برخاستند.در سال سيصد و نود و پنج هـ .ق. عضدالدوله ديلمي با كردهاي موصل درگير شد و پس از غلبه، قلاع آنها را ويران كرد و همه سران كرد را به قتل رسانيد. در سال سيصد و هفتاد و سه هـ .ق. محمدبن غانم همراه كردان برزكاني در حوالي قم عليه فخرالدوله ديلمي سر به شورش برداشت، ليكن فخرالدوله ديلمي سر به شورش برداشت، اين در حالي بود كه فخرالدوله به وسيله بدربن حسنويه با وي از در صلح و آشتي درآمد، اما ديري نپائيد كه سپاهي را روانه سركوبي وي كرد. محمدبن غانم در اين پيكار شكست خورد و به اسارت سپاهيان فخرالدوله درآمد و در اسارت درگذشت.يكي از رويدادهاي مهم دوران زمامداري شرفالدوله ديلمي (سيصد و هفتاد و دو- سيصد و هفتاد و نه هـ .ق.) پيكار او در سال سيصد و هفتاد و هفت هـ .ق. با بدربن حسنويه در كرمانشاه است كه به پيروزي بدر و شكست شرفالدوله منجر شد. در نتيجه بدربن حسنويه بر قسمت مهمي از عراق عجم مسلط شد. وي در سال چهارصد و پنج هـ .ق. به دست طايفهاي كرد كه جورقان نام داشت، كشته شد. شمسالدوله پسر فخرالدوله ديملي بلافاصله متصرفات وي را ضميمه قلمرو خود كرد. شاپور خواست (خرمآباد)، دينور، بروجرد، نهاوند، اسدآباد و قسمتي از اهواز ازجمله متصرفات او بودند. ظاهراً اصطلاح كردستان را سلاجقه براي تميز نواحي كردنشين از ولايت جبال عراق وضع كردند و آن ايالتي بود مشتمل بر سرزمينهاي بين آذربايجان و لرستان و قسمتي از اراضي سلسله جبال زاگرس كه مركز آن نيز در ابتدا ناحيه بهار در هجده كيلومتري شمال غربي همدان و بعدها چمچمال در نزديك كرمانشاه امروزي بود. شهرهاي كردستان در زمان حمله مغول از قتل و غارت مصون نماند. در زمان تيمور و تركمانان قرهقريونلو و آققريونلو، كردستان و ديار بكر ميدان تاخت و تاز سپاهيان تيمور و تركمانان شد. شاه اسماعيل اول- مؤسس سلسله صفويه - به علت اين كه كردها پيرو مذهب تسنن بودند، چندان روابط حسنهاي با آنها نداشت، درمقابل، سلاطين عثماني در تقويت هرچه بيشتر كردان ميكوشيدند. در دوره صفويه دولت ايران به قسمت وسيعي از كردستان آن روز تسلط داشت كه دامنههاي شرقي كوههاي زاگرس را دربرميگرفت.با تشكيل سلسله زنديه، براي نخستين بار در تاريخ ايران سلسلهاي كردنژاد به سلطنت رسيد. در اواخر سلسله زنديه نيز طايفه دنبلي كه يكي از طوايف بزرگ كرد بود، قسمتي از آذربايجان غربي را در تصرف داشتند و مركز حكومت و قدرت آنها شهر خوي بود. در قرن نوزدهم ميلادي بارها كردها در خاك عثماني ميل باطني خود را براي رسيدن به استقلال و تشكيل دولتي كردزبان ظاهر كردند. در سال هزار و هشتصد و هفتاد و هشت ميلادي شيخ عبيدالله نقشبندي به فكر تأسيس كردستان مستقل تحت حمايت دولت عثماني افتاد. در سال هزار و هشتصد و هشتاد ميلادي طرفداران وي، اطراف اروميه، ساوجبلاغ، مراغه و مياندوآب را به تصرف خود درآوردند و سپاهيان ايران به زحمت توانستند تجاوز آنان را دفع كنند. در سال هزار و نهصد و چهل و شش ميلادي قاضي محمد همزمان با حضور قواي متفقين در ايران و حمايت دولت روسيه شوروي از او، جمهوري خلق كردستان را كه مركز آن مهاباد بود،تشكيل داد. پس از تخليه كامل ايران از قواي متفقين و اعزام ارتش دولت مركزي به نواحي آذربايجان و كردستان، اين شورش و جمهوري ناشي از آن نيز از هم متلاشی گرديد. شهرستان سنندج گفته ميشود قلعه سنه دژ (سنندج) را سليمانخان اردلان والي كردستان در زمان شاهصفي (هزار و سي و هشت - هزار و پنجاه و دو هـ .ق.) آباد ساخت و كلمه غمها را كه به حساب ابجد هزارو چهل و شش ميشود ماده تاريخ آن قرار داد. هيچيك از جغرافينويسان اسلامي، اين شهر را به اين اسم در آثار خود ذكر نكردهاند.
در گذشته به جاي شهر سنندج فعلي شهري به نام سير وجود داشت كه اين كلمه در فارسي به معناي سيسر است. مجاور سيسر، محلي بود به نام صدخانيه (صدخانه) كه احتمالاً به مرور زمان اين نام به سنه تغيير يافته است. سنندج مدت چهار قرن تحت حكومت حكام موروثي خاندان اردلان بود كه نسبت خود را به ساسانيان ميرسانيدند. در جنگهاي دولتهاي ايران و عثماني در دوره صفويه، اين خاندان گاه جانب ايران را ميگرفتند و زماني از عثماني طرفداري ميكردند. كريمخان زند در سال هزار و صد و چهل و شش هـ .ق. سنندج را ويران كرد و پس از يك دوره هرج و مرج، خسروخان اردلان در سنندج مستقر شد. آغامحمد خان قاجار به پاس خدمات وي سنقر را نيز ضميمه قلمرو حكومتي او كرد. از سال هزار و دويست و چهارده تا هزار و دويست و چهل هـ .ق. امانالله خان پسر خسروخان در سنندج حكومت كرد كه در اين مدت اصلاحات زيادي براي آباداني و عمران شهر سنندج به عمل آمد. در حكومت رضاقليخان اردلان بين اعضاي اين خاندان اختلافاتي بهوجود آمد و پس از يك سلسله كشمكشها، سرانجام امانالله خان برادر رضاقليخان به حكومت رسيد و درحقيقت اين شخص آخرين والي موروثي سنندج بود كه از ســــال هزار و دويست و شصت و پنج تا هزار و دويست و هشتاد و چهار هـ .ق. حكومت كرد.
در سال هزار و دويست و هشتاد و چهار هـ .ق. دولت مركزي، حاجميرزا معتمدالدوله عموي ناصرالدين شاه را به حكومت كردستان منصوب كرد كه تا سال هزار و دويست و نود و يك هـ .ق. در آنجا حكمراني ميكرد.در حال حاضر سنندج مركز استان است و يكي از شهرهاي زيباي استان كردستان و غرب كشور به حساب می آيد. مراكز ديدني و تاريخي امامزاده پير عمر، امامزاده پير محمد، امامزاده عبدالله، مسجد هاجره خاتون، درياچه پشت سد قشلاق، دشت دهگلان، جنگلهای سنندج، روستای نگِل، روستای صلوات آباد، کوه کوچسار، کوه شيخ معروف، کوه مسجد ميرزا، کوه ملا کاووف کوه هوار برزه، کوه چرخ لان، کوه سراج الدين، پل قشلاق، پل شيخ، قلعه پلنگان، قلعه حسن آباد عمارت سالار سعيد، عمارت مشير، خانه آصف وزيری، عمارت وکيل الملک، عمارت امجد الاشراف شهرستان بانه پيش از اسلام طايفهاي زرتشتي به نام قهقو بر بانه حاكم بودند كه در حمله اعراب و بعداز آن، اختيار دينيها حكومت آن را به دست گرفتند. تا اواسط سده سيزدهم هجري نام اصلي شهر بانه بهروژه (آفتابگير) بود و قباله هايي نيز وجود دارد كه در همه آنها مركز بانه قصبه بهروژه ناميده شده است. اين شهر يك بار در قبل از جنگ جهاني اول و بار ديگر در جنگ جهاني دوم دچار آتشسوزي شديدي شد. اكنون گورستان شمال شرقي شهر را بانه كهنه يا كهنه بانه مينامند. علت تغيير نام و جابجا شدن محل شهر به واسطه شيوع بيماريهاي وبا و طاعون بود كه هر چند سال يك بار شايع ميشد و چون بازماندگان، محل اوليه را آلوده ميپنداشتند، مجدداً در جاي ديگري به ايجاد شهر و ده ميپرداختند. آتشسوزي و جنگهاي قبيلهاي يكي ديگر از عوامل جابجا شدن محل شهر بود. در بانه، آباديهايي به نامهاي نيزه دوكهنه، به روژه كهنه، سياومه كهنه، آرمرده كهنه، توده كهنه و غيره هم شنيده ميشود، ولي آباديهايي نيز با همان نامها بدون كلمه كهنه وجود دارد. نام بانه را از كلمه كردي Bon به معني پشت بام و متأثر از ارتفاعات و نحوه استقرار و موقعيت شهر بانه ميدانند.
ارتفاع هزارو پانصد و بيست و پنج متري شهر از سطح دريا و چشمانداز ارتفاعات اطراف آن موجب شده مردم براي رسيدن به شهر مسير زيادي را به طرف سربالايي طي كنند. نام بانه را به معني خانه (منظور اقامتگاه و آبادي و مسكن است) و اردو (منظور اردوگاه سربازان است) و پادگان (شهر دو قلعه بزرگ داشته) نيز تفسير كردهاند. مراكز ديدني و تاريخي
شهرستان بيجار شهرستان بيجار در سال 1220 ه . ق توسط محمد خان گروسی حاکم گروس رونق يافته بازار شهر بيجار از آثار دوره صفويه است و در دوران قاجار مرمت شد. شهر بيجار با ارتفاع 1870 متر از سطح دريا به بام ايران ملقب شده و مردم منطقه اکثرا کشاورز هستند. ساليانه حدود يکصد هزار تن گندم در اين منطقه توليد میشود و به همين جهت بيجار را انبار غله غرب ناميده اند. منطقه گروس دارای تمدنی کهن است و کتيبه هايي که در بعضی از نقاط آن کشف شده و به خط هيراتيک می باشد ثابت می کند که قبل از پيدايش دولت آشور (3000 سال قبل ) در اين منطقه تمدنهايي وجود داشته است.
مراكز ديدني و تاريخي
شهرستانِ ديوان دره ديواندره يكي از شهرستان هاي بسيار زيبا و ديدنی استان كردستان است كه در فاصله نودوپنج كيلومتري شمال سنندج واقع است. ديواندره امروزي يكي از كانونهاي درحال توسعه روستايي بود كه يك دهه قبل به شهر تبديل شده است. اين شهرستان آب و هوايي معتدل و مطبوعی را دارا می باشد. مراكز ديدني و تاريخي
شهرستان سقز مي گويند كه اين شهر با نام ايزيرتا در نخستين اتحاد ماد، پايتخت مادها بود. سركردگان ماد در اطراف شهر استحكاماتي براي خود ساختند كه از آن جمله زيويه و قپلانتوي كنوني (آدامائيت) را ميتوان نام برد. در اين زمان سارگن دوم پادشاه آشور به سرزمين ماد تاخت، مادها شكست خوردند و ايزيرتا، زيويه و آدامائيت را ويران كرد. پس از آن سكاها به تحديد بناي اين شهر پرداختند و سقز را به نام اسكيت (ساكز) بهعنوان پايتخت خود انتخاب كردند. نام امروز سقز از نام قوم سكه- سكا- اسكيت- سكز به يادگار مانده و سكز همان ساكز است. دو وجه تسميه ديگر نيز براي اين شهر نقل شده است؛ يكي به دليل درخت حبهالخضر يا ون است كه گويا در اطراف سقز وجود داشت و ديگر اين كه، اين شهر را سه دختر ساختهاند و لذا سه قز (قز در تركي به معني دختر) ناميده ميشد.شهر سقز سابقاً در دشتي در جنوب غربي شهر فعلي قرار داشت كه اكنون به كهنه سقز يا سقز كهنه معروف است. شهر فعلي ابتدا در اطراف بازار بهوجود آمد و قديميترين محله، همان محله بازار شهر است كه بعداً در اثر ارتباط تبريز، سنندج و بانه طرفين جادههاي آن آباد شد. در حال حاضر موقعيت طبيعي و نحوه استقرار شهر در دامنه ارتفاعات و رودخانهاي كه از كنار آن جاري است، اين شهر را به يكي از زيباترين و ديدنیترين شهرهاي كردستان مبدل ساخته است. مراكز ديدني و تاريخي
شهرستان قروه در مورد شهر قروه می گويند که اين شهر در دشت وسيعي در نودوسه كيلومتري شرق سنندج و شمال غربي همدان قرار دارد و از آغاز در طول جاده سنندج به طرف همدان توسعه يافته است. مركز حكومت اين شهر در گذشته روستاي قصلان بود كه توسط امانالله خان بزرگ، والي معروف كردستان در محوطه آن بناهايي از قبيل: قلعه، عمارت، مسجد، حمام،باغ و بيشه بزرگي احداث شده است. در حال حاضر قروه به دليل شرايط خاص زمين ساختي و چشمههاي آب گرم و معدني مورد توجه مسافرين و گردشگراني است كه به همين دليل اقدام به مسافرت به اين شهر مينمايند. مراكز ديدني و تاريخي
شهرستان کامياران يکی ديگر از شهرستان های زيبا و سرسبز استان کردستان شهرستان کامياران است. كامياران يكي از شهرستانهاي تازه تأسيس استان كردستان می باشد كه در فاصله شصت و پنج كيلومتري جنوب سنندج واقع شده است. ويژگيهاي عمومي، فرهنگي و مردمشناختي مردم اين شهرستان نيز همانند ساير نواحي استان كردستان ميباشد. اين شهرستان در بهار و پاييز آب و هواي دلپذيري دارد و ميتواند پذيرای دوستداران طبيعت باشد. مراكز ديدني و تاريخي
شهرستان مريوان اين شهر بيش از يكصد سال سابقه تاريخي دارد. يكي از شاهزادگان قاجاربه نام فرهاد ميرزا كه كمي پيش از مشروطيت در اين محل حکومت ميكرد، در مريوان قلعهاي بنا كرد كه جريان بناي آن را در كتيبهاي كه به ديوار مسجد دارالاحسان (مسجد جامع سنندج) نصب كرده، شرح داده است. اين شهر مرزي در همسايگي دولت عثماني قرارداشت و به دستور ناصرالدين شاه قاجار در سال هزار ودويست و هشتادودو هـ.ق قلعهاي مستحكم در آنجا احداث شد. در سال هزارو دويست و هشتادو شش حاج فرهاد معتمدالدوله بر استحكام قلعه افزود و آن را شاهآباد ناميد. در كنار همين قلعه نظامي، روستايي به وجود آمد كه به نام قلعه (مريوان) نامگذاري شد. در داخل شهر به دستور حاج معتمد الدوله يك باب قنات، حمام و آب انبار احداث شد. بعد از حاج فرهاد معتمد الدوله، حاج محمد عليخان ظفر الملك قلعه را وسعت داد و در داخل آبادي شاه آباد چندين باب منزل، يك كاروانسرا وقناتي ديگر احداث كرد. بعدها كليه اين تأسيسات دراثر شورش وهرج ومرج عشايركرد منطقه، ويران شد. در اوايل حكومت پهلوي، حاكم وقت در روستاي موسك قلعهاي بنا نهاد كه امروزه از آن به عنوان پادگان استفاده ميشود و فاصله چنداني با شهر ندارد. وجود درياچه زريوار در غرب شهر مريوان زيبايي خاصي به اين شهر بخشيده و آن را به يک منطقه تفريحی و سياحتی مبدل كرده است. مراكز ديدني و تاريخي
- همشهريآنلاين |
||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 22 بهمن1388ساعت 9:21 بعد از ظهر توسط محمد علی |
|
استان بوشهر با مساحتی حدود بیست و هفت هزار و ششصدو پنجاه و سه كیلومتر مربع در جنوب غربی ايران واقع گرديده است.
این استان از شمال به استان خوزستان و قسمتی از كهگیلویه و بویراحمد، از جنوب به خلیج فارس و قسمتی از استان هرمزگان، از شرق به استان فارس و از غرب به خلیج فارس محدود است. استان بوشهر با خلیج فارس بیش از ششصد كیلومتر مرز دریایی دارد و از اهمیت سوقالجیشی و اقتصادی قابل توجهی برخوردار است. بر اساس آخرین تقسیمات سیاسی كشور ،استان بوشهر مشتمل بر هشت شهرستان، هفده بخش، سیزده شهر، سی و شش دهستان و ششصد آبادی دارای سكنه است. شهرستانهای استان بوشهر عبارتند از: بوشهر، تنگستان، دشتستان، دشتی، دیر، دیلم، كنگان و گناوه. جغرافیای تاریخی استان به طوری كه از اسناد و اطلاعات برمیآید، این منطقه به علت موقعیت استراتژیكی مناسب برای احداث پایگاه دریایی و بندرگاه، مورد استفاده پادشاهان عیلام قرار میگرفت. در زمان هخامنشیان كه كشور ایران به بیست ساتراپنشین (استان) تقسیم میشد، سرزمین بوشهر جزء ساتراپ نشین پارس بود. داریوش فرمان داد كه حفر ترعه نیل به دریای سرخ را دنبال كنند. این كانال محققاً راهی بود كه به جای كانال سوئز امروز میتوانست خلیج فارس و دریای عمان را از طریق دریای سرخ مستقیماً به مصر و مدیترانه اتصال دهد. مقابر كنده شده بر سطح سنگی جزیره خارك دلیل بر حضور سربازان هخامنشی در استان بوشهر است كه برای نگهبانی از چنین راه طولانی تدارك شده بود. خلیج فارس به دلیل موقعیت سوقالجیشی و به لحاظ اهمیت اقتصادی و بازرگانی، در طول تاریخ همواره از سوی كشورها و دولتها برای تبادل علم و ثروت و گسترش قدرت مورد توجه قرار گرفته است. اولین یورش دولتهای اروپایی به سواحل خلیج فارس در سال هزار و پانصد و شش میلادی با حمله پرتغالیها تحت عنوان محافظت و حراست از منافع پرتغال در برابر تجار مصری و ونیزی صورت گرفت. در سال هزار و سیزده هجری قمری شاه عباس با انگلیسیها متحد شد و دست پرتغالیها را از خلیج فارس كوتاه كرد. از سال هزار و صد و چهل و هشت هجری قمری نادرشاه بوشهر را كه دهكدهای بیش نبود مورد توجه قرار داد و مشغول آماده كردن بوشهر به عنوان یك بندر و اسكله كشتیسازی با استفاده از چوب جنگلهای مازندران شد. همچنین برای تأمین ارتباط جزایر و سواحل خلیج فارس درصدد تأسیس نیروی دریایی برآمد. در سال هزار و صد و چهل و هشت هجری قمری لطیفخان را به ایالت دشتستان و كاپیتانی كل سواحل خلیج فارس انتخاب و اعزام كرد. این شخص برای تهیه ناوگانی در خلیج فارس، بوشهر را مركز دریایی خود قرار داد. در اواخر سلطنت نادر ایران بیست و سه تا بیست و پنج فروند كشتی جنگی در خلیج فارس داشت. بدین ترتیب از زمان نادرشاه بوشهر روی به پیشرفت نهاد و حتی مدتی بندرعباس را نیز تحتالشعاع خود قرارداد. پس از قتل نادر در اثر هرج و مرجی كه در ایران پدید آمد، كشتیهای جنگی توسط حكمرانان و شیوخ اطراف خلیج فارس ضبط گردید. همچنین بندربوشهر و بندرعباس نیز اهمیت سابق خود را از دست دادند. تجار هلندی كه در سال هزار و ششصد و بیست و سه میلادی روابط تجاری خود را با ایران شروع كرده بودند پس از قتل نادر ایران را ترك كردند و بصره را مركز تجارت خود قرار دادند، اما پس از مدتی در اثر دسیسه رقبای انگلیسی و به منظور نزدیكی بیشتر با دهانه خلیج فارس، تأسیسات تجاری خود را به خارك منتقل كردند و در عین حال از پرداخت اجاره بهای خارك به میرمهنا حاكم بندر ریگ و جزیره خارك خودداری نمودند. میرمهنا در سال هزار و هفتصد و پنجاه و شش به تأسیسات هلندی ها حمله برد، دژ آنها را تسخیر كرد و آنها را از جزیره بیرون راند، ولی به سبب اینكه در دفعات متعدد بنای سركشی و تمرد از دستورات كریمخان زند را گذاشت و مدتی آرامش خلیج فارس را بر هم زد، كریمخان او را شكست داد و جزیره خارك و بندر ریگ را تصرف كرد. در همین زمان نفوذ انگلیسیها در سواحل و جزایر خلیج فارس و به خصوص سرزمین بوشهر روبه گسترش نهاد و آنها موفق شدند اجازه تأسیس تجارتخانهای را در بوشهر با امتیازات فوقالعاده به دست آورند. سلسله قاجاریه كه پس از زندیه روی كار آمد چندان نفوذی در خلیج فارس نداشت، به همین دلیل، رفته رفته نفوذ انگلیسیها در خلیج فارس بیشتر شد و زمام امور خلیج فارس و دریای عمان به دست آنها افتاد و جنرال كنسول در بوشهر مدت بیست سال بر همه خلیج فارس حكمرانی كرد. در زمان ناصرالدینشاه ارتش ایران هرات را اشغال كرد و به دنبال آن حالت جنگی بین ایران وفرانسه و انگلیس به وجود آمد. به دنبال این مسئله ناوگان انگلیس در خلیج فارسی مركب از هشت كشتی جنگی و تعدادی ناوگان بخاری و بادی به ایران حمله كردند وجزیره خارك را متصرف شدند. پنج روز پس از آن قوای انگلیسی در حوالی بوشهر در خاك ایران پیاده شدند و شروع به پیشروی به سوی برازجان كردند. قوای ایران برازجان را تخلیه و عقبنشینی كرده بود. بنابراین قوای انگلیس انبار اسلحه و مهمات برازجان را منفجر كرد و سپس به بوشهر بازگشت. سرانجام در نبردی كه در نهم ژانویه هزار و هشتصدو پنجاه و هفت میلادی در خوشاب بین ایران و انگلیس رخ داد، انگلیسیها سپاه ایران را شكست دادند. پیش از جنگ اول جهانی بار دیگر دولت انگلیس منطقه بوشهر را مورد تجاوز قرار داد و در سال هزارونهصدوسیزده میلادی جنگ سختی بین نیروی انگلیس و دلیران دلواری در گرفت. در جریان این جنگ رئیس علی دلواری و مردم تنگستان و دشتستان نقش برجستهای ایفا كردند. رئیس علی دلواری از مشروطه خواهان بنام جنوب ایران بود كه در سال هزار و دویست و نودو نه هجری قمری در روستای دلوار تنگستان دیده به جهان گشود. در بیست و پنج سالگی به صفوف مبارزین مشروطهخواه جنوب ایران پیوست و همكاری نزدیكی را با محافل انقلابی و عناصر مشروطه طلب ایران شروع كرد. با كودتای ضد انقلابی لیاخوف روسی علیه مشروطهخواهان در هزار و سیصدو بیست و شش هجری قمری و بمباران مجلس شورای ملی و استقرار دیكتاتوری محمدعلی شاه قاجار، رئیس علی به همراه سیدمرتضی علمالهدی اهرمی به مبارزه علیه استبداد صغیر پرداخت. در سال هزار وسیصد و بیست و هفت هجری قمری با كمك تفنگچی تنگستانی، بوشهر را از عناصر مستبد وابسته به دربار محمدعلی شاه پاك كرد و اداره گمرك و انتظامات و دیگر ادارات را تسخیر كرد. این كار دلیران تنگستان بر انگلیسیها كه اداره گمرك را در اجاره داشتند گران آمد وآنان برای تضعیف مشروطهخواهان و استمرار سلطه بر حیات اقتصادی و سیاسی جنوب ایران به جنگ با دلیران تنگستانی پرداختند و در این راه از دیگر خوانین جنوب ایران یاری جستند. جنگ بین رئیس علی و دلیران تنگستان از یك طرف و انگلیسیها و خوانین متحد آنان از سوی دیگر به طور متوالی و پراكنده تا شوال هزار و سيصدو سیو سه ه. ق ادامه یافت و انگلیسیها نتوانستند بر رئیس علی و یارانش تفوق یابند. تا این كه درگیر و دار حمله انگلیسیها به بوشهر در شب بیست و سه شوال هزار و سیصد وسیوسه ه. ق (سوم سپتامبر هزار و نهصد و پانزده میلادی) هنگامی كه رئیسعلی در محلی به نام «تنگك صفر» قصد شبیخون به قوای انگلیسیها را داشت، از پشت مورد هدف گلوله یكی از همراهان خائن قرار گرفت و در دم به شهادت رسید. وی هنگام شهادت حدود سی و چهار سال داشت. مبارزات رئیس علی دلواری برگ زرین دیگری در تاریخ مقاومت دلیر مردان ایران در مبارزه با استعمار است. بندر بوشهر بنای بوشهر را به اردشیر ساسانی نسبت دادهاند كه نا اصلی آن «رام اردشیر» بود. گفته میشود كه «رام اردشیر» به مرور زمان به «ریشهر» تبدیل شد. به نظر میرسد كه بوشهر تحریف شده ریشهر- همان شهر قدیمی است.
در سال هزار و صد و پنجاه ه. ق «ابومهیری» پسر شیخناصرخان، ناخدا باشی كشتیهای نادرشاه، طرح اصلی بوشهر را پی ریزی كرد و این شهر را مقر نیروی دریایی نادرشاه قرار داد. از این زمان به بعد بوشهر به عنوان یكی از بنادر مهم خلیج فارس مطرح شد.در زمان كریمخان زند بوشهر چنان اهمیت یافت كه رقیب قدرتمندی برای بندر بصره شد. این بندر در زمان اوج خود از مراكز عمده تجارت خلیج فارس به حساب میآمد و تجار بوشهر قسمت عمده بازرگانی خلیج فارس و اقیانوس هند را به عهده داشتند. حتی «حاج محمد شفیع» اجازه چاپ و نشر اسكناس رایج بوشهر را به دست آورد و این امتیاز تا برقراری بانك شاهی، در بوشهر به قوت خود باقی بود.
بوشهر یكی از نخستین شهرهایی است كه در آن چاپخانه چاپ سنگی دایر شد و پیش از بسیاری از شهرهای مهم ایرانی، صنایع جدیدی چون یخسازی و برق ایجاد شد. مردم بوشهر از اولین ایرانیانی بودند كه با مجله و روزنامه آشنا شدند. روزنامههای زیادی در اوایل ظهور این پدیده در بوشهر چاپ و نشر میشد كه از جمله روزنامههای مظفری. خلیج ایران و ندای جنوب را میتوان نام برد.
همچنین به علت موقعیت خاص این بندر در تجارت و كسب ثروت فراوان، نمایندگی شركتهای خارجی و نیز كنسولگری دولتهای بیگانه از جمله بریتانیا، آلمان و روسیه و امپراطوری عثمانی در این شهر وجود داشتند كه ساختمان بعضی از آنها هنوز پابرجاست. با ایجاد راهآهن سراسری، امور تجاری این بندر به خرمشهر انتقال یافت و به تدریج از رونق آن كاسته شد. بوشهر امروزی شهری توسعه یافته و نوسازی شده و یكی از شهرهای مهم ساحلی با اقتصاد دریایی و صنایع تبدیلی است.
شهر تنگستان تنگستان ناحیهاي است در شرق دشتستان كه مركز آن اهرم است. قلعه معروف تنگستان در آبادی «پهلوان كشی» واقع است كه خرابههای آن باقی مانده است. اهالی تنگستان در دوران اخیر و از زمان زندیه تا این اواخر به شجاعت و میهنپرستی معروف بودهاند. در باب دلاوریها و فداكاریهای اهالی غیور تنگستان در جنگ جهانی اول كه انگلیسیها قصد حمله به شیراز را داشتند، داستانها گفتهاند. نام یكی از آبادیهای تنگستان «تد دومری» است كه به عقیده عدهای از اندیشمندان و مورخین، یادآور قوم تجارت پیشه بسیار معروف خاورمیانه امروزی (سوریه) یعنی «تدمر» یا «پالمیر» باستانی است. در مراوده مردم آشور، بابل، سومر واكد با سواحل خلیج فارس و رفت و آمد فنیقیها و تدمری در خلیج فارس و سواحل آن در دوران گذشته محل شك و تردید نیست و در تمام طول سواحل، منطقهای مناسبتر از منطقه تنگستان و دشتی و دشتستان نداشته است.
مراكز دیدنی
شهر دشتستان ناحیهای كه در زمان قدیم به آن شبانكاره میگفتند با شهرستان دشتستان امروزی به مركزیت شهر برازجان یكی است. همانطور كه از كلمه شبانكاره كاملاً آشكار است، شغل اصلی مالكین شبانكاره ابتدا چوپانی و گلهداری بود كه پس از به قدرت رسیدن، شهر ایجرا مركز خود قرار دادند. این شهر یكی از شهرهای قدیمی فارس بود و نزدیك استهبان امروزی قرار داشت. نارنج و خرما و مخصوصاً انار آن مشهور است.
این شهر پس از سقوط ملوك شبانكاره در نیمه اول قرن هشتم هجری قمری توسط «آل مظفر» خراب و ویران گردید. ملوك شبانكاره از كازرون تا داراب را تحت نفوذ خود آورده بودند و در نواحی جنوبی فارس حكومت میكردند. برازجان یكی از پایگاههای مهم به شمار میرفت و قلعهای مستحكم داشت كه بقایای آن هنوز وجود دارد.
مراكزتاریخی و ديدنی
جاذبههای طبیعی
شهر دشتی یكی از شهرستانهای استان بوشهر، شهرستان دشتی به مركزیت خورموج است كه بخش كاكی در جنوب شرقی آن قرار دارد. كاكی مركز بلوك دشتی است كه در زمان قدیم به آن ماندستان میگفتند. ماندستان از نام رودخانه مند یا ماند گرفته شده است. این رودخانه در مناطقی كه به خلیج فارس میریزد به علت هموار و كمشیب بودن زمین، سرعت چندانی ندارد، لذا به نظر میرسد آب رودخانه از حركت باز ایستاد (مانده) است. به همین جهت به این رودخانه مند یا ماند نام دادهاند و كنارههای آن را كه نزدیك خلیج فارس است ماندستان گفتهاند. وجه تسمیه دیگر ماندستان آن است كه این رودخانه و زمینهای اطراف آن از نظر كشاورزی فایده چندانی ندارد و گویا رودخانه در آن حدود مانده است.
مراكزتاریخی و ديدنی
شهر دیر شهرستان دیر در پنجاه كیلومتری شمال غرب بندر طاهری از شهرستان كنگان واقع شده است. در این شهرستان قلعه قدیمی نیمه ویرانی به نام قلعه جلالخان حاكم وجود دارد كه قدمت آن بیش از دویست سال نیست. در چند فرسخی شمال غرب دیر نزدیك محلی معروف به بردخون بقعه سادهای به نام امامزادهشاه محمد وجود دارد كه از نظر قدمت و ارزش هنر معماری چندان اهمیتی ندارد. جاذبه های طبیعی
بندر دیلم (مهروبان) بندر قدیمی مهروبان در بیستوچهار كیلومتری شمال بندر دیلم قرار داشت. آثار خرابههای این بندر هم اكنون در محلی به نام تل امامزاده مشهود است بندر دیلم یا دیله تا پیش از خرابی بندر مهروبان كه در انتهای راه باستانی معروف اصفهان- مهروبان قرار داشت، از بنادر بازرگانی مهم ایران بود. دلیل نامگذاری دیلم به درستی مشخص نیست، این نام شاید از اسم دیلمون كه نام قدیمی جزیره بحرین است گرفته شده باشد. دیلم در زمان شورش قرامطه و آلبوسعید نیز از مراكز نشر افكار قرامطه بود و گویا محل تولد حمدان قرامط نیز بوده است. جاذبههای طبیعی
شهر کنگان شهرستان كنگان در منتهی الیه جنوب شرق استان در نوار ساحلی خلیج فارس قرار دارد و از نقاط دیدنی استان بوشهر محسوب میشود. بندر طاهری از توابع این شهرستان در قرن چهارم هجری از اهمیت بازرگانی زیادی برخوردار بود. خرابههای بندر سیراف در غرب این ناحیه در زمان استخری و مقدسی بزرگترین بندر ایران در خلیج فارس بود و تمام كالاهایی كه از طریق دريا به ایران وارد میشد در آن بندر توزیع میشد و بعد از شیراز بزرگترین شهر اردشیر خوره بود. مجموعه قراین تاریخی موجود نشانگر آن است كه شهرستان كنگان نسبت به سایر شهرستانهای استان از اهمیت سوقالجیشی و بازرگانی و تاریخی جالب توجهی برخوردار است. علاوه برآثار به جا مانده از پیشینه تاریخی این شهرستان كه عموماً تخریب شدهاند، چشمه آب گرم میانلو در شمال كنگان از دیدنیهای منطقه است. شهر گناوه بندر گناوه در ساحل خلیج فارس بین بند بوشهر و دیلم واقع شده است. شهر گناوه كنونی در جنوب گناوه قدیم بنا شده است. از گناوه قدیم نقاطی باقی مانده است كه امروزه به نامهای تیرسول (شن فشرده)، تل گنبد، تل گوری، تل مناره و بالاخره تل امامزاده خوانده میشود. در ویرانههای اطراف گناوه، گوپال (گل پخته استوانهای شكل به صورت سفال زرد یا سرخ رنگ كه آن را به عنوان گلوله یا منجنیق بر سر دشمن میریختند) فراوان به چشم میخورد. در حال حاضر از گناوه قدیم جز آثار سنگها و پیهای مدفون در زیر خاك و بعضی بازمانده تاقنماهای سنگی ضربی آثاری مشهود نیست. گاه و بی گاه در درون گودالها و حفرهها و در زیر پیهای عمارت ویرانه، سكهها و دستافزارها و مصنوعات سنگی و سفالی یافت میشود. نام این بندر در كتابهای قدیمی به صورت گنابا، گنفه، گناوه، جنایه و جنابا هم آمده است. امامزاده سلیمان يكی از مراكز زيارتی اين شهر است -همشهری انلاین |
||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 22 بهمن1388ساعت 9:16 بعد از ظهر توسط محمد علی |
|
استان قزوين با مساحتي حدود ۱۵٬۸۲۰ متر مربع، از دو ناحيه کوهستانی و دشتی تشكيل شده است. اين استان از سمت شمال شرقي با استان مازندران، از سمت شمال با استان گيلان، از سمت شرق و غرب به ترتيب با استانهاي تهران و زنجان و از جنوب با استانهاي مركزي و همدان همسايه ميباشد. استان قزوين در سال ۱۳۷۵ از استان تهران جدا شد و به همراه تاکستان از استان زنجان تشکیل استان تازهای با مركزيت قزوين را داد. منطقه کوهستانی اين استان در شمال قرار دارد كه دهستانهای الموت، رودبار و قسمتی از کوهپايه اقبال پشگلدره را در بر می گيرد. در همين ناحيه، بخشی از رشته کوه البرز از بخش شمال غربی و از استان گيلان به طرف جنوب غربی در داخل استان قزوين کشيده شده است. سيالان و الموت دو قله از قله های معروف کوهستان های بخش غربی البرز میباشند. درههای البرز در دامنه های خشک جنوبی، به ويژه در ناحيه قزوين باريک و کم عرض هستند. و با ديوارههای پرشيب کشيده شدهاند.
آبادترين و پر جمعيت ترين دره های آن، دره شاهرود و دره های دو شاخه معروف آن، رود طالقان و رود الموت است. که آبهای دامنه های البرز جنوبی را به سفيد رود می رسانند. دره و رودخانه شاهرود کوههای ميان دره چالوس و سفيد رود را از شرق به غرب شکافته و آن را به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسيم کرده اند. کوههای طالقان، سيالان و الموت دو قله از قله های معروف کوهستانهای بخش غربی البرز میباشند. درههای البرز در دامنه های خشک جنوبی، به ويژه درناحية قزوين، باريک و کم عرض هستند و با ديواره های پر شيب کشيده شده اند. آبادترين و پر جمعيتترين دره های آن دره شاهرود و دره های دو شاخه معروف آن، رود طالقان و رود الموت هستند که آب دامنه های البرز جنوبی را به سفيد رود میرسانند. دره و رودخانه شاهرود کوه های ميان دره چالوس و سفيد رود را از شرق به غرب شکافته و آن را به قسمتهای شمالی و جنوبی تقسيم كرده اند. اين استان دارای سه شهرستان به نامهای قزوين، تاکستان و بوئين زهرا و 10 بخش و 12 شهر و 37 دهستان و 936 آبادی دارای سکنه می باشد. شهرستان قزوين بنا بر روايات تاريخی سنگ بنای شهر تاريخی قزوين به شاهپور اول ساسانی بر می گردد. شاهپور اين شهر را برای جلوگيری از حمله ديالمه بنا نمود و در آن دژ و استحکامات به وجود آورد و سپاهيان خود را در آنها استقرار داد. به مرور زمان، پايگاه نظامی شاهپور توسعه پيدا کرد و هسته اصلی شهر قزوين به وجود آمد. موقعيت اين شهر همواره به عنوان گذرگاه مهم طبرستان و دريای خزر اهميت فراوان داشته و دارد. بعد از حمله اعراب به ايران و آغاز دوره فتوحات اسلامی، براء بن عازب که از سرداران بنام عرب بود در سال 24 هجری قمری قزوين را محاصره کرد. مردم قزوين همانند بسياری از نقاط ديگر اسلام را پذيرفتند و از پرداخت جريمه معاف شدند. قزوين که در دوره ساسانيان پايگاه مستحکمی برای جلوگيری از هجوم مهاجمان ديلمی بود، در دوره اسلامی نيز به پايگاه و مبداء عمليات بعدی لشگريان عرب تبديل شد.
در دورههای بعد، هنگامی که هارون الرشيد خليفه عباسی در راه خراسان از قزوين میگذشت پس از آگاهی از گرفتاریهای مردم قزوين در مقابل هجومهای ديالمه و مقاومت شجاعانه آنها دستور داد سعد بن العاس، والی عراقين و قزوين، حصاری به دور مدينه موسی و مبارکيه بکشد و مسجدی نيز در آن بسازد، ولی به علت مرگ هارون الرشيد، حصار ناتمام ماند، تا اينکه يکی از فرماندهان ترک دستگاه عباسی به نام موسی ابن بنا که مامور جنگ با حسين بن زيد علوی شده بود، در سال 256 هجری قمری بنای آن را به پايان رساند. دروازههاي قزوين شهر قزوين در گذشته هشت دروازه داشت كه به نامهاي دروازه رشت، باغشاه، درب كوشك، تبريز، تهران، شيخآباد، امامزاده حسين و خندقبار معروف بودند. امروزه از آن ميان، تنها دو دروازه درب كوشك و تهران باقي ماندهاند. دروازه درب كوشك كه در انتهاي خيابان آزادي قرار دارد، در دوره قاجاريه ساخته شده و در سال 1296هجري قمري در دوره حكومت عضدالدوله،كاشي كاري شده است. دروازه قديم تهران كه در خيابان تهران قديم قرار دارد،از بناهاي دوره قاجاريه است كه در سال 1347 شمسي مرمت و كاشيكاري شده است.
مراكز ديدني و تاريخي پل شاه عباسی، پل لوشان، سد سيدعلیخان، سد سپهسالار، کاروانسرای خورمه، کاروانسرای پنبه، کاروانسرای غازان، کاروانسرا سلطانآباد، سرای رضوی، سرای وزير، سرای سعديه، سرای ضرابخانه، سرای گلشنف سرای حاجی رضا، سرای شاهرودی، گرمابه صفا، تپه الوند، قلعه الموت، قلعه نويزر شاه، قلعه لمبستر، قلعه سميران، قلعه سنگرود، قلعه شيرکوه، قلعه ساسان، قلعه رشوند، قلعه نياق، سردر عالیقاپو، عمارت چهل ستون، برج باراجين، برج سنگی، يله گنبد، کافر گنبد، آب انبار حاج کاظم، آب انبار حکيم، آب انبار سردار بزرگ، آب انبار سردار کوچک، آب انبار پنجه علی، آب انبار مسجد جامع، آب انبار خطيب، آب انبار حاج ملا، آب انبار حاج کريم، آب انبار رزگره، آب انبار شيشه گر، آب انبار خان، آب انبار لالو، آرامگاه مستوفی، آرامگاه قزويني، آرامگاه مجاهدين، آرامگاه شيخ غزالی، آرامگاه معصوم، آرامگاه پير سفيد، گازرخان، هرزويل، رودخانه حاجی عرب، رودخانه الموت، رودخانه شاهرود، خر رود، چشمه يله گنبد، چشمه های ترش و لرزان، قله اوان، گورستان حسن آباد، گورستان شاه کوه، حسينيه امينیها، امام زاده اباذر، امامزاده اسماعيل، امامزاده بیبیزبيده، امامزاده بیبیسکينه، امامزاده زرآبادف امامزاده شاه حسين، امامزاده ويس، امامزاده سلطان محمد، امامزاده نجم الدين، امامزاده آمنه خاتون، امامزاده علی، امامزاده علی اکبر، پيغمبريه، مسجد جامع کبير، مسجد حيدريه، مسجد النبی، مسجد سنجيده، مسجد سردار، مسجد مسعوديه، مسجد صالحيه، مسجد پنجه علی شهرستان تاکستان شهر تاريخی تاکستان در گذشته سياده يا سيادهن ناميده میشد و به سرزمين تات ها معروف بود. اين شهر از سابقه تاريخی طولانی برخوردار است. تاكستان در دوران ساسانيان، شهری آباد بوده وداراي موقعيت ممتازی بوده. آثار گچبری جالب مربوط به دوره ساسانی که در تپه خندو واقع در شمال شرقی تاکستان به دست آمده نشانی بارز از آبادانی اين منطقه در آن دوران است.
حمد الله مستوفی در کتاب نزهت القلوب از تاکستان به نام سيادهان نام برده است. و در لغت نامه دهخدا نام گذشته اين شهر، سيادهن ذکر شده است. بنا به برخی اقوال سيادهن يا سيادهان شکل تغيير يافته واژه سه دهان بوده و آن نيز صورت معرب سه دژان پارسی است، هم چنين بر روی کتيبه ای يونانی مربوط به 2300 سال قبل، موسوم به پئوم تين گرايا نام سيادهن حک شده است. شهرستان تاکستان يکی از قطب های کشاورزی استان قزوين است و در مسير اصلی تهران و اروپا قرار دارد. مراكز ديدني و تاريخي
-همشهری انلاین |
||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 22 بهمن1388ساعت 9:13 بعد از ظهر توسط محمد علی |
|
استان مازندران با حدود 24 هزار كيلومتر مربع مساحت بين 47 دقيقه تا 38 درجه و 5 دقيقه عرض شمالي و 50 درجه و 34 دقيقه تا 56 درجه و 14 دقيقه طول شرقي از نصف النهار گرينويچ قرار گرفته است. درياي مازندران در شمال، استان تهران، سمنان و قزوين در جنوب و استانهاي گيلان و گلستان به ترتيب در غرب و شرق آن قرارگرفته است. براساس آخرين تقسيمات كشوري با توجه به تفكيك استان گلستان از استان مازندران، اين استان درحال حاضر با مركزيت ساري داراي 16 شهرستان به نامهاي آمل، بابل، بابلسر، بهشهر، تنكابن، جويبار، چالوس، رامسر، سوادكوه، قائمشهر، گلوگاه، محمودآباد، نكا، نور و نوشهر است و داراي51 شهر،44 بخش، 113 دهستان و 3697 آبادي میباشد.
جغرافياي تاريخي استان درباره تاريخ باستاني استان مازندران اطلاع زيادي دردست نيست و اساسا وضع اقليمي آن اجازه نميدهد ابنيه وآثار معماري پايدار بمانند. درجلگه هاي ساحلي مازندران آثار معتبري از ادوار قبل از اسلام به دست نيامده وحتي از شهرهاي معتبر صدر اسلام (دوره پادشاهان طبرستان وديلم) هم به جز آمل وساري يادگاري بجانمانده است. بعداز غلبه آرياييهاي مهاجم ومهاجرت بوميان، ساكنان جديد پس از مدتها ظاهر زيرفرمان هخامنشيان قرار گرفتند. دركتيبه بيستون سرزمين مازندران به نام پشتخوارگي ودر اوستا پزشخوارگر آمده است وبه نظرميرسدكه مازندران جزو قلمرو اشكانيان بوده است. هم زمان بافتوحات مسلمانان از سلسله هاي پادوسبانان، آل باوند و افراسيابيان نام برده شده است كه در طبرستان ياقسمتي ازآن حكومت مي كرده اندو استقلال نسبي داشته اند. مورخان درباره اولين حمله مسلمين به طبرستان وحدت نظرندارند. بنابه قول عده اي ازنويسندگـان درسال 30 هجري قمري ـ زمان خلافت عثمان ـ اولين بار سعد بن عاص حاكم كوفه درصدد فتح طبرستان برآمد و سرانجام سواحل طبرستان، رويان ودماوند رابه تصرف خود درآورد. درزمان مروان بن محمد(132ـ 126 هـ .ق) آخرين خليفهْ بنـي - اميه ،اهالي طبرستان عليه حكام عرب سربه شورش برداشتند. دردوره خلافت ابوالعباس سفاح (136 ـ132 هـ .ق ) اولين خليفه عباسي ـ يكي از عاملان وي رهسپار طبرستان شد وبا اهالي آن منطفه از طريق صلح و مدارا كنارآمد، ليكن دردورهْ ـ خلافت ابوجعفر منصور (158 - 136 هـ. ق) دومين خليفه عباسي مردم طبرستان براي چندمين بار سر بـه شورش برداشتند. سرانجام طبرستان كاملاُ تحت اطاعت اعراب درآمده ولي بعد ازآن نيز در سرزمين طبرستان مانند سابق ،مسكوكاتي باخط پهلوي ضرب شد. سرانجام درسال 167 هجري قمري ونداد هرمز لا سلسله مستقلي در طبرستان تاسيس كرد. درقرن چهارم وپنجم هجري، طبرستان ميدان كشمكش سلسله آل زيار و آل بويه از يك طرف و سامانيان و غزنويان ازطرف ديگر شده بود، اغلب اوقات طبرستان تحت اداره امواي آل زياربود. درسال 426 هجري قمري، سلطان مسعــود غزنـــوي ازطريق گرگان وارد طبرستان شد و صدمات و خسارات جاني و مالي زيادي به اهالي آن سامان وارد آورد. هنوز اين خرابه ـ ها ترميم نشده بود كه طغرل اول موْسس سلسله سلجوقي به گرگان وطبرستان حمله ورشد ودرسال 606 هجري قمــــري طبرستان ازجمله كبود جامه به دست سلطان محمد خوارزمشاه افتادو اسپهيد كيودجامه به نام ركن الدين كبودجامه و فرزندانش به دست سلطان محمد خوارزمشاه اسير شدند. زماني كه سلطان محمد خوارزمشاه از نبرد با سپاهيان مغول فــرار مي كرد، ركن الدين، مغولان را به جايگاه سلطان محمد هدايت كردوبه اثر اين خوش خدمتي، از طرف مغولان به حكومت كبود جامه رسيد و سرانجام توسط تيموريان بساط حكمراني آنها نيز برچيده شد. بعد از درگذشت اميرتيمور، ســــادات ـ مرعشي با كسب اجازه از شاهرخ ميرزا (850 – 807 هـ. ق) به مازندران برگشتند و به عنوان باج گزار اين نواحي سلطنت كردند. سرانجام در زمان سلطنت شاه عباس اول به طور كلي قدرت سادات مرعشي از بين رفت. پس ازبرچيده شدن بساط حكومت ملوك الطوايفي طبرستان كه تا سال 1006 هجري قمري ادامه داشت، اين منطقه تحت نظارت شاه عباس اول و سلاطين بعدي سلسله صفوي تامين قرار گرفت. شاهان صفوي درطول هرسال به كرات به عنوان شكارويا پس ازاحـداث فرحآباد جهت استراحت به اين منطقه سفرمي كردند. نادرشاه افشار براي مقابله بادشمنان به ويژه دشمنان شمالي وروس هـا، درمازندران يك كارخانه كشتي سازي دايركردوبه رونق هرچه بيشتر منطقه افزود. ازدوره فتحعلي شاه قاجار، به منطقه سـر ـ سبز و زيباو دل انگيزمازندران، به عنوان يك منطقه استراحتي ـ تفريحي توجه گرديده و ناصرالدين شاه طي دوسفر دستور تعمير راه ها و كاروان سراها را صادر كرد. دردوران ملطنت پهلوي منطقه مازندران مانند سايرمناطق كشور از راههاي ارتباطي برخوردار شد و به علت شرايط محيطي و آب وهواي معتدل، چشم اندازهاي زببا نزديكي اش به تهران، محل استراحت و تفريح قسمت اعظم مردم كشور شد. شهرستان ساري بافت شهري ساري مركز استان مازندران رابه طوس بن نوذر نسبت مي دهند كه در قرن اول هجري به دست فرخان بن دابويه از ملوك گاوباره تجديد بنا شده است. مسجد بزرگ ساري اولين بنايي بود كه مسلمين توسط ابوالخطيب، نخستين حاكم عباسي طبرستان، در سنهْ 140 هجري قمري احداث كردند و سپس در همان مسجد جامع شهررا نيز بنا كردند. بناي اين مسجد در زمان هارون الرشيد به وسيله يحيي بن يحيي شروع و توسط مازيار بن قارون تمام شد. ساري بعد از اسپهبدان نيز تقريباُ تا به امروز مركز مازندارن بوده است و فرمانروايان طاهري، زيدي و آل باوند تا سال 635 هجري در آنجا حكومت كرده اند. اين شهر در سال 298 هجري توسط اقوامي كه از درياي خزر و سواحل آن هجوم آورده بودند به آتش كشيده شدو در اوايل قرن چهارم در اثر سيل صدمات بسيار ديد و خراب شد. ساري در زمان سلطان محمد خوارزمشاه و نيز بعد از آن، در حمله مغول آسيب ديد و درزمان مستوفي، شهر تقريبا ويرانه بود. در زمان شاه عباس اول بناهاي مهمي در ساري ساختند. هنگامي كه زنديه طبرستان را فتح كردند مركز طيرستان، از ساري به بارفروش (بابل كنوني) منتقل شد. در دوره آغامحمدخان قاجار (1200 – 1211 هـ.ق) مركز مازندران مجددا از بارفروش به ساري منتقل گرديد. زلزله سال 1220 هـ. ق باعث تلفات جاني زيادي شد و شهر بيش از پيش روبه ويراني نهاد. در دوران اخير با عبور راه آهن از كنار شهر و احداث خيابانها و ساختمانهاي دولتي بار ديگر ساري رو به آباداني نهاد و امروزه يكي از شهرهاي زيباي استان مازندران و شمال كشور است.
مراكز ديدني و تاريخي
شهرستان آمل شهر آمل از شهرهاي بسيار قديمي ايران در استان مازندران است. بعضي از مورخان و جغرافي نويسان سابقهْ آن را به دوره پيشداديان و كيائيان نسبت داده اند. شهر آمل با توجه به اشياء و سكه هايي كه از آن به دست آمده در دوره ساساني پايتخت يامركز آن منطقه بوده است. احتمالا مردم آمل در زمان حكومت مهدي خليفه عباسي، به دين اسلام گرويدند و بعد از آن بناهاي اسلامي در آنجا ساخته شد. اوايل قرن هفتم حسام الدين اردشير مركزيت را از ساري به آمل آورد و قصر خود را در آنجا برپا داشت. در سال 795 هـ. ق امير تيمور گوركاني آمل و ساري را غارت كرد و فرمان قتل عام ساكنين آن ها را صادر كرد و سه قلعه مهم از جمله ماهان سر را با خاك يكسان كرد. از آن پس آمل روبه ويراني نهاد. آمل جديد در جوار شمال آمل قديم بنا شده است وامروزه يكي از شهرهاي آباد و زيباي شمال ايران به شمار مي رود.
مراكز ديدني و تاريخي
شهرستان بابل بابل از شهرهايي است كه در دوران اسلامي نيز وجود داشته و به نام هاي مامطيران، مامطير، بارفروش ده، بارفروش وبابل شناخته شده است. اولين نام اين شهر مامطير بود كه در قرن دهم هجري بارفروش ده در محل آن بنا شدو هنگامي كه محمدخالد حاكم آن بود بازار و عمارتي در آن بنا كرد. درسال 160 هـ .ق مازيار بن قارن مسجد جامع آن رابنا نهاد كه شامل مساجد، عمارت، مدارس، دكاكين، سراها، بيوتات و سايه بود. بارفروش به عنوان مركز تجاري به ويژه در دوره صفوي از رونق، آبادي، وسعت و گستردگي برخوردار شد. شاه عباس اول فرمان داد باغ ارم را در قسمت جنوبي شهر بنا كنند. بابل در زمان فتحعلي شاه قاجار نيز اهميت قابل توجهي پيدا كرد. قبل از انقلاب اكتبر روسيه، بابل از طريق بندر مشهدسر (بابلسر) با كشور روسيه ارتباط تجاري داشت و به يكي از مراكز مهم بازرگاني استان مازندران تبديل شده بود. بابل امروزي شهري آباد و زيباست.
مراكز ديدني و تاريخي
شهرستان بابلسر بابلسر در قديم مشهدسر نام داشت. احتمالا اين نام از واقعه شهادت امامزاده ابراهيم ابوجواب ملقب به اطهر، برادر امام رضا (ع) كه در آنجا مدفون است، اخذ شده باشد. شهر فعلي بابلسر بيش از صدسال قدمت دارد و در مصب رودخانه بابل استقرار يافته است. اين شهر در گذشته به عنوان بندرو مركز تجارت ايران و روسيه رونق داشت. هنگامي كه تجارت بين ايران و روسيه رونق داشت. هنگامي كه تجارت بين ايران و روسيه تقليل يافت و بنادر تركمن، نوشهر و انزلي آباد گرديد، بندر بابلسر موقعيت خود را از دست داد، ولي در دوران اخير بيش از نقاط ديگر شمال مورد توجه رضاشاه قرار گرفت و به صورت شهر كوچك، ولي زيبا درآمد كه اكنون يكي از بهترين و زيباترين گردشگاهها و استراحت گاههاي شمال ايران به شمار مي رود.
شهرستان بهشهر ناحيه بهشهر كه سابقا خرگوران نام داشت توسط شاه عباس خريداري شد و به دستور وي شهري در آنجا احداث شد. ماده دولت اشرف براي تاريخ بناي اين شهر در سال 1021هجري انتخاب شد و شهر جديد، اشرف البلاد نام گرفت كه اقامتگاه شاه عباس اول در مازندران بود. بعد از احداث شهر، شاه عباس چندين هزار گرجي را به شهر اشرف كوچاند. شاه عباس هرگاه به مازندران مي آمد اشرف را به ديگر نقاط آن ترجيح مي داد. احتمالا اولين گروه نمايندگان سياسي انگلستان در اشرف البلاد به حضور شاه عباس رسيدند. اشرف البلاد در اثر جنگهاي داخلي حملات تركمن ها، افاغنه و حملات سپاهيان زند صدمات فراوان ديد و به طور مكرر تخريب شد. نادر شاه هنگامي كه اعزام جنگ بالزگي ها بود مدتي را در اين شهر سپري كرد. محمد حسن خان قاجار علاقه زيادي نسبت به آن داشت و غالبا در اين شهر اقامت مي كرد، سكنه اين شهر از اقوام مختلف تشكيل شده بود، ازجمله مهاجران گرجي كه شاه عباس آن ها را از قفقاز كوچانده بود، همچنين گروهي از خانواده هاي طالشي لنگران كه از سواحل درياي خزر آمده بودند و جمعي هم از ثات ها كه يكي از قبايل ايراني بود. بهشهر امروزي، شهري زيبا و جذاب است كه آثار طبيعي و تاريخي فراوان دارد.
مراكز ديدني و تاريخي
شهرستان تنكابن ناحيه تنكابن قبلا جزو گيلان بود و حد شرقي آن به نمك آبرود ميرسيد. خرم آباد (شهسوار) حاكم نشين نواحي قشلاقي و دو هزار حاكم نشين ييلاقي آن محسوب ميشد. آثار و اشيايي كه در ناحيه كلاردشت و تپه هاي اطراف بر حسب تصادف به دست آمده است، نشان مي دهند كه اين منطقه در دوره هاي گذشته، آباد و از تمدن ويژه اي برخوردار بوده است. تنكابن يا شهسوار در گذشتههاي دور رستمدار هم خوانده مي شد. پادوسبانان تا زمان شاه عباس اول حكومت محلي اين منطقه را در اختيار داشتند. از دوران صفويه تا سال 1209 هـ. ق كه آغاز سلطنت آغامحمدخان قاجار است، اين شهر فيض ناميده مي شد. در دوره قاجاري نام آن مجدداُ تنكابن خواندند. پس از سقوط قاجاريه و با روي كارآمدن پهلوي اول نام اين شهر شهسوار و با وقوع انقلاب اسلامي مجدداُ تنكابن شد. تنكابن امروزي شهري آباد و ديدني است كه پارك ملي خشكه داران يكي از مكانهاي ديدني اين شهرستان ميباشد. شهرستان چالوس چالوس از شهرها ي قديمي استان مازندران است كه در جلگه مياني سواحل درياي خزر واقع شده است. نام اين شهر در گذشته هاي دور سالوس يا شالوس بود كه در پيرامون آن دو شهر كوچك ديگر به نام كبيره و كچه نيز وجود داشته است. بعضي از علماي جغرافيانويس، چالوس را از آبادي هاي طبرستان دانسته اند. محمد بن اويس از امراي دوره تسلط خلفاي عرب ـ به دستور خليفه معتصم به حكمراني چالوس منصوب شد. محمدبن اويس خود در رويان (قسمتي از طبرستان) استقرار يافت و پسرش احمد را به حكومت چالوس گمارد. شهر چالوس در زمان حمله امير تيمور تخريب شد و سپس تا قرن هاي متمادي به صورت روستايي كوچك درآمد. در دهه اول قرن حاضر (1310) با پشتيباني دولت وقت آرام آرام به صورت شهري سازمان يافته در آمد و امروزه به شهري زيبا با امكانات فراوان جهانگردي تبديل شده است.
مراكز ديدني و تاريخي
شهرستان رامسر رامسر كه در دامنه جنگل وساحل درياي مازندران در فضايي سرسبز واقع شده است، از شهرهاي قديمي استان مازندران به شمار مي رود. در برخي منابع و متون تاريخي، سابقه و پيشينه آن را حدود ده قرن ذكر كرده اند.[ آشنايي با جاذبههاي گردشگري رامسر ] خاندان هاي بزرگي در شهر رامسر مي زيستند كه بيشتر آنها از سادات بودند. رامسر پيش از سال 1310 هـ .ق دهي آباد به نام سخت سر بود. از اين سال به بعد تغييرات مهمي در آن صورت گرفت وهم اكنون اين شهر تاريخي از بهترين تفرج گاههاي شمال ايران به ويژه از ديدگاه مسافران و جهانگردان خارجي است. رامسر شهري مجهز و كاملاُ توريستي است كه آبشاررايج ده قلو يكي از مكانهاي ديدني آن ميباشد. شهرستان سواد كوه شهرستان سوادكوه كه از تركيب و توسعة فضاهاي روستايي مناطق دره اي و كوهستاني شكل گرفته است، از مناظر زيباي طبيعي، اعتدال آب وهوا و پوشش گياهي انبوه برخوردار است و باتوجه به آثار ديدني و تاريخي پل ورسك، غارهاي مختلف، پل شاپور شيرگاه به يكي از كانون هاي جذب گردشگران تبديل شده است. طبيعت اين شهر كوهستاني و دره اي و بسيار زيباست.
مراكز ديدني و تاريخي
شهرستان قائمشهر نام قديم قائم شهر، علي آباد بود. علي آباد دهي بود كه بقعه اي داشت و زيارت گاه اهالي اطراف بود. اين بقعه تا سال1326 هجري قمري باقي بود، ولي امروزه اثري از آن نيست، قصري از زمان شاه عباس درآن وجود داشت. اين دهكدة قديمي كه با پيوستن آبادي هاي ديگر به آن، به شهر مبدل شد، در سال 1314 هـ .ش شاهي نامگذاري شد، در دوره هاي اخير مورد توجه قرار گرفت و به صورت شهر صنعتي در آمد. در برخي از متون تاريخي بين مسير ساري به آمل از ناحيه اي به نام جمنو يا چمنو نام برده شده است كه گفته مي شود بعداُ به علي آباد، شاهي وفعلاُ به قائم شهر معروف شده است و ظاهراُ قدمت آن به دوران ساساني يا دوران اسپهبدان طبرستان مي رسد. مراكز ديدني و تاريخي
شهرستان محمود آباد محمود آباد در گذشته پيش بندرآمل بود و به عنوان يكي از كانون هاي حمل ونقل كالاهاي تجاري ايران و روسيه ايفاي تقش مي كرد. با توسعة بنادر نوشهر و انزلي از اهميت آن كاسته شد. شهر محمودآباد امروزه يكي از شهرهاي حاشيه اي درياي مازندران است كه از تفرجگاههاي ساحلي مناسب به شمار مي رود. اين شهر به انواع خدمات جهانگردي و گردشگاهي تجهيز شده است كه سواحل درياي خزر از مكانهاي ديدني آن محسوب ميشود. شهرستان نكا در داده هاي متابع تاريخي و جغرافيايي تا دورة قاجار اطلاع دقيقي دربارة نكا وجود ندارد، ولي در منابع جغرافيا نويسان قرون اوليه اسلامي از شهري به نام مهربان يا ميردان در نزديكي نكا امروزي ياد شده است. نكا امروزي از توسعة محله يا روستاي تاريخ محله در جنب پلي بر روي رودخانه نكا، طي70 سال اخير بوجود آمده است. اين شهر به علت عبور راه آهن سراسري و داشتن راه هاي ارتباطي مناسب، استقرار صنايع چوبي، انبارهاي نفت و نيروگاه عظيم برق، به يكي از كانون هاي توسعه در استان مازندران تبديل شده است. سواحل زيبا دارد و در نزديك شبه جزيرة ميانكاله قرار گرفته است.
مراكز ديدني و تاريخي
شهرستان نور نور در گذشته به سولده معروف بود و ازقديمي ترين شهرهاي مازندران غربي است. وجه تسمية نور منتسب به رود نور است كه به دليل زلالي آب و اتعكاس نور درآن به اين نام خوانده شده است. شهر نور در زمانهاي گذشته به سبب موقعيت طبيعي و سوق الجيشي از اهميت ويژه اي برخوردار بوده است، وجود قلاع و استحكامات متعدد در اين منطقه وكجور، مبين اين ادعا است. نور امروزي شهري زيبا و توسعه يافته است.
مراكز ديدني و تاريخي
شهرستان نوشهر نوشهر كه در سابق دهكده اي به نام خواجك يا خواچك بود، به علت وضعيت خاص ساحل و استعداد بندري كه محل رفت و آمد كشتي هاي تجاري بود، مورد توجه خاص حبيب الله خان سردار خلعتبري پدر محمد ولي خان تنكابني قرار گرفت و روي به آباداني گذاشت و به حبيب آباد معروف شد. در سال 1305 به واسطة تغييرات زيادي كه در سيماي حبيب آباد به وجود آمد ،به ده نو تغيير نام داد و از آن پس با احداث ساختمانها و خيابانهاي نوساز و توسعة شهر همراه با گسترش تاُسيسات متعدد بندري و احداث اسكله در سال 1318 نوشهر ناميده شد. مراكز ديدني و تاريخي
همشهريآنلاين |
||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 22 بهمن1388ساعت 9:11 بعد از ظهر توسط محمد علی |
|
استان گيلان با مساحت 14711 كيلومتر مربع در ميان رشته كوههاي البرز و تالش در شمال ايران جاي گرفته است
اين استان به واحد جغرافيايي جنوب درياي خزر تعلق دارد و با استان هاي اردبيل در غرب، مازندران در شرق، زنجان در جنوب و كشور استقلال يافته آذربايجان و درياي خزر در شمال هم مرز و همسايه است. رود سفيد تمشك كه بين چابكسر و رامسر جاري است، آن را از استان مازندران جدا مي كند. بر اساس تقسيمات كشور سال 1375 اين استان به مركزيت رشت، 12شهرستان، 35شهر، 30 بخش، 99 دهستان و 2763 آبادي دارد. شهرستان هاي استان عبارتند از: آستارا، آستانه اشرفيه، بندر انزلي، رشت، رودبار، رودسر، شفت، صومعهسرا، طوالش، فومن، لاهيجان و لنگرود.
تاريخ گيلان با تكيه بر پاره اي اشاره ها و كاوش هاي باستان شناختي به دورة پيش از آخرين يخبندان (بين 50 تا 150 هزار سال پيش) ميرسد. با مهاجرت آريايي ها و ديگر اقوام به اين سرزمين ، از آميزش مهاجران و ساكنان بومي منطقه، قوم هاي جديدي پديد آمـدند كه در اين ميان دو قوم گيل و ديلم اكثريت داشتند. از همان آغاز، فرمانروايان اين قوم از آزادي كامل برخوردار بوده اند و هيچ گاه در برابر بيگانگان و يا در مقابل حكام ديگر ، تسليم نشدهاند و حتي به اطاعت دولت ماد در نيامدهاند. در قـرن ششم پيش از ميلاد ، گيلانيان با كوروش هخامنشي متحد شدند و دولت ماد را سرنگون كردند. در زمان ساسانيان، گيلان استقلال خود را از دسـت داد و اردشير بابكان به ياري ارتشي مركب از 300 هزار مرد جنگي و نزديك به 10هزار سواره گيلان را تسخير كرد. پس از پيروزي عرب هاي مسلمان بر ايرانيان، گيلان به مأمن علويان تبديل شد . در حدود سال 290 هجري قمري ، مردم گيلان و ديلم كم كم به مذهب علويان روي آوردند و در گسترش آن نيز كوشش بسيار كردند. سلسلة ديلميان در دوران فرمانروايي خود به بغداد لشگر كشيدند و خليفة عباسي را شكست دادند . مغولان در زمان اولجايتو موفق شدند براي مدت كوتاهي اين سرزمين را تصرف كنند. گيلانيان در به قدرت رسيدن صفويان نقش مهمي را ايفا كردند. در زمان سلطنت شاه عباس اول ، گيلان استقلال خود را از دست داد. در سال 1071هجري قمري ، قواي روسيه به دستور پتر كبير به گيلان حمله برد و رشت را تا سال 1145 هجري قمري در اشغال خود نگه داشت . گيلك ها در پيروزي انقلاب مشروطيت نيز سهمي عمده داشتند . آنها در سال 1287هجري قمري تهران را فتح كردند. نقش مردم گيلان در نهضت ميرزا كوچك خان جنگلي نيز از نمونه هاي درخشان تاريخ اين سرزمين است. شهرستان رشت شهر رشت در دوره پيش از اسلام و دست كم در دورة ساسانيان وجود داشته است .در زماني كه حكومت ساساني رو به فروپاشي مي رفت، حكمراني مستقل اين ديار را گيلانشاه ميناميدند. پس از غلبه مسلمانان بر ايران، اولين بار كه نامي از رشت به ميان آمد، سال شصت و يك هجري قمري بود. در زمان صفويه به ويژه در دورة شاه اسماعيل صفوي ، سرزمين گيلان به دو بخش : بيه پس به مركزيت رشت و بيه پيش به مركزيت لاهيجان تقسيم مي شد. حكومت بيه پيش از 943 هجري قمري به خان احمد گيلاني رسيد و شاه طهماسب اول صفوي، حكومت بيه پس را نيز به او سپرد.سرانجام شاه عباس اول صفوي گيلان را تسخير كرد. در سال 1045هجري قمري ، شهر رشت به دست استپان رازين روسي غارت شد. در سال 1722 ميلادي نيز سپاهيان پتر كبير ، رشت را تسخير كردند. سپس روس هاي بلشويك در جريان تعقيب هواداران تزار رشت را به تصرف خود درآوردند.
رشت در طول تاريخ خود ، وقايع اسف انگيز فراواني را از سر گذرانده است . در زمستان 1246 هجري قمري، طاعون شديد در گيلان شايع شد و در حدود شش هزار نفر را از پاي درآورد. 56 سال بعد، شهر به آتش كشيده شد و خسارات فراوان ديد . در سال 1316 هجري قمري در رشت شورش نسبتاً دامنه داري عليه قانون خراج راهداري كارگزاران روس كه از ساكنان دهستان ها دريافت مي كردند، به وقوع پيوست . به هنگام جنگ جهاني اول شهر رشت در معرض تاخت و تاز سپاهيان روس و بعد نيروهاي انگليسي و شورشيان محلي قرار گرفت و خرابي بسيار در آن به بار آورد. در سال 1920 ميلادي ارتش سرخ باكو را تصرف كرد و وارد بندر انزلي شد.
امروزه شهرستان رشت به عنوان مركز راههاي بازرگاني گيلان و بازار تجارت و واردات و صادرات مطرح است و به عنوان مركز استان امكانات جهانگردي فراواني دارد. مراكز ديدني و تاريخي
شهرستان آستانه اشرفيه آستانه اشرفيه يكي از مراكز مهم مذهبي و زيارتي گيلان است. وجود مقبره حضرت سيد جلال الدين در اين شهر ، اهميت آن را دو چندان كرده است. اين شهر در گذشته كوچان ناميده مي شد.
مراكز ديدني و تاريخي
شهرستان بندر انزلي قديمي ترين زماني كه در متون تاريخي از انزلي ياد شده ، سال 863 هجري قمري است كه در آن زمان يك دهكده كوچك بوده است . از اوايل دورة صفويه، اين ناحيه مورد توجه انگليسيها، روس ها و دولت مركزي ايران كه پايتخت آن قزوين بود، قرار گرفت. انگليسي ها درتجارت ابريشم گيلان با داير كردن شركت تجارتي در مسكو ، راه رشت - بندرانزلي - بادكوبه به اروپا را رونق بخشيدند و انزلي به عنوان دروازه اروپا معروف شد.
با روي كار آمدن پهلوي اول و توجه وي به بندر انزلي ، اين بندر بازسازي و اسكله هاي جديدي در انزلي و غازيان ساخته شد و اداره بندر و كشتيراني مجهز گشت. در حال حاضر بندر انزلي يكي از زيباترين شهرهاي گيلان و مجهزترين بندر كرانه هاي درياي خزر است كه سالانه هزارن تن كالا توسط كشتي، از آن خارج و يا به آن وارد مي شود. مراكز ديدني و تاريخي
شهرستان تالش تالش و تاليش را به عربي طبلستان مي گويند. هشتپر مركز اين شهرستان وسيع است كه در گذشته سفارود و پس از آن ، كرگان رود نام داشت. تا زمان افشاريه، بخش جنوبي شهرستان تالش تابع حكومت لسگر بـود و بـخش ميـاني آن تـا آستـارا تحـت فـرمان حـكومـت نـاو و طول قرار داشت و بخش شمالي آن را گشتاسفي يا گشتاسبي ميخواندند و مركز حكومتي آن لنكران بود. پس از انعقاد قرارداد عهد نامه گلستان و تركمنچاي، تالش گشتاسبي از پيكر ايران جدا شد و سپس تالش اسپهبد و تالش كسگر كه عمدتاً تحت سلطة خوانين نمين اردبيل بود، دو قسمت شد. قسمت شمالي آن در محدودة شهرستان آستارا، تا سال 1342 تابع اردبيل باقي ماند و قسمت جنوبي آن به پنج خان نشين به نامهاي كرگانرود، اسالم، تالش، دولاب (رضوان شهر )، شاندرمن و ماسال تقسيم و خمسة طوالش ناميده شد. تالش در يك منطقة زيباي جنگلي قرار دارد و مركز آن شهر هشتپر است.
مراكز ديدني و تاريخي
شهرستان رودسر در زمان هاي قديم به بخشي از رانكوه در شرقي ترين ناحيه گيلان تعلق داشت. اين منطقه از شمال به درياي خزر ، از جنوب به رودبار (عمارلو) و از غرب به ديلمان و لاهيجان محدود مي شد. قديميترين نام رودسر كوتم است كه شهر كوچكي در رانكوه بوده است. پس از آن ، اين شهرستان هوسم نام گرفت و آنچنان كه در متون تاريخي آمده است، در سال 375 ه . ق بازاري نيكو و مسجد جامع بزرگي داشته است. بعدها اين شهر به دلايل نامعلومي رو به خرابي نهاد و در اواخر قرن نهم ه.ق به رودسر (شهري كه ميان دو رود واقع است ) تغيير نام داد . رودسر امروزي يكي از شهرهاي بسيار زيباي استان گيلان است.
مراكز ديدني و تاريخي
شهرستان رودبار با آنكه پيشينة تمدن رودبار و نواحي پيرامون آن ، به دو هزار سال پيش از ميلاد مسيح مي رسد، در متون تاريخي كمتر به نام اين شهر اشاره شده است. پس از اسلام طوايفي از شام و حلب به رودبار مهاجرت كردند و در آن ساكن شدند. بعدها، در زمان نادرشاه افشار، گروهي از كردهاي قوچان و نواحي شمال خراسان نيز ناگزير به سكونت در اين شهر شدند. رودبار مرتفع ترين منطقة استان گيلان و منطقه اي كوهستاني ميباشد. اين شهر را ميتوان دروازة ورودي گيلان از طريق مركز كشور دانست. كوههاي بسيار زيباي اين ناحيه، به صورت رشته هاي موازي با دره هاي جالب توجه فضاي طبيعي دلنشيني را پديد آورده اند. زلزله 31 خرداد1369 اين شهر را ويران كرد. امروزه ، عليرغم بازسازي هاي فراوان، هنوز رونق پيشين را باز نيافته است.
مراكز ديديني و تاريخي
شهرستان شفت شفت از نواحي بسيار قديمي با پيشينة تمدني كهن در گيلان به شمار مي آيد كه در متون مختلف تاريخي، بارها از آن نام برده شده است. مركز شفت، گوراب شفت خوانده ميشد كه در نزديكي روستاي نصيرمحله امروزي قرار داشت و آثاري از آن بجاي مانده است. از مراكز ديدني اين شهرستان به قلعه رودخان شفت ميتوان اشاره كرد.
شهرستان فومن فومن در دوران اسلامي به عنوان مركز بخش بيه پس ( بخش غربي گيلان ) شناخته مي شد. فرمانراوايان اين منطقه را عمدتاً از خانواده آل اسحاق مي دانند كه نسب خود را به خاندان هاي باستاني ايران از جمله به اشكانيان مي رسانيدند. در زمان امير ديباج ، فومن به تصرف مغولان درآمد. پـس از قـدرت يـافتن دودمان صفوي و تصميم شاه عباس به برچيدن حكومت هاي محلي، خان احمد (آخرين فرمانرواي لاهيجان از دودمان آل كيا) و محمد امينخان آخرين فرمانرواي فومن از دودمان آل اسحاق نيز از سپاه قزلباش شكست خوردند و سرتا سر گيلان زير فرمان حكومت صفويه درآمد. قيام جنگلي ها از تولم آغاز شد و فومن ، پناهگاه مهم ميهن پرستان و آزادي خواهان شد. در حال حاضر، شهرستان فومن از مناطق زيبا و آباد استان گيلان است كه ارزش هاي بسيار جالب گردشگري دارد.
مراكز ديدني و تاريخي
شهرستان لاهيجان بناي شهر لاهيجان به لاهيج ابن سام ابن نوح نسبت داده مي شود. اين شهر، در گذشته دارالاماره يا دارالامان و سپس لاهيجان المبارك خوانده مي شد. لاهيجان در سال 705 ه.ق به دست اولجايتو فتح شد و امير تيمور به آن لشكر كشيد. پس از تيمور، سيد امير بيك و اعقاب وي - از سادات كياني - بر شهر لاهيجان حكومت كردند. پس از سقوط حكمرانان كياني، حاكمان صفوي در اين شهر حكومت كردند. از حوادث ناگوار و مهم در تاريخ لاهيجان، طاعون در سال 703 ه.ق ، آتش سوزي سال850 ه.ق لاهيجان و اسعال آن توسط روس ها در سال 1725 ميلادي است. در سال 1230 ه.ق لاهيجان دچار زلزله شد و در سال 1246، بار ديگر طاعون در آ ن كشتار كرد. لاهيجان يكي از مراكز اصلي جنبش جنگلي ها بود. در حال حاضر لاهيجان يكي از شهرهاي زيباي استان با امكانات فراوان جهانگردي است.
مراكز ديدني و تاريخي
شهر لنگرود نام لنگرود براي نخستين بار در سال 512 ه . ق در متون تاريخي ذكر شده است . اين سال مصادف با مرگ سلطان محمد پسر ملك شاه آلب ارسلان است. در دوره صفويان، خصوصاً در دوره سلطنت شاه عباس اول، شهر لنگرود مركز حوادث مهمي بوده است. فرار احمد خان حاكم لاهيجان از لنگرود و دستگيري اعضاي خانواده وي توسط كيا فريدون حاكم گيلان و تحويل آنها به شاه عباس ، از جمله رويدادهاي مهم اين دوره شهر است. نادر براي سركوب تاتارهاي شرق مازندران و توسعه تجارت و دستيابي به دريا، لنگرود را براي ايجاد پايگاه دريايي و كارخانه كشتي سازي انتخاب كرد و در توسعه آن كوشيد . در زمان قاجار نيز لنگرود مورد توجه قرار گرفت. اين شهر ، امروزه يكي از مناطق مهم استان گيلان است و در ميان شهرهاي شرق گيلان از موقعيت جالب توجهي برخوردار است.
مراكز ديدني و تاريخي
شهرستان آستارا آستارا، شهری کوچک در ساحل غربی دریای خزر و در شمالیترین نقطه استان گیلان و آخرین نقطه مرزی ایران و جمهوری آذربایجان است. آستارا از شرق به دریای خزر، از شمال به آستارای جمهوری آذربایجان، از غرب به شهرستان اردبیل و از جنوب به منطقه تالش نشین گرگان محدود است. رود آستارا که از کنار راه شوسه آستارا - اردبیل میگذرد، آستارای ایران را از آستارای جمهوری آذربایجان جدا می سازد در منطقه آستارا علاوه بر زبان ترکی آذربایجانی زبان تالشی نیز رایج است ولی در اثر مهاجرتهای زیاد از اهمیت آن کاسته شدهاست. آستارا یکی از زیباترین شهرهای شمال استان گیلان است.
آستارا به موجب قانون تقسیمات کشوری سال ۱۳۱۶ش. بخش شهرستان اردبیل بود، در مهرماه سال ۱۳۳۷ش. تابع آذربایجان شرقی شد و از خرداد سال ۱۳۳۹ش. جزو استان گیلان گردید. جمعیت آن بر اساس سرشماری سال ۱۳۵۵ش، ۳۵۹۴۵ نفر بوده و طبق برآورد سال ۱۳۶۳ش. به ۴۳۸۶۴ نفر رسیده و در حال حاظر نزدیک به ۱۰۰۰۰۰ نفر میباشد. این شهرستان شامل دشت و کوهستان است و هوای دشت در تابستان گرم و مرطوب و در زمستان ملایم و هوای کو هستان در تابستان معتدل و در زمستان سرد است. محصولات آن غلات، حبوبات، برنج و فر آورد ههای دامی است. از اماکن تاریخی شهرستان آستارا میتوان به بقعه شیخ تاج الدین محمود خیوی در لمبر محله آستارا، قلعه شیندان، قبرستان قدیمی ونه بین که در بالای دهکده توریستی حیران بر سر راه فرعی نمین واقع است، قبرستان قدیمی دهکده گنج کشی از آبادیهای نزدیک حیران، بقعه پیر قطب الدین نزدیک د هکده باغچه سرا، بقعه سیدابراهیم و سیدقاسم که گفته میشود پسران امام موسی کاظم در د هکده کان رود اشاره کرد دربارهٔ نام این شهر گفته شده که در آغاز آهستهرو بوده زیرا کاروانان و مسافران زمانیکه به این منطقه مردابی ساحلی میرسیدند ناچار به حرکت آهستهتر میشدند. همان نام اوسته رو یا هوسته رو تالشی به مرور تبدیل به آستارا شدهاست. (در این مورد نگاه کنید به کتاب بستانالسیاحه). برخی این نام را برگرفته از ریشه استردن یا ستردن بمعنای گرفتن حق العبور یا باج دانستهاند که با توجه به دور افتاده بودن منطقه در سالیان گذشته منطقی بنظر میرسد. مراكز ديدني و تاريخي
- همشهريآنلاين |
||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 22 بهمن1388ساعت 9:9 بعد از ظهر توسط محمد علی |
|
استان چهارمحالوبختياري در بخش مركزي رشته كوههاي زاگرس بين پيش كوههاي داخلي و استان اصفهان واقع شده است
و از شمال و مشرق به استان اصفهان، جنوب به استان خوزستان محدود است. وسعت اين استان در حدود 16533 كيلومتر مربع ميباشد. اين استان ناحيهاي است كوهستاني در سلسه جبال زاگرس كه در باختر آن كوههاي مرتفعي قرار گرفته است و اين ارتفاعات سرچشمه سرشاخههاي دو رودخانه دائمي زاينده رود و كارون ميباشد. از مهمترين ارتفاعات غرب استان، زردكوه است كه با ارتفاع 4548 متر در كوهستان بازفت قرار دارد و تمام سال پوشيده از برف است كوههاي ديگر منطقه كه بيش از 3000 متر ارتفاع دارند دنباله زردكوه بوده و حد طبيعي آنها مرز بين استان خوزستان و چهارمحال و بختياري است و از كانونهاي آبگير دائمي ايران به حساب ميآيد. امتداد اين كوهها از شمال غرب به جنوب شرق بوده و هر چه از غرب به طرف شرق نزديكتر شويم از ميزان ارتفاعات و تراكم كوهها كاسته شده و به درههاي باز و دشتهاي نسبتاً وسيع همچون دشت لار، فرادنبه، كيار، لردگان، گندمان و .... ختم ميشود و انباشته رسوبات در آنها امكانات مساعدي براي كشاورزي بوجود آورده است كه در اين دشتها در مجموع قريب 24 درصد وسعت استان را شامل ميشوند.
ارتفاع شهركرد (مركز استان) از سطح دريا 2060 متر ميرسد كه تقريباً كمترين ارتفاع را در مدار جغرافيايي خود در اين قسمت داراست هر چه به طرف شرق منطقه حركت كنيم ارتفاع منطقه كاهش مييابد. ويژگيهاي فرهنگي مجموعه ايل بختياري همراه با سنن و شيوههاي خاص زندگي، به تنهايي يكي از جاذبههاي بينظير و چشم گير اين منطقه است. زندگي ايلي با الگوي سكونت و آداب و رسوم ويژه، مورد علاقه سياحان و ديدار كنندگان داخلي و خارجي است. اين جاذبه علاوه بر آنكه ديدار كنندگان عادي را به سوي خود جلب ميكند، ميتواند مورد توجه دانشجويان و دانش پژوهان علوم اجتماعي و انساني قرار گيرد. يكي از ديدنيهاي جالب توجه استان چهارمحال و بختياري كوچ ايل بختياري است. اگر چه در دهههاي آغازين قرن حاضر گروههاي كثير ايل بختياري نيز همانند ساير ايلات و عشاير ايران تخته قاپو (يكجانشين) شدند، اما هنوز هم بخشي از ايل، كوچ رو و متحرك است. كوچ روهاي بختياري، زمستان را دشتهاي شرق خوزستان و تابستان را در بخشهاي غربي منطقه چهارمحال و بختياري به سر ميبرند. آنها هر ساله از اواخر ارديبهشتماه از پنج مسير مختلف همراه با مبارزهاي خستگي ناپذير با سختيهاي طبيعت، ضمن عبور از رودخانهها، درهها و پشت سر گذاشتن بلنديهاي زرد كوه در مناطق معيني از دامنههاي زاگرس پراكنده ميشوند و قريب سه ماه در اين منطقه ميمانند و با چراي دامها در مراتع سرسبز به رمهداري مشغول ميشوند. نحوه معيشت و زيست، الگوي سكونت و باورها، سنتها و آداب و رسوم از جمله جاذبههاي ديدني اين شيوه زندگي است. موسيقي بومي موسيقي و شهر در ايل بختياري پيوند جاودانهاي با زندگي ايلي يافته است. مقامهاي موسيقي ايل بختياري به نام (بيت معروف) هستند. از مشهورترين آنها به مقام گلهداري، برزگري، ابولقاسمخان و مقام شيرعليمردون كه تعداد آنها حدود 20 تا 25 مقام است ميتوان اشاره نمود. هر طايفه و تيره نوازندگان محلي ويژهاي دارد كه به آنها توشمال ميگويند. توشمالها داراي طايفه و محل زندگي جداگانهاي هستند، مخارج ساليانه خود را با شركت در مراسم عروسي، عزاداري و جشنهاي ديگر به دست ميآورند و به كار زراعت و دامداري نيز ميپردازند. توشمالها مردمي عاشق پيشه و شاعر مسلك هستند كه بيشتر وقت زندگي روزانه خود را صرف ساختن ابيات، لطيفهها، ضربالمثلها و متلها ميكنند. آنان در به وجود آوردن آثار و ادبيات عاميانه سرزمين بختياري سهم بسزايي دارند. آلات موسيقي بختياريها، ساده، محدود و عمدتاُ شامل: كرنا، ساز و دهل است. آوازهاي محلي روستاهاي چهارمحال و بختياري با لحجههاي مخصوص به خودشان به خصوص در هنگام عروسي و شادي واقعاً جالب توجه است. ادوات موسيقي آنها عبارتند از: دهل، سنج، ني، كرنا، طبل و سنتور. اعياد مذهبي بختياريها براي اعياد ملي و مذهبي به ويژه عيد نوروز و مراسم سيزده بدر و بزرگداشت تولد ائمه اطهار و حضرت پيغمبر (ص) اهميت خاصي قائلند. محل چادرهاي خود را تغيير ميدهند و در محلي سبز و خرم كه داراي آب كافي باشد، مستقر ميشوند. شب عيد در چادرهاي خود ميمانند، ولي روز اول عيد با لباسهاي مخصوص خود، كلاههاي لري را كج به سر گذاشته و به ديد و بازديد ميپردازند. بختياريها معتقدند لباس سياه عزا را حتماً بايد تا قبل از نوروز از تن در آورد، زيرا در غير اينصورت باروري و نعمت از طايفه رخت بر خواهد بست. روز سيزده فروردين از گلهاي صحرايي تاج گلي ميآرايند و بر روي مشك دوغشان ميگذارند. سوگها و عزاها مراسم سوگواري در ميان بختياريها اهميت خاصي دارد و همراه با مراسم پرسوز و گدازي برگزار ميشود كه احتمالاً نشانه انس و الفت و همبستگي عميقي است كه ميان آنها وجود دارد. اين اهميت هم در عزاداريهاي مذهبي و هم در عزاداريهاي خصوصي به بارزترين شكل مشهود است. عزاداري براي ائمهاطهار به ويژه در ماه محرم مثل تمام نقاط ايران با شكوه برگزار ميشود. شيوه اجراي مراسم تقريباً مثل ساير نقاط ايران است. دستههاي زنجيرزني، سينهزني و حضور در مراسم مساجد و تكايا از جمله جلوههاي برگزاري اينگونه مراسم است. برگزاري مراسم عزاداري خانوادگي نيز جالب توجه است. در ايل بختياري وقتي كسي فوت كند، ايل يكپارچه غرق غم و ماتم ميشود و لحظهاي صاحب عزا را رها نميكنند، (چوقا) از تن بيرون ميكنند و لباس سياه ميپوشند. بعد از غسل متوفي، سيد همراه ايل (سيد پير شاه) يا (سيد امامزاده)هاي اطراف مسير و مكان كوچ و استقرار را خبر ميكنند تا بر مرده نماز ميت بگذارند و سپس مرده را به خاك ميسپارند. خاك كه گودي گور را پر كرد، مردها در فاصله دور ميايستند و زنهاي ايل به دور گور حلقه ميزنند، گريه سر ميدهند و همراه با مرثيه كه ( گاگريو) گفته ميشود به شرح حال زندگي مرده ميپردازند. در اين هنگام توشمالها آهنگ غم انگيزي به نام (چپي) مينوازند. بعد از اين مراسم (خيرات) شروع ميشود. صاحب عزا چادر سياهي بر پا ميكند، مردم ايل تيره به تيره، طايفه به طايفه، براي دلداري صاحب عزا ميآيند و (سرباره) ميآورند. سرباره مخارج عزاداري صاحب عزا را كاهش ميدهد. اين مراسم تا يك سال به طول ميانجامد، چرا كه شايد تيره يا طايفهاي در مسافتهاي دور باشد و يا امكان حضور به موقع پيدا نكرده باشد. وقتي كلانتر يا يكي از سرشناسان ايل بميرد، مراسم خاصي انجام ميشود. بدين ترتيب كه زين و برگ اسب يا اسباني را با پارچه سياه ميپوشانند و بر گردن اسب نيز پارچههاي رنگين كه يك سر آن بر زين و سر ديگرش روي پيشاني اسب است به بند دهنه ميبندند، سپس اسب را در حالي كه دهنه آن به دست يك نفر است در محوطه امامزاده ميگردانند. اين پارچه را ( يال پوش) ميگويند. چوقا و تفنگ متوفي را نيز روي اسب ميبندند. صنايع دستي صنايع دستي چهارمحال و بختياري تحت تاثير تنوع شيوههاي توليد، گوناگون و متنوع است. عشاير كوچرو، عشاير اسكان يافته، روستائيان و اقشار شهر نشين در پديد آوردن اين نوع محصولات سهيم باشند. در جامعه عشايري استان صنايع مدرن و كارگاهي وجود ندارد و صنعتگران اين جامعه به بافت صنايع دستي اشتغال دارند و فعاليتهاي غالب آنها در زمينه بافت چوغا، خور و خورجين، قالي و قاليچه، سياه چادر، گليم، دستكش و كلاهپشمي و .... است. رقصهاي محلي در استان چهارمحال و بختياري در مواقع برگزاري جشنها و سرورها رقصهاي متنوعي اجرا ميگردد كه از معروفترين آنها رقصعروسي، رقصدستمال، رقصآرام، رقصتند و رقص مجسمه است. رقصعروسي رقص دستمال رقص آرام رقص تند رقص مجسمه شهرستان شهر كرد در متون تاريخي از مكاني به نام چالشتر در ناحيه شهركرد به عنوان مركز حكومتي نام برده شده كه خرابههاي ديوار قلعه آن امروز به جاي مانده است. شهر كرد گويا مكاني پاسگاهي بوده است معروف به دهكرد و از حدود سال 1300 با تعيين نماينده مركزي و استقرار دوائر دولتي آغاز به رشد كرده است. پيش از آن و در دورانهاي گذشته، منطقه دستخوش جنگهاي خوانين، كشمكشهاي ميان حكومت مركزي و قدرتهاي محلي و غارت و تصاحب روستاها توسط طوايف مختلف بختياري بوده است.
نوسانات سياسي داخلي منطقه از يك سو و تغييرات حكومتهاي مركزي از سوي ديگر مجال و فرصت رشد و تكامل را به روستاها و شهرهاي منطقه نداده است. در كنار اين عامل تاريخي، دور بودن از شبكه راههاي اصلي و مراكز شهري ايران علت ديگري در عقب ماندگي نسبي شهر نشيني و صنعتي منطقه محسوب ميشود. پس از سال 1300 و تا سال 1340 دهكرد و منطقه چهارمحال و بختياري (معروف به شهر چهار محال) از طريق مركز اصفهان اداره ميشد و از آن پس تا سال 1352 شهركرد مركز فرمانداري كل چهار محال و بختياري و سپس به مركز استاني با همين نام تبديل شد و در حال حاضر شهري رو به آباداني و توسعه است. مراكز تاريخي و ديدني
شهرستان اردل اردل از گذشتههاي دور، يكي از مراكز ييلاقي و اسكان عشاير ايل هفت لنگ بختياري بود و در متون تاريخي از جمله سفرنامه ابنبطوطه كه از اصفهان تا شوشتر سفر كرده، اشاراتي به اين ناحيه شده است. سبز كوه يكي از مناطق زيباي اين شهر است. اين منطقه در سه شهرستان اردل، بروجن و لردگان واقع شده و با وسعتي در حدود 62000 هكتار داراي اكوسيستمهاي ويژه و چشم اندازهاي طبيعي، مرتعي، جنگلي، و كوهستاني ميباشد.آبشارهاي پر آب و ديدني مثل تنگ زندان و آبشار معدن زيبايي منطقه را دوچندان كرده است. اين منطقه داراي سه تنوع آب و هوايي ميباشد و به تبع آن جانوراني چون پلنگ، خرس قهوهاي، سنجاب بلوطهاي غرب ايران، كل، بز و كبك دري در اين منطقه زندگي ميكنند. مراكز ديدني
شهرستان بروجن بروجن دومين شهر منطقه چهار محال و بختياري است. اين شهر در دشتي به وسعت حدود 580 كيلومتر مربع در شرقي ترين نقطه منطقه و در محل تلاقي راههاي سه استان چهار محال و بختياري، اصفهان و فارس قرار گرفته است. تاريخ اسكان جمعيت در اين مكان به يكي دو قرن و تاريخ مركزيت جمعيت به حدي كه بتوان آن را شهر ناميد به پس از نهضت مشروطيت ميرسد. رشد فزاينده جمعيت آن از دهههاي سوم و چهارم قرن حاضر آغاز شد و گسترش شهر بروجن با توجه به موقعيت جغرافيايي آن كه در طلاقي سه استان قرار گرفته است، توسعه آن را از امتياز ويژهاي برخوردار نموده و روند رشد آن را تسريع كرده است. مراكز ديدني
شهرستان بلداجي از گذشته بلداجي اسناد تاريخي مدوني در دست نيست ، ليكن شواهدي وجود دارد كه مبين اسكان جمعيت در اين ناحيه است. خرابههاي صفي آباد محل اسكان عشاير ترك زبان قشقايي يا تركان تيره بولوردي صفيخان قشقايي بود. اين تيره پس از صفي آباد به محل فعلي شهر بلداجي نقل مكان كردهاند و به مرور زمان از نقاط ديگري مانند جونقان و فرا دنبه نيز گروههايي به بلداجي مهاجرت كرده و اسكان يافتهاند. همراه با اسكان اجباري ارامنه در دوران صفويه در اصفهان گروهي از ارامنه نيز در بلداجي و قلعه ممكا ساكن و بعدها به علل مذهبي مجبور به كوچ از اين دو نقطه شدهاند. در هر صورت قدمت قطعي هسته اوليه شهر بلداجي را تا حدود 250 سال پيش تخمين ميزنند. گز انگبين اين شهر بسيار مشهور است. شهرستان جونقان جونقان سابقه چنداني به عنوان شهر ندارد و با تاسيس شهرداري در سال 1356 شهر ناميده شده است. سابقه تاريخي اسكان و استقرار جمعيت را در اين مكان بر اساس متون تاريخي ميتوان به دوران صفوي نسبت داد و رونق آن را ميتوان از دوران قاجار و پس از انقلاب مشروطيت دانست كه سردار اسعد بختياري اين مكان را مقر حكومتي خود قرار داد. شهرستان فارسان این شهرستان مهمترین کانون شهری در قلمرو سردسیر عشایر هفت لنگ بختیاری است ودارای جاذبه های طبیعی همچون: غارسراب بابا حیدر، غار آقا سید عیسی، پیر غار، چشمه دیمه که گواراترین آب جهان شناخته شده است، رودخانه بازفت، دشت لاله های واژگون، شکارگاه های متعدد و... است. منطقه فارسان عمدتاً ییلاق عشایر بختیاری ومرکز حکومت خوانین آل بویه بوده است، ازاین رو قلعه هایی به نشانه اقتدار وسلطه خوانین درمنطقه ساخته اند. مراكز ديدني
شهرستان فرادنبه سابقه پيدايش فرادنبه را به بيش از 400 سال پيش نسبت ميدهند كه گويا چهار قلعه در اطراف آن وجود داشت. همچنين از اين محل به نام پير دامنه با 800 نفر جمعيت در سفر نامهاي مربوط به سال 1323 هجري قمري ياد شده است. در دوران اخير كه از تاخت و تاز عشاير بختياري بر روستاهاي چهارمحال كاسته شد، فرادنبه رشد و توسعه يافت. شهرستان فرخشهر سابقاً اسكان جمعيت در مكان امروزي فرخشهر به استناد متون و ابنيه تاريخي موجود به حدود 5 قرن قبل نسبت داده ميشود و از جمله بناي مسجد جامع تخريب شده شهر، شاهدي بر اين مدعا است. از تحولات اين شهر در فاصله چند قرن گذشته اطلاع چنداني در دست نيست. اين شهر به علت موقعيت جغرافيايي، يعني قرار گرفتن بر سر راه اصفهان- شهركرد، همراه با تغيير موقعيت سياسي منطقه به فرمانداري كل وسپس به استان، رشد و گسترش يافته و از سوي ديگر به عنوان نزديكترين مركز جمعيتي منطقه به استان اصفهان تحت تاثير تحولات قطب جمعيتي- صنعتي اصفهان، رشد كرده است. شهرستان لردگان شهر لردگان از دير باز مركزي براي مبادلات عشايري بوده است. در متون تاريخي از لردگان به نام لردجان نام برده شده است. قلعه لردگان در نزديكي چشمه برم لردگان در دوران لر بزرگ ساخته شده بود كه خرابههاي آن اكنون نيز باقي مانده است. مراكز ديدني
شهرستان هفشجان قدمت تاريخي اسكان جمعيت در محل فعلي هفشجان و ديگر مراكز جمعيتي چهارمحال (لار، كيار، گندمان، ميزدج) بنا بر متون تاريخي و شواهد موجود به سلسلههاي ساساني و اشكاني ميرسد. در ادوار بعدي چهارمحال به علل گوناگون مورد توجه ملوك، سلاطين و حكومتهاي مركزي قرار گرفت. در دورههايي به علت واسطه قرار گرفتن ميان مناطق مركزي ايران و دشتهاي حاصلخيز خوزستان و راههاي آبي آن سرزمين، و در ديگر ادوار به عنوان تيول يا شكارگاه و يا به علل مهار عشاير ايلات بختياري و غيره مورد توجه بوده است. سنگ نبشتههاي قبور موجود در هفشجان حدود 300 سال سابقه استقرار جمعيت در اين ناحيه را نشان ميدهد. اين آبادي در دوره قاجار تحت سلطه خوانين بختياري بوده، ليكن با تثبيت قدرت مركزي از اقتدار اين ايل كاسته شد. در دوران معاصر، هفشجان به صورت يكي از چند مركز جمعيتي ميباشد كه در حوزه نفوذ مستقيم شهر كرد قرار دارد و نقش شهري كوچك همراه با ارايه خدمات ناحيهاي به روستاهاي اطراف را ايفا ميكند همشهريآنلاين |
||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 22 بهمن1388ساعت 9:8 بعد از ظهر توسط محمد علی |
|
استان قم با مساحتي حدود 14631 كيلومتر مربع در شمال غرب، از مركز جغرافيايي كشور قرار دارد و 0.89 از مساحت كل كشور را دربر ميگيرد
اين استان با يك شهرستان، چهاربخش، 9 دهستان و 256 روستا به جهت همجواري با كوير مركزي از آب و هواي بياباني و نيمه بياباني برخوردار است. يافتههاي باستانشناختي حاكي از آن است كه منطقه قم حداقل از هزاره پنجم قبل از ميلاد مسكوني بوده است. به استناد آثار و اشياء بازمانده و صراحت متون تاريخي، قم در پيش از اسلام، شهر معتبر و نسبتا بزرگي بوده است. با ورود اسلام به ايران شهر قم با سرعتي شگرف توسعه يافت و به شكل يك سرزمين نيمه خودمختار در طول حكومت خلفاي بنياميه و بنيعباس، درآمد. و با آمدن و وفات و دفن حضرت معصومه(س) در اين شهر كه باعث شرافت و منزلت اين ديار شد، اهميتي به سزا يافت. استان قم به دليل وجود مزار شريف حضرتمعصومه(س) در آنجا و وجود مركز روحانيت و پايگاه انقلاب اسلامي و قرار گرفتن در يك منطقه حساس تجاري و ارتباطي از موقعيت ويژه و حساسي برخوردار است. استان علم و اجتهاد قم، كه مورخان ساخت آن را به زمان پيشداديان منسوب ميكنند، در سال 23 هجري به دست ابوموسي عبدالله ابنقيس اشعري فتح گرديد و پس از آن پناهگاه علويان شد و با ورود حضرت فاطمه معصومه و دفن پيكرمطهر ايشان در اين شهر، به يكي از مراكز مهم شيعه مبدل شد و با حضور علما و انديشمندان شيعه و تشكيل جلسات درس و بحث علوم اسلامي يكي از مهمترين مراكز علمي و سياسي گرديده است. موقعيت جغرافيايي قم با وسعت تقريبي 14700 كيلومتر و ارتفاع 928 متر از سطح دريا، بر پهنه دشت كم ارتفاعي واقع شده است. قم از شمال به استان تهران، از شمال غرب و غرب و جنوب به شهرستانهاي ساوه، تفرش، آشتيان، و دليجان (استان مركزي) و از جنوب شرقي به كاشان (استان اصفهان) و از شرق به دشت كوير و درياچه نمك محدود ميشود. استان قم داراي دو شهر به نامهاي كهك و جعفريه و دو بخش مركزي و خلجستان ميباشد.
شهر قم در پيدايش شهر قم و قدمت تاريخي آن نظرات گوناگوني از مورخان به يادگار مانده است . برخي از آنان بناي اين شهر را به تهمورث ، سومين پادشاه پيشدادي نسبت دادهاند. بعضي ديگر از تاريخ نويسان آن را به دوران بهرام گور ، پادشاه سلسلة ساساني و برخي ديگر يادي از هخامنشيان داشته اند و آنان را در شكل گيري اين شهر سهيم دانسته اند. همچنين ناصري از تاريخ نگاراني است كه در مجموعة خويش ، پيدايش شهر قم را به دستور كيخسرو يكي از پادشاهان كيان ياد كرده است.
وي مي نويسد:در عهد سلاطين كيان ، قم محل اجتماع آب رودخانه هاي فرقان و اناربار و چراگاه رمه كيقباد بود؛ ليكن در وقت لشكر كشي كيخسرو به توران بر اساس حكم پادشاه بيژن پسر گيو ، بابر قمرود را شكافته و آب را به طرف مسيله جاري ساخته و اين اراضي از آب خارج گشته است. اما آنجا كه تاريخ بدان شهادت مي دهد آن است كه قم قبل از ظهور اسلام و ورود اشعريان و خاندان عصمت و طهارت عليه السلام بر اين شهر ، داراي شهرت و رشد چنداني نبوده است؛ گو اينكه به سبب وجود رودخانه اي بزرگ و پر آب در كنار اين جايگاه، تنها محل تجمعي به منظور استراحت در بعضي از فصلها بوده است. هر چند بعضي از تاريخ نويسان از جمعيت زياد اين شهر قبل از اسلام نيز نامي به ميان آورده اند. بنابراين رشد و رونق اين شهر مديون اسلام و شيعيان مهاجر به اين سرزمين مي باشد.
اسامي شهر قم نامي است آشنا كه در كلام اهل بيت عليهم السلام و كتب تاريخ نويسان معروف جايگاه ويژه اي را به خود اختصاص داده است؛ اما اينكه نامگذاري اين سرزمين در چه زمان بوده است و چه كسي اين شهر مقدس را بدين نام خوانده است، ما را به كنكاش پيرامون نام قم و سبب اين نامگذاري مي كشاند. احمد بن ابي عبدالله برقي مي نويسد: شهر قم را از براي آن قم نهادند كه در ابتداي حال ، محل جمع شدن آب بوده است و هيچ رهگذري براي عبورنداشته است و در طرف آن انواع گياه و سبزه پديد آمده است و در ( زبان ) عرب جمع شدن آب را قم گويند. در جاي ديگر آمده است: بر اثر جمع شدن و رويش علفزارها (در اين سرزمين) صحرا نشينان در آن نقطه تجمع كردند و چادرهايي براي سكونت بنا نموده اند كه به آن خانه ها و چادرها « كومه مي گفتند با گذشت زمان كومه را مخفف كردند و كُم گفته و سپس معرب (به تلفظ عربي) كردند و قم خواندند.
همچنين وجه ديگري در اين باره ذكر كرده اند: اينكه كُم به وسيلة اشعري ها از كمندان (كه يكي از قريه هاي تشكيل دهنده شهر قم بود ) گرفته شده و به منظور تخفيف در تلفيظ آن ، قسمت دوم آن را حذف كرده و كُم ناميدند و كاف را تبديل به قاف نمودند و گفتند قم. اما قم تنها يك مكان و سرزمين جغرافيايي خاص نيست كه آن را در لابلاي كتب جغرافيدانان يا تاريخ نويسان جستجو كرد ؛ بلكه مكاني مقدس و الهي است. از اين رو لازم است براي جستجوي علت نامگذاري آن به كلام گهربار اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام رجوع كنيم و از دانش و سخن آنان بهره بگيريم. صفوان بصري، از امام صادق عليه السلام نقل مي كند كه امام عليه السلام به من فرمود: آيا مي داني چرا قم را قم ناميدند ؟ در جواب گفتم: خداوند و رسول او و شما بهتر مي دانيد. امام عليه السلام فرمود: همانا قم را به اين نام نهادند زيرا اهل قم با حضرت قائم آل محمد (عجل الله تعالي فرجه الشريف )مي باشند و با آن حضرت قيام مي كنند و بر آن استقامت دارند و حضرت را ياري خواهند كرد.
روايت ديگر از ابومقاتل ديلمي نقيب الري است كه مي گويد : شنيدم كه اباالحسن علي بن محمد (امام هادي) عليه السلام فرمود: قم را از براي آن قم ناميدند چون سرزميني است كه از طوفان نوح محفوظ بوده و در ايام طوفان كشتي نوح به اين سرزمين كه رسيد ايستاد و قم قطعه اي از بيتالمقدس است. مراكز زيارتي و ديدني
همشهريآنلاين |
||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 22 بهمن1388ساعت 9:7 بعد از ظهر توسط محمد علی |
|
اين استان با 19086 کيلومتر مربع، حدود 1.4 درصد مساحت کل کشور را تشکيل ميدهد. استان ايلام در غرب دامنه سلسله جبال زاگرس قرار گرفته است. استان ايلام از جنوب با استان خوزستان، از شرق با استان لرستان، از شمال با استان کرمانشاه و ار سمت غرب با کشور عراق همجوار است. مهمترين شهرستانهای اين استان ايلام، ايوان، دهلران، مهران و شيروان است. مرکز اين استان شهر ايلام است که به علت زيبايی های طبيعی فراوانی که دارد، عروس زاگرس نام گرفته است.
جغرافيای طبيعی و اقليم ناهمواريهای استان ايلام از رسوبات دوران اول تا چهارم زمين شناسی به يادگار ماندهاند ولی شکلگیری آنها عموما به دوران دوم و سوم زمين شنایب مربوط است. اين کوهها چنان گسترده و فشرده اند که امکان شکل گيری دشتی آنها فراهم نشده است. شمال و شمال شرقی استان ايلام کوهستانی و نواحی مغرب و جنوب غربی آن را اراضی پست و کم ارتفاع تشکيل داده اند. مهمترين ارتفاعات استان کبير کوه و دينار کوه و مهمترين دشتهای آن دشت عباس و دشت مهران، دهلران است. از نظر اقليمی استان به سه منطقه تقسيم ميشود که عبارتند از:
تاريخچه استان ايلام اين سرزمين، بنا به اسناد تاريخی فراوان، بخشی از کشور عيلام باستان بوده که در حدود 3000 سال پيش از ميلاد به فرمان آشور بانی پال منقرض شد. در کتيبه های بابی، عيلام را آلامتو يا آلام خواندهاند. که به قولی به معنای کوهستان يا کشور طلوع خورشيد است. مدتی پس از سقوط عيلام، حوزه فرمانروايی آنان به دو منطقه تحت نفوذ پارسها و مادها در غرب تقسيم شد. در دوره هخامنشی جزئی ازامپراطوری هخامنشی بوده است. بعد از تسخير ايران به وسيله اعراب مسلمان، احتمال دارد که اين ناحيه جزئی از ايالت کوفه باشد.از اوايل قرن چهارم تا اوايل قرن ششم خاندان حسنويه کرد بر لرستان و ايلام حکومت می کردند و از سال570 تا 1006 اتابکان لر بر لرستان و پشتکوه حکومت کرده اند.از سال 1309 شمسی در تقسيمات کشوری، ايلام جزو استان پنجم يعنی کرمانشاه گرديد.
شهر ايلام ايلام در زمان باستان به اريوجان شهرت داشته است ولی ايلام کنونی در ناحيه ای به نام حسين آباد در سال 1308 شمسی از نو بنا نهاده شد. شهر ايلام در حصاری از کوهها و ارتفاعات جنگلی قرار دارد و دارای آب و هوای معتدل کوهستانی میباشد. حکومت خود مختار واليان در ايلام و پشتکوه از سه قرن پيش برقرار بوده و مرکز حکمفرمايی واليان تحت تأثير حيات اجتماعی منطقه مکان ثابتی نداشت. بنابراين قشلاق عشاير در زمستان در باغشاهی عراق و در حسينيه بين النهرين واقع بود و تابستانها برای ييلاق در هليلان و حسين آباد (ايلام کنونی) به سر می بردند.آخرين والی منطقه در سال 1309 شمسی توسط رضاشاه سرکوب شد. ازآن پس حسين آباد با نام جديد ايلام در تقسيمات کشوری جای گرفت. در حال حاضر شهر ايلام به عنوان مرکز سياسی، اداری استان ايلام از شهرهای توسعه يافته غرب کشور است و به لحاظ دارا بودن تفرجگاههای جنگلی و آثار باستانی از زيباترين شهرهای استان محسوب ميشود.
مركز تاريخي و ديدني
جاذبه هاي طبيعي آبشارچم آو، آبشارسرطاف، آب زنگاون، آب آسمان آباد، آب آفتاب، تلخاب، تنگ گراو، جزمان رود، چرداول، چوار، خوش، سده، کنجان چم، سيمره، قناتها، اهوران، بانکول، سامله، سرکب، شره زول، شلم، قلاچه، قلارنگ، مانشت، کان گنبد، چنار، چوار شهر آبدانان شهر آبدانان در دامنه جنوبی کبيرکوه قرار گرفته است. اين شهر منابع طبيعی و معدنی فراوانن مانند نفت و گوگرد دارد و به علت وجود آب و زمين فراوان، جنگلها و مراتع از نواحی مستعد جهت کشاورزی ميباشد. قدمت تاريخی اين ناحيه قدمتی بسيار کهن دارد و آثار ارزنده تاريخی در سراسر آن به چشم می خورد. همچنين اين شهرستان دارای مکانهای تفريحی بسياری می باشد. مراكز تاريخي و ديدني
شهر ايوان شهرستان ايوان که از شهرهای حاصلخيز منطقه میباشد در واقع از شهرستانهای تاره بنا نهاده شده در استان ايلام ميباشد که در حد فاصل بين ايلام به اسلام آباد غرب و گيلان غرب قرار دارد. طبيعت زيبای اين منطقه بسيار چشم نواز است. شهر ايوان بسيار مستعد برای کشاورزی و دامداری می باشد. مردم اشهر ايوان از ايل کلهر هستند و به زبان کلهری صحبت می کنند. مراكز ديدني
شهر درهشهر شهر تاريخی درهشهر در زمانهای مختلف تاريخی به علل متعدد بارها ويران و آباد گشته، از جمله عوامل موثردر ويرانی آن میتوان لشگر کشی سپاهيان آشور واعراب را نام برد. بنا به نظری، دره شهر محل شهر باستانی ماداکتو پايتخت عيلامی بوده است. به نظر می رسد که دره شهر اولين شهر عيلامی بوده است که در حمله آشور بانی پال ويران شده و در زمان حکومت هخامنشيان يا اهميت گذشته را نداشته و يا همچنان در ويرانی به سر ميبرده است، ولی در زمان اشکانيان دوره تجديد حيات آن بوده و در عهد ساسانيان نيز مجددا آباد گرديده و رونق يافته است.
در ويرانه های به جای مانده از يک شهر در زمان ساسانيان، آثار شهر سازی گه در آن دوره معمول بوده به چشم می خورد. سکه هاي يافت شده در خرابه های دره شهر به خسرو سوم و جانشينان او متعلق است. در ميان ويرانه های آن اثری از مکانی که شايد زمانی مسجد و يا عبادتگاه دوره اسلامی بوده باشد، يافت نشده است. در حال حاضر اين شهر که در دامنه کوه خرابه های شهر باستانی دوره ساسانی و رودخانه سيمره قرار دارد، با استعداد کشاورزی وافر، منابع آب غنی، مراتع سبز و جنگلهای انبوه يکی از شهر های باستانی و مهم استان به حساب می آيد.
مراكز تاريخي ديدني قلعه شيخ مکان، قلعه ساساني، تنگ بهرام چوبين، تنگ ماژين، دره شهر، ماژين، مهرجا نقدق، تپه تيخان، تپه کوزه گران، سر گچله، کل يزيد، قلعه گل، قلعه سکه سون، پاميل، آتشکده دره شهر، آتشکده سيکان، آتشکده مهدی آباد، آبشارآب آسياب، مسجد جامع، امامزاده سيد اکبر، زيارتگاه امامزاده عباس، زيارتگاه سيد فخرالدين، امامزاده سيد ابراهيم شهر دهلران اين شهر که در دامنه جنوب و جنوب غربی دينار کوه قرار دارد و از قديم به دهلران مشهور بوده است. بقايای آثار تاريخی و باستانی و مجموعه اشياء کشف شده، نشان دهنده اين واقعيت هستند که قدمت اين منطقه به زمان قبل از تاريخ و بعد از آن، به ويژه با دوره ساسانيان ارتباط تنگاتنگ دارد. دهلران به لحاظ موقعيت جغرافيايی از مناطق مهم استان ايلام است و همين موقعيت جغرافيايی نيز باعث آسيب آن در طول تاريخ شده است. اين شهر اکنون نيز علاوه بر موقعيت توريستی دارای منابع عظيم نفت و اراضی مستعد کشاورزی است که دارای اهميت اقتصادی و جغرافيايی بسياری است.
مراكز تاريخي و ديدني
شهر شيروان و چرداول اين شهرستان از مکانهای بسيار تاريخی استان ايلام می باشد که پيشينه تاريخی آن به دوره ساسانيان مربوط می باشد. بقايای آثار تاريخی و باستانی مانندآثار شهر سراب کلان، قلعه تاريخی، آتشکده سام، تل توبره ريز معروف به للر يا تل سه پا ، تعداد 160 تپه و آثار تمدن باستان در بخش هليلان ومبين ...نشانگر اين قدمت تاريخی است.از شيروان قديم که شهری در سمت شمال رود سيمره بود، تاريخی و ويرانه های بسيار زيادی باقی مانده است.
مراكز تاريخي و ديدني
شهر مهران اين شهر در کنار رودخانه کنجان چم قرار دارد و فاصله چندانی با مرز عراق ندارد. در گذشته، شهر مهران به منصور آباد معروف بوده است. اين شهر نيز مانند ساير شهر های مرزی کشور عزيزمان در ابتدای جنگ تحميلی به چنگ عراقي ها افتاد و ويران شد. ولی آخرين بار در سال 1365 به آغوش ميهن بازگشت و از نو آباد شد.[ آشنايي با جنگ تحميلي عراق عليه ايران] در سالهای اخير اين شهر نگين سبز ايران ناميده شد. مراكز تاريخي و ديدني
همشهريآنلاين |
||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 22 بهمن1388ساعت 9:6 بعد از ظهر توسط محمد علی |
|
استان خراسان با مساحتي معادل 313335 كيلومتر مربع، كه در حدود يك پنجم مساحت ايران را تشكيل ميداد، وسيع ترين استان كشور بود. اين استان با مصوبه دولت در سال 1۳۸۳ به سه استان خراسان رضوي، خراسان شمالي و خراسان جنوبي تقسيم شد. استان خراسان رضوي استان خراسان رضوي با مساحتي بالغ بر 127432 كيلومتر مربع از شمال به جمهوري تركمنستان، از شمال غربي به استان خراسان شمالي از شرق به كشور افغانستان، از جنوب به استان سيستان و بلوچستان و از غرب و شمال غربي به استان يزد، اصفهان، سمنان و گلستان محدود ميباشد. بر اساس آخرين تقسيمات كشوري اين استان به مركزيت مشهد داراي 19 شهرستان، 64 نقطه شهري، 62 بخش و 158 دهستان و 3767 آبادي داراي سكنه ميباشد.
شهر مشهد تا قبل از سال 202 هجري قمري هيچگاه كسي فكر نميكرد كه قرار است شهري به نام مشهد بوجود آيد اما در اين سال و پس از شهادت و دفن حضرت امام رضا (ع) در محلي از توابع توس به نام سناباد كه به همين مناسبت نيز آنجا را مشهد رضا (محل شهادت) ناميدند هسته اصلي شهر مشهد كنوني پديد آمد. سلطان محمود غزنوي بقعه اي بر روي مرقد امام رضا(ع) بنا كرد.
در قرن هفتم هجري كه شهر توس به دست مغولان ويران گرديد، جمعيت آن سامان رو به سوي مشهد آوردند و به تدريج بر وسعت و آباداني اين شهر افزودند. شهر مشهد كه در آغاز بقعه اي در آبادي سناباد نوقان بود، به تدريج توسعه يافت.ناحيه توس ابتدا مسكن اقوام غير آريايي بوده است. در داستان هاي ملي ايران، بناي اصلي شهر توس را به جمشيد و تجديد بناي آن را به توس پسر نوذر كه پهلوان و سپهسالار ايران بود، نسبت مي دهند اين شهر در زمان ساسانيان وجود داشته است. قسمتي از شهر توس در زمان خلافت عثمان به دست اعراب افتاد و ضميمه سرزمين هاي قلمرو اسلام در دوره خلافت عمر شد. از سال 421 هجري قمري سلجوقيان به تدريج در شهرهاي مهم خراسان نفوذ كردند تا آنكه ملكشاه سلجوقي در سال 465 هجري قمري توس را به عنوان تيول در اختيار خواجه نظام الملك توسي وزير كاردان خود گذاشت. در سال 548 هجري قمري قبيله غز، پس از غلبه بر سلطان سنجر سلجوقي، شهرهاي بزرگ خراسان از جمله توس را به تصرف خود در آوردند. جدائي مناطق و شهرهاي نواحي شمالي و شرقي خراسان در طي دو قرن گذشته نه تنها همبستگي قومي و فرهنگي را كم نكرد، بلكه پس از فروپاشي اتحاد شوروي آشكارتر نيز شد و پيوندهاي فرهنگي مستحكمي ميان مردم خراسان بزرگ بوجود آورد و دلبستگي فراواني بين مردم اين نواحي ايجاد شد. ويرانه هايي كه از توس قديم در كنار توس جديد باقي مانده است حكايت از قتل و غارتهاي بيشماري دارد كه بر اين شهر قديمي گذشته است. شهر توس در زمره نخستين شهرهايي بود كه در معرض هجوم وحشيانه و خانمانسوز مغولان قرار گرفت و عرصه آن لگد مال سپاهيان تولوي پسر چنگيزخان شد و مانند ديگر شهرهاي خراسان به ويرانه اي بدل شد. شاعر گرانمايه شهيد بلخي در اين باره مي گويد: دوشم گـذر افـتـاد بـه ويـرانـه تـوس گـفـتـم چـه خبـر داري از اين ويـرانـه شهر توس به علت موقعيت خاص و حساسش در عصر فترت و دوره حد فاصل ايلخانان مغول و تيموريان، بارها ميان حاكمان وقت دست به دست شد تا اينكه در سال 791 هجري قمري بعد از شورشي كه موفقيتي نداشت، مردم آن قتل عام و قريب به ده هزار نفر كشته شدند و بر حسب معمول آن دوره در پاي دروازه هاي شهر، برج هايي از كله كشتگان ساخته شد. در سال 807، شاهرخ فرزند تيمور لنگ به سلطنت رسيد در زمان او در شهر توس آباداني و سازندگي گسترش يافت. اهميت فوق العاده اي كه مشهد از عصر شاهرخ به بعد يافت، و توجه سلاطين تيموري، علي الخصوص سلطان بايسنقر به مشهد و روضه مباركه، موجب كمرنگ شدن نام شهر توس شد. به گونهاي كه از نيمه دوم قرن نهم هجري ديگر در متون و تاريخ نامي از توس برده نميشود. اگر گاهيهم سخني از آن به ميان آمده به عنوان يكي از مناطق تابع مشهد معرفي شده است.
به هر روي، توس بعد از قرن نهم هجري قمري ديگر رنگ و بوي آباداني به خود نديد. باقيمانده اهالي آن به مشهد كوچ كردند و حصاري كه در عهد شاهرخ در پيرامون حرم احداث شده بود، محل مناسبي براي اقامت آنان شد. از توس قديم چيزي جز ويرانهاي به جاي نمانده است. توس جديد نيز به علت قرار گرفتن آرامگاه فردوسي، بزرگ شاعر پارسي گوي ايران زمين داراي اهميت زيادي است. به هر حال تاريخ مشهد كنوني با تاريخ شهر توس قديمي پيوندي ناگسستني دارد و تحولات سده هاي بعد از آن در پرتو بارگاه مشهدالرضا بار تاريخي و ديني دو چندان را بدست آورده به گونهاي كه اين شهر به يكي از قطب هاي زيارتگاهي شيعيان جهان تبديل شده است. طوس چنانكه ميدانيم، خراسان قديم در عرف و اصطلاح نويسندگان كتب مسالك و ممالك و كيهان شناخت (جغرافيا) به چهار بخش تقسيم ميشد و هر بخشي را ربعي ميگفتند و هر ربع را به نام يكي از چهار شهر بزرگ كه در زمانهاي مختلف، كرسي آن ربع يا كرسي تمام ايالت خراسان بود، ميخواندند. چهار شهر بزرگ خراسان قديم نيشابور، هرات، بلخ و مرو بود. تقسيم خراسان به ربعها كار جغرافينويسان عرب است. شهرستان توس را توس، پسر نوذر كه 900 سال سپهبد بود، بنا كرد پس از آن سپهبدي از توس به زرير و از زرير به بستور و از بستور به كرزم رسيد. شهر مشهد، يعني مشهد حضرت علي بن موسي الرضا (ع) در سمت خاور نيشابور است و سلسله جبالي كه سرچشمه اكثر آبهاي نيشابور است مشهد را از نيشابور جدا ميسازد. شهر مشهد امروز كرسي خراسان ايران است و درچند كيلومتري شمال مشهد بقاياي شهر قديم طوس قرار دارد. طوس در قرن چهارم دومين شهر ربع نيشابور محسوب ميشد و متشكل بود از دو شهر طابران و نوقان كه متصل به هم بودند. به فاصله دو منزلگاه چاپاري از طوس، باغ بزرگي بود در دهكده سناباد و در آن دهكده قبر هارون الرشيد كه در سال 193 مرد،قرار داشت. قبر امام هشتم شيعيان علي بنموسي الرضا (ع) كه در سال 202 در اثر زهري كه مأمون پسر هارون الرشيد به آن حضرت خورانيد و باعث شهادت ايشان شد در همان باغ قرار داشت. نوقان كه نوگان تلفظ ميشود، هنوز نام محله شمال خاوري و دروازه آن در مشهد جديد است كه از طريق آن دروازه به نوقان طوس ميروند. نوقان در زبان مردم امروز نوغون تلفظ ميشود و محله اي است در جنوب خاوري مشهد نه شمال خاوري، و ديگر جايي به اسم نوقان طوس وجود ندارد و ده نوقان در شهر حل و محل شده. آب سناباد نيز هنوز ناحيه شمال باختري مشهد را مشروب ميسازد. در قرن سوم، به قولي، نوقان از طابران بزرگتر بود، ولي يك قرن بعد، طابران از نوقان بزرگتر شد و تا زمان ياقوت حموي برهمين وضع باقي مانده بود، تا آن كه لشكريان مغول طوس را ويران كردند. نوقان به تهيه و ساختن ظرفهاي سنگي كه به نواحي ديگر ميبردند، شهرت داشت و از معادن آن طلا و نقره و آهن و مس استخراج ميشد. در حوالي طوس فيروزه و سنگي كه به آن خماهن ميگفتند، همچنين سنگ مرمر سبز به دست ميآمد كه براي فروش به نوقان ميبردند. اما اين منطقه طوس كم آب بود. اسم طوس در زمان ياقوت حموي، يعني در قرن هفتم، غالباً بر ولايت آن اطلاق ميشد و در آن ناحيه بيش از هزار دهكده وجود داشت تمام اين آباديها همچنين دو شهر طوس يعني طابران و نوقان در سال 617 پايمال لشكريان مغول شد و يكسره غارت و تاراج شد و از آن پس ديگر طوس روي آبادي و عمارت را به خود نديد. چنين نيست، چنان كه پس از اين خواهد آمد، ابن بيطوطه كه در 734 طوس و مشهد هر دو را ديده، طوس را اعظم و اكبر بلاد خراسان پس از ويراني نيشابور و ديگر شهرهاي بزرگ ميخواند و در همان زمان راجع به مشهد ميگويد آن شهر نيز بزرگ و پرجمعيت است طوس بعداز ضربات هلاكو و تيمور به طور كلي ويران شد تا در عهد شاهرخ تيموري بقاياي مردم آن به مشهد نقل مكان كردند اما دو قبري كه مجاور طوس بود، در اثر توجه ثروتمندان شيعه دوباره آباد شد.
اماكن زيارتي و مذهبي
مراكز تاريخي باستاني
جاذبه هاي طبيعي
_____________________ شهر نيشابور اين شهر درسال 31 هجري و درزمان خلافت عثمان فتح شد و در دوره اسلامي، يكي از چهار شهر بزرگ خراسان بوده است. وسعت و عظمت اين شهر در حدي بوده است كه آن را ام البلاد ميخوانده اند. در اوايل دوره اسلامي، وسعت و عظمت اين شهر به حدي بود كه شهرتي جهاني يافت. به همين سبب نيز برروي سكه هايي كه در دوران خلفاي اموي و عباسي ضرب مي شد، نام اين شهر نيز ديده مي شود.
نيشابور در زمان غزنويان و سلجوقيان از شهرهاي مهم و معتبر خراسان محسوب ميشد. اين شهر كه يكي از مراكز تمدن و هنر ايران و خراسان است و شاعران و انديشمندان بسياري را درخود پرورانده است، در مسير جاده ابريشم قرار داشته و اكتشافات باستان شناختي قابل توجهي در آن صورت گرفته است. نيشابور هم اكنون شهري بزرگ و آباد است و آثار ديدني بسياري دارد.
مراكز ديدني
_____________________ شهر سبزوار در دورههاي اسلامي، ولايت بيهق داراي دو شهر سبزوار و خسروگرد بود. شهر سبزوار در حمله مغول به كلي ويران شد، ليكن به تدريج آباد گرديد. حوادث تاريخي بيشماري در اين شهر اتفاق افتاده است. ازجمله در سال 737 هـ. ق اين شهر پناهگاه و پايتخت سلسله سربداران شد. شهر سبزوار به دارالمؤمنين نيز معروف بوده است. پس از حمله مغول، اين شهر مجدداُ در زمان شاه عباس، توسط ازبكها ويران گشت و مردم آن قتل عام شدند. پس از اين واقعه اين شهر كم كم رو به آباداني گذاشت. دوره صفويان براي اين شهر، شروع مرمت و بازسازي تاريخ گذشته بود.
مراكز ديدني
_____________________ شهر گناباد اين شهر يكي از شهرهاي قديمي ايران است كه بناي آن را به پادشاهان هخامنشي نسبت ميدهند. اين شهر در اوايل حكومت صفويان محل نزاع صفويان با ازبك ها بوده است. گناباد در اوايل قرن سيزدهم توسط ايل شيباني كه مخالف سلسله قاجاريه بودند، تصرف شد. آثار به جامانده دراين شهر متعلق به قرن هفتم هجري مي باشد. آثارديگري كه در اين شهر ديده مي شوند، به نوعي با اساطيرايراني در آميخته اند.[درهمين رابطه]
مراكز ديديني
_____________________ شهر كاشمر نام اصلي اين شهر ترشيز است. درگذشته اين شهر جزو ولايتي بود به نام بوشت ويا يوشت كه غير از ترشيز، شهر معروف ديگر آن، كندر بوده است. درسال 520 هـ. ق اين شهر توسط سلطان سنجر سلجوقي محاصره و غارت شد و پس از اين تاريخ، يكي از مراكز مهم فرقه اسماعيليه گرديد. در قرن هشتم هجري، اين شهر توسط امير تيمور گوركاني ويران شد. آثار به جامانده در اين شهر متعلق به قرون هفتم و هشتم هجري است. سرو افسانهاي كاشمر در اين شهر قرار دارد.
مراكز ديدني
_____________________ شهر قوچان شهر قوچان را با شهر باستاني اشك يا ارسكه يك دانسته اند. اين شهر در قرون وسطي به نام خبوشان و خوجان معروف بود. اين شهر در زمان هلاكو تجديد بنا شد و نوه هلاكوخان، ارغون خان بروسعت آن افزود. در زمان غازان خان يك معبد بودايي در اين شهر بنا گرديد. همچنين در طول تاريخ، اين شهر چندين بار به علت زلزله ويران شده است؛ اما دوباره ساخته شده و رونق دوباره يافته است. آثار به جامانده در اين شهر عمدتاُ به قرن ششم هجري تعلق دارند. چشمه گرماب قوچان يكي از محلهاي ديدني اين شهر است. _____________________ شهر سرخس قدمت اين شهر به زمان ساسانيان مي رسد و مانند ساير نواحي خراسان، در طول تاريخ، صدمات فراوان ديده است. درسال 617 هـ. ق ودر حمله مغول به ايران، سرخس به عنوان سنگر اول، مورد غارت و ويراني قرار گرفت. ناحيه سرخس از جمله نواحي مورد تصرف تركمانان نيز بوده است. بايد اذعان داشت كه شهر سرخس روزگاري از كانونهاي علم و دانش بود و به واسطه مدارس و كتابخانه هاي متعدد شهرت فراواني كسب كرده بود. مراكز ديدني
_____________________ شهر تايباد اين شهر تا چند سال پيش، يك از بخش هاي تربتجام شمرده ميشد. از آثار تاريخي اين شهر ميتوان از مسجد مزار مولانازين الدين نام برد، كه متعلق به سال 848 هـ. ق است. مراكز ديدني
_____________________ شهر تربت حيدريه تربت حيدريه در گذشته زاوه نام داشت. در قرن هفتم هجري، شيخ حيدر، عارف معروف در آنجا زندگي ميكرد. تغيير نام اين شهر، از زاوه به تربت حيدريه، به احتمال زياد به زندگي و آرامگاه اين عارف بزرگ مربوط است آثار تاريخي به جامانده در اين شهر به دوران ساسانيان و قرن هفتم هجري تعلق دارند.
مراكز ديدني
_____________________ شهر تربت جام تربت جام كهن ديارعرفان، واقع درشمال شرقي گستره پهناورايران زمين بافاصله 165 كيلومتري ازمشهد در استان خراسان رضوي قراردارد. اين شهرستان از شمال به سرخس، ازمغرب به فريمان وتربت حيدريه،ازجنوب به تايبادوازشرق به كشورهاي تركمنستان و افغانستان محدوداست. اين شهرستان به مركزيت شهرتربت جام ،جمعيتي بالغ بر210 هزارنفردارد. نام تربت جام برگرفته ازشخصيت شيخ احمدجام است كه مزار او به مثابه بخشي ازهويت و ميراثفرهنگي اين ديار ميباشد.
مراكز ديدني
_____________________ شهر چناران شهر چناران، تا چند سال پيش، از بخش هاي شهرستان مشهد محسوب مي شد. تاريخ اين شهر به تاريخ مشهد پيوند خورده است و براي پي بردن به تاريخ آن، بايد به مطالعه تاريخي شهر مشهد پرداخت. از مكانهاي ديدني اين شهر برج تاريخي اردكان ميباشد. بناي اين برج كه ساخت آن در سال 411 هـ. ق به پايان رسيده، بي ترديد يكي از مفاخر معماري و يكي از مواريث فرهنگي سرزمين ايران به حساب مي آبد. ميل رادكان از سبك معماري خاصي برخوردار است و در عين سادگي، يكي از شاهكارهاي معماري ايران بعد از اسلام به حساب مي آيد وبلنداي آن كه بيش از 35 متر است، نظر هر بيننده اي را به خود جلب مي كند. برج تاريخي اردكان از مكانهاي ديدني اين شهر است. _____________________ شهر خواف خواف يكي از شهرهاي استان خراسان است كه تا چند سال پيش از بخش هاي شهرستان تربت حيدريه محسوب مي شد. تاريخ اين شهر با تاريخ تربت حيدريه درهم آميخته است. از آثار باستاني شهر خواف مي توان از مسجد ملك زوزن در دشت خواف نام برد كه متعلق به قرن هفتم هجري است.
مراكز ديدني
_____________________ شهر درگز محمدآباد مركز درگز است و به احتمالي، با شهر نساي سابق يكي است. اين شهر بين نسا و سرخس، و در دشت خاوران جاي داشت و مركز آن مهنه يا ميهنه ناميده مي شد. ابوسعيد ابوالخير، عارف مشهور در اين قريه به دنيا آمده است. درگز، به علت مجاورت با مرز ايران و جمهوري تركمنستان از اهميت سياسي و نظامي خاصي برخوردار است بيشتر آثار تاريخي اين شهر به دوره افشاريه تعلق دارند، ازجمله قلعه مستحكم كلات نادري كه در نزديكي نوار مرزي قرار دارد. درگز هم اكنون شهري متوسط و آباد است ودر شمال استان خراسان واقع شده است. مسجدنادري از مكانهاي ديدني اين شهر است همشهريآنلاين |
||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 22 بهمن1388ساعت 9:4 بعد از ظهر توسط محمد علی |
|
استان خراسان جنوبي، شرقيترين استان ايران، داراي 82864 كيلومتر مربع مساحت ميباشد كه بين 57 درجه و 46 دقيقه تا 60 درجه و 57 دقيقه طول شرقي و 30 درجه و 35 دقيقه تا 34 درجه و 14 دقيقه عرض شمالي قرار گرفته و 47/5 % از مساحت كشور را به خود اختصاص داده است اين استان از شرق، با كشور افغانستان، از شمال به استان خراسان رضوي ، از غرب به استانهاي يزد و كرمان و از جنوب با استان سيستان و بلوچستان همسايه است.
آب و هوا اقليم استان از نوع خشك و بياباني است كه متوسط بارندگي ساليانه استان به 150 ميليمتر مي رسد. حداكثر دماي سالانه 44 و پايين ترين دماي ثبت شده 5/21ـ درجه سانتيگراد گزارش شده است. شهر بيرجند ناحيهاي كه بيرجند جزء كوچكي از آن را تشكيل مي دهد، قهستان نام داشت. اين ناحيه از يك سو به دليل كوهستاني بودن، پناهگاه نهضت هايي نظير اسماعيليان بوده است، از سوي ديگر، به سبب خشكي اقليمي و وجود بيابانهايي كه به آب وهواي شبه جزيره عربستان شباهت دارد، مورد توجه اعرابي كه از جور خلفاي عباسي و حاكمان وقت ميگريخته اند، قرار داشته است و اين گريختگان به اين منطقه پناه مي آوردند. در اسطورههاي تاريخي، بناي قهستان را به سام بن نريمان نسبت مي دهند و آن را بخشي از قلمرو فريدون، پنجمين پادشاه پيشدادي مي دانند. اين شهر در حال حاضر، يكي از شهرهاي مهم جنوب خراسان و يك از مراكز عمده تجاري و اقتصادي است. امامزاده زيدبنموسي يكي از اماكن ديدني و زيارتي اين شهر است.
مراكز ديدني
شهر قاينات ماركوپولو در سفرنامه خود از اين شهر به نام تونوكاين نام برده است كه اين نام ازنام دو شهر بزرگ آن ايالت ـ قهستان ـ كه تون و قاين باشد، گرفته شده است. همچنين درسال 444 هـ. ق ناصرخسرو قبادياني از اين شهر ديدن كرده و از استحكامات شهر و مسجد جمعه آن ياد كرده است. ايالت قهستان، همزمان با ورود اعراب به ايران، پناهگاه زرتشتياني بود كه به آن پناه آورده بودند. حمدالله مستوفي، در قرن هشتم هجري از مركزيت قاين نسبت به آبادي هاي ديگر قهستان، و همچنين از فراواني زعفران و ميوه آن گزارش داده است. يكي از مهمترين آثار تاريخ قاين، مسجد جامع است كه از بناهاي قرن هشتم هجري مي باشد.
مراكز ديدني
شهر سربيشه در كتابهاي تاريخي بهارستان، نزهه القلوب و معجم البلدان از سربيشه و مؤمن آباد و نهارجان اسم برده شده است و مساجد و آثار كهن شهر مورد توجه سياحان قرار گرفته است. در وجه تسميه سربيشه گفته شده است چون زمين قسمت جنوبي شهر آبخيز و سرسبز بوده و شهردر مدخل اين محل قرار داشته است به آن سربيشه گفته اند. در اقوال ديگر نيز گفته شده از قبيل سربيشه كه بدليل سردي هوا به اين نام معروف بوده و به مرور زمان حرف (د) حذف گرديده است. سربيشه از پيشينه تاريخي بسيار غني برخوردار بوده و بههمين دليل، در گوشه و كنار شهرستان آثار تاريخي و ديدني متنوعي به چشم مي خورد. مراكز ديدني
شهر سرايان سرايان در160 كيلومتري شمال غربي شهرستان بيرجند در استان خراسان جنوبي قرار دارد و مشتمل بر سه دهستان (آيَسك ـ سه قلعه ـ مصعبي) ميباشد. وسعت اين بخش 9318 كيلومتر مربع بوده و از نظر طبيعي به دو منطقه كوهستاني وكويري قابل تقسيم ميشود و جمعيت اين شهرستان بالغ بر 50038 نفر مي باشد.
مراكز ديدني
نهبندان ناحيهاي استكويري، خشك و كم آب. اهميت اين منطقه پيش از اسلام بسيار بيشتر بوده است چرا كه اين منطقه در مسير بندرعباس به خراسان قرار داشته و از اين باب موقعيتي سوقالجيشي داشته است. جمعيت شهرستان نهبندان در سرشماری عمومی نفوس و مسكن سال 1375 هـ. ش، 43.065 نفر بوده است كه از اين شمار 21.698 نفر مرد و 21.367 نفر زن بوده اند. مردم نهبندان ايرانی و آريايی نژادند و با گويش محلی و نزديك به خراسانی سخن میگويند. لهجه آنها به گويش سيستانی نيز نزديك است و بعضی از آنها به سيستانی سخن میگويند. همه نهبندانی ها پيرو مذهب شيعه جعفری هستند. مردم نهبندان سختكوش، مهربان، ساده، آزاده، پاكانديش و مهمان نوازند. مهمترين هنردستی مردم اين ناحيه، قاليچه بافی است. مردم منطقه با توليد قاليچههايی با طرحهای بلوچی، تركمنی، و نقش های گلدانی، مددخانی و محلی، درآمد عمومی را افزايش میدهند و برخي از اين صنايع نيز به خارج صادر ميشود همشهريآنلاين |
||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 22 بهمن1388ساعت 9:2 بعد از ظهر توسط محمد علی |
|
استان خراسان شمالي با مساحتي در حدود 28.100 كيلومتر مربع از شمال به کشور تركمنستان از شرق و جنوب به استان خراسان رضوي، از جنوب غربي به استان سمنان و از مغرب به استان گلستان محدود ميشود. اين استان كه از تقسيم استان بزرگ خراسان (سابق) بوجود آمده، داراي 6 شهرستان به نامهاي بجنورد، شيروان، اسفراين، جاجرم، فاروج، مانه و سملقان با مركزيت بجنورد و 15 بخش و 40 دهستان و بيش از 1000 روستاي داراي سكنه است كه جمعيت تقريبي آن تا سال 1384 بالغ بر 850.000 نفر برآورد شده است.
سوغات استان آبنبات (شكر پنير) بجنورد، چاروق بجنوردي، قاليچه ها و پشتي ها ي تركمني و كردي ، كلاه كركي جاجرمي، چادر شب و حوله دستي اسفراين و جاجرم، كشمش و آجيل فاروج، خشكبار و سيب شيروان. شهر بجنورد نام بجنورد در كتاب هاي قديمي بوزنجورد آمده است. بوزنجورد معرب كلمه بيژن گرد است، ولي به مرور با اندك تحريفي به صورت بجنورد تلفظ مي شود. گرد به معناي شهر و آبادي است و بجنورد به معني شهر بيژن است. در شمال غربي بجنورد كنوني تپهاي قديمي وجود دارد كه آثار بسيار كهني از شهر تاريخي بيژن گرد را در خود جاي داده است و به بيژن يورت معروف است. گفته مي شود كه بجنورد قديمي در محل همان تپه قرار داشته كه اكنون ساربان محله ناميده مي شود.
مراكز ديدني
_____________________ شهر شيروان با توجه به تحقيق و كاوش در آثار باقي مانده در روستاها و آبادي هاي قديمي، مي توان گفت اين منطقه قبل از اسلام مسكوني بوده و داراي قدمت طولاني است. مردم شيروان در سال 31 هجري ـ در زمان خلافت عثمان - به اسلام روي آوردند. در دوران طاهريان و سامانيان، با اينكه ذكري از نام شيروان نيامده است، ليكن از بعضي قراين پيداست كه اين شهر به صورت قصبه اي پابرجا بوده است. سلطان محمود غزنوي در لشگركشي خود به هندوستان، يك شبانه روز در حد فاصل ورگ ـ رزمغان توقف كرده بود، و اين محل هنوز هم در ميان مردم شيروان به تخت سلطان محمود معروف است. از نظر تاريخي، رونق شهر شيروان با دوره فرمانروايي خوارزمشاهيان مربوط است. اين شهر در دوران حكومت قاجار يكي از مناطق مهم درگيري هاي حكام محلي بود. شهر شيروان در سال 1308 بر اثر زلزله به كلي ويران شد و پس از دوسال، بار ديگر با اسلوب جديد شهرسازي تجديد بنا شد.
مراكز ديدني
_____________________ شهر اسفراين دروجه تسميه اسفراين برخي معتقدند، اين شهر را اسفنديار بنا نهاده است و لذا به نام باني آن، اسفراين ناميده شده است. بيهقي اصل اين اسم را آسپرآئين دانسته كه اسپر به معني سپر و آئين به معني راه و رسم است. اسفراين جزو اولين مراكز جمعيتي است كه اقوام آريايي پس از ورود به ايران درآن سكني گزيدند. شهر اسفراين با اينكه در طول تاريخ صدمات فراواني متحمل شده است، ليكن با تلاش و همت مردم به توسعه قابل توجهي دست يافته است و در حال حاضر يكي از شهرهاي آباد استان خراسان به شمار مي آيد.
مراكز ديدني
همشهريآنلاين |
||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 22 بهمن1388ساعت 9:1 بعد از ظهر توسط محمد علی |
|
استان تهران با وسعتي حدود 18814 كيلومتر مربع بين 34 تا 36.5 درجه عرض شمالي و 50 تا 53 درجه طول شرقي واقع شده است.
اين استان از شمال به استان مازندران، از جنوب به استان قم، از جنوب غرب به استان مركزي، از غرب به قزوين و از شرق به استان سمنان محدود است. جمعيت اين استان در سال 85 بيش از 13 ميليون نفر بوده كه حدود 19 درصد جمعيت كل كشور را به خود اختصاص داده است. استان تهران، از شهرهاي تهران - كرج - شهریار - اسلامشهر - ری - پاكدشت - دماوند - شمیران - ساوجبلاغ - ورامین و فیروزكوه تشكيل شده است.
تهران تهران پایتخت ایران به عنوان پر جمعیتترین شهر كشور، از نظر مساحت شهرنشینی نه تنها در ایران بلكه در دنیا جزو بزرگترین شهرها میباشد كه از آن به عنوان ابر شهر ياد میكنند. در لينكهاي زير با كليك روي هر يك از آنها، درباره وضعيت جغرافيايي، تاريخي، شهرنشيني و مراكز سياحتي و زيارتي اين شهر بزرگ، اطلاعات جامع و مفيدتري ميتوانيد داشته باشيد. اسلامشهر دارای دو بخش مركزی و چهار دانگه و چهار دهستان است. اسلامشهر و چهار دانگه شهرهای این شهرستان هستند. مراكز دیدنی
پاكدشت بدلیل اینكه شهر پاكدشت متشكل از چند واحد روستایی است، مطالعه تاریخچه آن مغایر با سایر شهرها میباشد. چرا كه این شهر بافت واحدی نداشته. بدین منظور بررسی و پژوهش این مبحث یعنی تاریخچه تحول آبادی هایی را بصورت تجریدی مورد بررسی قرار میدهیم. در گذشته ورامین را به علت زندگی قبیله به چهار قسمت تحت عنوان های بهنام عرب، بهنام پازوكی، بهنام وسط، بهنام سوخته تقسیم میكردند. به نظر میرسد از آنجائیكه طایفه پازوكی ها در بخش شمالی دشت ورامین استقرار داشته اند این منطقه تحت عنوان بهنام پازوكی نام گرفته بوده. بدین منظور میتوانیم نتیجه بگیریم قدیمیترین اقوام این ناحیه طایفه پازوكیها میباشند كه در سطح روستاهای این منطقه سكونت یافته اند. بنابر این قسمت های شمال دشت ورامین كه بهنام پازوكی مشهور است در برگیرنده شهر كنونی پاكدشت میباشد. اسناد و مدارك معتبری كه بتوان با استناد به آنها مقایسهای از نظر قدمت آبادی ها انجام داد ،وجود ندارد. اما از شواهد پراكنده و داستانهای محلی كه سینه به سینه نقل شده میتوان دریافت. آبادیهایی پاكدشت قوهه، خاتون آباد سابقه طولانی تر از مامازن داشته اند ولی آنچه كه مسلم است آبادیهای فوق از یك پیشینه تاریخی بسیار اصیلی برخوردار بودهاند. استقرار این آبادیها در پهنه مخروطه افكنه جاجرود و در نتیجه وجود اراضی مرغوب و آب كافی موجب آبادانی این منطقه بیش از پیش شده بود برهمین اساس در دوره قاجار (ناصرالدین شاه) آبادیهای پاكدشت (پلشت) قوهه و مامازن به تصرف عزیزخان كه از خواجگان دربار بود در آمد به همین خاطر این آبادیها بنام ممالك عزیز خانی مشهور شدند، كه عوایدكلیه محصولات كشاورزی این روستاها برای ایشان بود. اما در پی مرگ او تمامی روستاهای فوق توسط خواهرش به دربار رضا خانی واگذار شد. در دوره سلطنت رضا خان زمینهای مزروعی این روستاها عموما به درباریان و یا خانها اجازه داده میشد بدینسان در طی حکومت رضاخان وضعیت ادامه داشت تا اینکه در سال 1323 این املاک توسط محمدرضا پهلوی به هنرستان دخترانه و پرورشگاه یتیمان شاهپور انتقال یافت و درآمدهای حاصله صرف این هنرستان میشد. بالاخره بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با تاسیس اداره اوقاف در این منطقه نظارت اين املاك به عهده اوقاف گذاشته شد.
مراكز دیدنی
ورامین شهرستان ورامین در40 كیلومتری جنوب شرقی ورامین ودر حاشیه شمال غربی كویر مركزی در 35. 5 درجه عرض جغرافیائی و51. 40 درجه طول جغرافیائی شرقی واقع شده است و ارتفاع آن از سطح دریا در حدود 1000 متر است. برابر تقسیم بندی اقلیمی، ورامین سرزمینی خشك و نیمه بیابانی است تغییرات روز و شب و درجه حرارت آن بالا است مقدار تبخیر سالیانه به مراتب بیشتر از بارندگی ونزولات آسمانی است ودر زمینه محصولات مختلف كشاورزی وفرش و دامداری در زمره برترین های ایران است. تاریخچه شهر ورامین تمدن دشت ورامین را باید با تمدن سیالك كاشان و با شهر سوخته سیستان سنجيدوحركت وزندگی اجتماعی آن را باید در بند بند افسانه ها جست. هنری والسن ری باستان را با قسمتی از خرابههای آن با دشت ورامین قابل تطبیق میداند. و در كتاب ومرات البلدان، وارنا با قلعه ایرج منطبق شده است در كتاب وندیداد فصل سیر و مهاجرت گروهی از ایرانیان آریایی كه پیرامون ری ساكن شده اند نام راكا و وارنا را می آورد كه شباهتی با ری و ورامین دارد. دكتر فریدون جنیدی كه از پژوهشگران معاصر كشور محسوب میشود در كتاب سیر و مهاجرت آریائیها درباره وارنا (ورامین) بحث گسترده ای دارد. وجود روستاهای پیرامون ورامین با نامهایی مثل دهوین ده ماسین و قلعه سین تاریخ تمدن ورامین را تا دورترین سدههای بیش از تاریخ مدون كشورمان میبرد.
وجود قلعه هایی مثل نارین قلعه، قلعه ایرج وعمر تاریخ این شهر را تاقبل از اسلام میبرد به استناد وندیداد ورامین چهار دهمین كشوری است كه اهورا مزدا آفریده است. قلعه ایرج براین ادعا گواه است. بسیاری از پژوهشگران رغه رگا و ورنه را كه در اوستا آمده با ری و ورامین منطبق دانسته اند.
مراكز دیدنی
اماكن مذهبی
دماوند در كتیبه شاپور و كتیبه پایكولی از زمان نرسی (293 - 302 م) از ساتراپ های دماوند نام برده شده است. چند دهه قبل نزدیك شهر دماوند دو ظرف سفالین قرمز رنگ بدون پایه به طور اتفاقی به دست آمد، قسمتی از ظرف به شكل سر گوزن بود و نیز در همین مكان دو سكه از فرهاد دوم ( 138 پ.م ) و مهرداد دوم ( 88 - 123 پ.م ) اشكانی كشف شد. همچنین روی یك مهر ساسانی كه در دماوند كشف شد، نام دمباوند حك شده است.این مهر اكنون در موزه كلكته نگه داری می شود. درمتون اسلامی نیز نام این محل به صورت دنباوند آمده است. شاهنامه فردوسی را می توان در شمار اسناد قدیمی كه از دماوند نام برده است، به شمار آورد. فردوسی بارها از این شهر در شاهنامه نام برده و كوه دماوند را آشیانه سیمرغ، آموزنده زال پدر رستم دانسته است. دماوند در سال 30 ه.ق در زمان خلافت عثمان به دست مسلمانان فتح شد. این شهرستان دارای دو بخش مركزی و رودهن و 5 دهستان و همچنین شهرهای دماوند، رودهن، كیلان و آب سرد است. شهرستان دماوند كوهستانی است و در بخش جنوبی آن ناهمواریها، كمتر از بخش شمالی شهرستان است.
مراكز مذهبی و ديدني
جاذبه های طبیعی
رباط كریم این شهرستان دارای دو بخش مركزی و گلستان و پنج دهستان و نقاط شهری آن رباط كریم، نسیم شهر و گلستان است. كاروانسرای فتحعلی شاهی رباطكریم كه در مسیر جاده تهران- ساوه قرار گرفته یكی از جاذبههای دیدنی این شهر محسوب میشود كه به سبك دو ایوانی است. ورودی كاروانسرا از ایوان غربی است. ایوان شرقی به عنوان شاهنشین كاربرد داشت. این كاروانسرا دارای یك حیاط مركزی با اتاقهایی ایواندار است كه دور تا دور این حیاط احداث شدهاند. در پشت اتاقها سالنهای طولانی به عنوان بارانداز تعبیه شده كه دسترسی به آنها از طریق ورودیهایی كه چهار كنج حیاط قرار دارد، میسر است مصالح به كار رفته در این بنا سنگ، آجر، ملات گل و گچ است و تنها تزئینات كاروانسرا آجركاری است كاروانسرای رباطكریم دارای دو كتیبه است كه روی یكی از آنها تاریخ 1240 هـ.ق و بانی بنا به نام آقا كمال حك شده است. ری شهرستان ری از شمال به تهران و اسلامشهر، از شرق به ورامین و پاكدشت، از غرب به استان مركزی و رباط كریم و از جنوب به استان قم محدود می گردد. و شهر كهن ری كه اكنون بازمانده های اندكی از انبوه آثار تاریخی آن در میان ساخت و ساز های پنهان و مهجور مانده، امروزه به عنوان یكی از مناطق 22 گانه شهری در جنوب شرقی تهران قرار دارد. این جزء كوچك و مهجور جنوبی پایتخت، آن ری كهنی نیست كه در تاریخ می شناسیم چرا كه ری كهن علیرغم تغییر ماهیت خود در میان انبوه ساخت و سازهای امروزی از نظر قدمت همزمان با بابل و نینوا و از نظر اهمیت از شهرهای بزرگ دوران ماد، هخامنشی و اشكانی بشمار میرود و از نظر عظمت در سده های نخستین اسلام، از مهمترین بلاد بشمار میآمده و در دوره های مختلف تاریخی پایتخت ایران عزیز بوده است. تاریخ دقیقی از احداث این شهر در دست نیست، اما آنچه مسلم است و حفاری های علمی و یافتههای باستانشناسی آنرا تایید مینماید، وجود آثاری منجمله ظروف سفالی از هزاره چهارم پیش از میلاد در این منطقه است كه اولین بار طی سالهای 1935 تا 1938 میلادی توسط هیات باستانشناسی آمریكایی به سرپرستی دكتر اریك اشمیت یافت شدند. در شمال شهر ری و از میان صخره ای طبیعی، چشمه ای میجوشد كه باید آنرا از عوامل مهم شكل گیری تمدن 6000 ساله این منطقه دانست. این چشمه كه بنام چشمه علی معروف است، شاهد و ناظر بر بسیاری از حوادث و راز و رمزها بوده است. در كنار این چشمه تاریخی، شاهد محوطه ای تاریخی و باستانی هستیم و چنانكه یاد شد واجد آثاری از هزاره چهارم پیش از میلاد است و به گفته دكتر اشمیت، تمدن چشمه علی با لایه اول تپه حصار دامغان قابل مقایسه می باشد.
مراكز مذهبی
جاذبه های دیدنی
شهرستان ساوجبلاغ ساوجبلاغ در غرب استان تهران قرار دارد و دارای سه بخش یعنی مركزی، طالقان، و نظرآباد است. این شهرستان دارای دوازده دهستان و سه شهر نظر آباد، هشتگرد و طالقان است.
مراكز ديدني
جاذبه های طبیعی
شمیران شمیران به معنای محل سرد است و به ناحیه كوهستانی شمال تهران نیز میگویند. در گذشته شمیران بخشی از ناحیه قصران بزرگ بوده است. قصران معرب كوهساران است و تمام دامنه های رشته كوههای البرز تا جنوب شهر ری را قصران مینامیدند. امروزه بخشی از شمیران در تقسیم بندی های تهران بزرگ جزو منطقه یك شهرداری تهران بشمار میرود. شمیران قدمتی هزار ساله دارد و از نظر تاریخی با ری باستان در جنوب تهران پیوند دارد.
مراكز دیدنی
جاذبههای طبیعی
اماكن مذهبي
شهریار این شهرستان دارای دو بخش و یازده دهستاناست كه یازده دهستان آن عبارتند از اسماعیل آباد، امامزاده ابوطالب، منجیل آباد، اخترآباد، بی بی سكینه، جوقین، رزكان، فردوس، قائم آباد، ملارد و مویز. نواحی شهری آن شامل شهریار، شهر قدس، ملارد، شاهد شهر، صبا شهر، صفا دشت، فردوسیه و وحیدیه است. شهرستان شهریار با توجه به تنوع و كثرت آثار تاریخی فرهنگی در بین شهرستان های استان تهران از جایگاه مخصوص برخوردار است و آثار و تپه های فراوانی مربوط به هزاره های قبل را در خود جای داده است. مراكز دیدنی
فیروزكوه این شهرستان در شرق استان قرار گرفته و دارای دو بخش مركزی و ارجمند، پنج دهستان و تنها نقطه شهری آن فیروز كوه است، تمام مناطق این شهرستان كوهستانی است و ساكنانشاز طریق كشاورزی و دامداری امرار معاش می كنند. این شهرستان دارای دریاچهها و مناظر طبیعی بسیار زیبایی است كه در راس همه آنها قله زیبای دماوند جای دارد.
مراكز دیدنی
كرج این شهرستان در غرب شهر تهران قرار گرفته و دارای آثار تاریخی بسیار است. آبادانی و توسعه كرج در دوره قاجار و پس از آن صورت گرفت. كاخ سلیمانیه نیز به دستور فتحعلی شاه در آنجا ساخته شد. شهرستان كرج در غرب شهر تهران، دارای دو بخش مركزی اشتهارد، هفت دهستان و شهرهای كرج، اشتهارد، ماهدشت، كمال شهر، محمد شهر و مشكین دشت است.
مراكز دیدنی
اماكن مذهبی
همشهريآنلاين |
||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 22 بهمن1388ساعت 8:59 بعد از ظهر توسط محمد علی |
|
استان لرستان، با وسعت حدود 28559 كیلومتر مربع در غرب ایران قرار گرفته است.
این استان، ازشمال به استانهای مركزی و همدان؛ از جنوب به استان خوزستان؛ از شرق به استان اصفهان واز غرب به استانهای كرمانشاه و ایلام محدود است. اشترانكوه با چهار هزار و پنجاه متر ارتفاع بلندترین نقطه استان لرستان است. پستترین نقطه آن در جنوبیترین ناحیه استان واقع شده و حدود 500 متر از سطح دریای آزاد ارتفاع دارد. بر اساس آخرین تقسیمات كشوری در سال1375 استان لرستان دارای نه شهرستان، 10 شهر، 20 بخش، 81 دهستان و 2842 آبادی دارای سكنه بوده و مركز آن شهر خرمآباد است. شهرستانهای استان عبارتند از: خرمآباد، بروجرد، الیگودرز، دورود، ازنا، كوهدشت، دلفان، سلسله و پلدختر.
جغرافیای طبیعی و اقلیم استان لرستان سرزمینی كوهستانی است كه به جز تعدادی دره آبرفتی و چند دشت كوچك، ناحیه هموار ندارد. این ناهمواریها كه دارای سنگهای دگرگونی است، در نتیجه مجاورت با گنبدهای خارایی (درونی) الوند و سربند (شازند) پدید آمدهاند. در ناهمواریهای اصلی استان (ارتفاعات اصلی زاگرس)، كوهها بهطور منظم از شمال غربی به سوی جنوب كشیده شدهاند. این ناهمواریها كه معمولا با درههای عمیق همراهند، اغلب فشرده، بلند و ناصاف هستند؛ در حالی كه ناهمواری پیشكوههای داخلی بهصورت تپهماهورهای گنبدی شكل و كمارتفاع خودنمایی میكنند و نقاط بلند آنها، به گنبدهای خارایی مربوطند. استان لرستان دارای آب و هوای متنوع است. در زمستان، هنگامی كه در شمال لرستان برف و كولاك و سرمای شدید جریان دارد، قسمتهای جنوبی آن از هوای مطبوع و بارانی برخوردار است. بررسیهای اقلیمی نشان میدهند، خرمآباد دارای زمستانی معتدل و تابستانی گرم است و بروجرد زمستانی سرد و تابستانی معتدل دارد. الیگودرز نیز زمستانی بسیار سرد و تابستانی معتدل دارد. جغرافیای تاریخی استان اقوام مهاجر، در هزاره سوم و چهارم پیش از میلاد در كوهساران زاگرس اسكان یافتند و سرانجام، سرزمین بینالنهرین (میان دو رود) را تصرف كردند. نام طایفههایی كه در زاگرس سكونت داشتند، در آٍثار برجای مانده از سارگن پادشاه مقتدر اكد (دو هزار و بیست و هشت تا دو هزار و سی قبل از میلاد) آمده است. به استناد كتیبههای بابلی، آشوری و ایلامی، ساكنان دامنههای كوهساران زاگرس طایفههایی مانند لولوبی، مانایی، كاسی، گوتی، نایدی، آمادا و پارسوا بودهاند. تاریخنگاران، در آریایی بودن لولوبیها و ماناییها تردید دارند؛ اما شواهد تاریخی نشان میدهند، كاسیها در سال هزار و ششصد قبل از میلاد در لرستان كنونی میزیستند و حكومت آنها از شمال و شرق لرستان تا اطراف همدان توسعه داشت. این قوم، در هزاره دوم پیش از میلاد در بابل نفوذ كردند، از حمورابی شكست خوردند؛ اما عاقبت در بابل مستقر شدند و دومین سلسله شاهان بابل را تأسیس كردند. انقراض كاسیان در هزاره دوم پیش از میلاد، با یورش دولت مقتدر ایلام صورت گرفت. در نتیجه، كاسیها به زاگرس عقب نشستند و خراجگزار ایلام شدند و آنها در برابر توسعهطلبی آشوریها، در مناطق شرقی، مانند سدی مقاومت كردند. قدرت این قوم كوهنشین به حدی رسید كه شاهان سلسله هخامنشی هنگامی كه از فارس به شوش یا از بابل به اكباتان میگذشتند، هدیههایی برای ایلات كوهستانی بین راه میفرستادند تا مسیر آنها را امن نگاه دارند. در دورههای بعدی ساكنان این نواحی به طور موقت مغلوب اسكندر مقدونی شدند. در دوره ساسانیان، پشتكوه و پیشكوه را شخصی از خاندان معروف هرمزان اداره میكرد. آخرین فرمانروای این خاندان، همان هرمزان بود كه به اسارت سپاهیان عرب درآمد. عربها در سال شانزده هجری قمری پس از فتح حلوان، نواحی شمالی لرستان را گرفتند و در سال بیست و یك هجری قمری، نهاوند و قسمت جنوبی لرستان را نیز به تصرف خود درآوردند. در سال بیستودو هجری قمری، هنگامی كه «عمر» سرزمینهای گرفته شده را در میان لشكریان كوفه و بصره تقسیم میكرد، لرستان ضمیمه حوزه كوفه شد و از آن پس جزو ایالت جبال (عراق عجم) درآمد و تا میانه سده چهارم هجری، حكمران این منطقه یا از بغداد یا از كوفه تعیین میشد. در همین قرن، حسنویه كرد این منطقه را به تصرف خود درآورد.و خاندان او تا سال پانصد هجری قمری بر لرستان تسلط داشتند. مقارن استیلای مغول بر ایران، لرستان به دو قسمت لر بزرگ و لر كوچك تقسیم شد. هر یك از این دو قسمت از پیش از استیلای مغول تا مدت زمانی پس از انقراض ایلخانان، امرای نیمه مستقل داشتند. اتابكان لر بزرگ اصلاً از كردان شام بودند كه از حدود نیمه قرن ششم هجری از راه آذربایجان رهسپار ایران شدند و در حدود اشترانكوه و جلگههای شمالی آن اسكان گزیدند پایتخت اتابكان لرستان در شهر ایذج (مال امیر) بود. خرابههای فراوانی از آن دوره باقی مانده كه بیشتر آنها به دوره ساسانیان مربوط است و هنوز در این محل دیده میشوند. اتابكان لر بزرگ تا نیمه اول قرن نهم هجری حكومت كردند (پانصد – هشتصد و بیست و هفت هجری قمری) و آخرین آنها كه غیاثالدین كاووس نام داشت، به دست سلطان ابراهیمبن شاهرخ تیموری بر افتاد و سلسله او منقرض شد.اما اتابكان لر كوچك (پانصد وهشتاد- هزار وشش هـ.ق) كه چندین امیر معتبر داشتند و حكومتشان نیز طولانیتر بود، هیچ وقت اهمیت و اعتبار لر بزرگ را پیدا نكردند. اتابكان لر كوچك موقعیت خود را تا زمان صفویه حفظ كردند و حتی حكومت خود را تا غرب كوههای پشتكوه توسعه دادند. آخرین فرد این سلسله شاهوری نام داشت كه در سال هزار و شش هجری قمری به فرمان شاه عباس اول كشته شد و سلسله او نیز بر افتاد بدین گونه حكومت لرستان به حسین نامی محول شد و خاندان این والی تا اوایل روی كار آمدن سلسله قاجار، بر لرستان حكومت كردند. از آن پس حكومت پشتكوه را گاه حكام بروجرد و زمانی حكام شوشتری به عهده داشتهاند. شهرخرم آباد این شهر تاریخ چند هزار ساله دارد و یكی از شهرهای قدیمی ایران است كه از آغاز پیدایش خود تاكنون، تمدنهای مختلف و متعددی، از جمله كاسیها، بابلیها، ایلامیها، ساسانیان، سلجوقیان و خوارزمشاهیان و ... را تجربه كرده است. در پیرامون این شهر آثار متعددی از ادوار فوق باقی مانده است. خرمآباد در میان درهای قیفی شكل و پر آب جای گرفته است و قلعههای تاریخی و قدیمی آن، محلی امن و سنگری محكم برای حاكمان زمان در برابر مهاجمان و شورشیان بوده است.خرمآباد شهری است تجارتی، خدماتی و نظامی كه به عنوان مركز استان لرستان، در كنار توسعه ناموزون، موجبات جذب مهاجران شهری و روستایی را فراهم آورده است. شكل و تركیب شهر خرمآباد بیشتر تابع عوامل جغرافیایی آن است، به طوری كه فشار جمعیت، خانههای شهری را تا كمركش كوه پیش برده است. خرمآباد دارای معبر و مسیرهای قدیمی و طبیعی است.
جاذبه های ديدنی
شهر ازنا این شهر در 36 كیلومتری شرق شهرستان دورود و 24 كیلومتری غرب شهرستان الیگودرز واقع شده و گذشته تاریخی آن با تاریخ منطقه دورود و عجین شده است. شهر ازنا قبلاً جزو محدوده سیاسی شهرستان اراك از استان مركزی بود و در حال حاضر یكی از شهرستانهای استان لرستان به شمار میرود. این شهر با جادهای به اصفهان مرتبط است و خط لوله سرتاسری نفت از آن میگذرد.
شهر الیگودرز بررسیهای تاریخی نشان میدهند، پیش از شكلگیری شهر فعلی الیگودرز، در محل كنونی آن شهری با همین نام وجود داشته كه به علل نامعلوم از بین رفته است. مردم این دیار، مذهب شیعه قدیم (علوی) داشتهاند و خانقاه آن، مركز تعلیمات دینی قزلباشان و درویشان بوده است. شاه اسماعیل صفوی در یكی از سفرهای خود از این خانقاه دیدن كرده است. در كوهها و تپههای الیگودرز، آثاری از قبیل آجرهای مكعب مستطیل و ظروف سفالی و فلزی مربوط به قرن هفتم هجری به دست آمده است.هسته اولیه شهر الیگودرز در درجه اول در اثر رودخانهها، قناتها و چشمهها پدید آمده است. موقعیت ارتباطی از عوامل مهم دیگر در ایجاد و گسترش این شهر بوده است. به طوری كه یكی از راههای مهم اصفهان به غرب كشور از فریدن، الیگودرز، گاپله و بروجرد میگذشت. همچنین این منطقه، نواحی بختیاری را به فلات مركزی ایران (اراك، خمین، گلپایگان، خوانسار) متصل كرده است.
جاذبههای ديدنی
شهر بروجرد از پیشینه و تاریخ پیش از اسلام شهر بروجرد كه در گویش لری «وروگرد» و در لهجه محلی بروجردی «ورویرد» نامیده میشود، مدارك كافی به دست نیامده است. گروهی بروجرد را از بناهای فیروز ساسانی میدانند و عدهای دیگر آن را محل گرد آمدن دوباره سپاهیان شكست خورده یزد گرد سوم میشناسند.
در زمان حكومت قاجار، حسامالسلطنه حاكم خوزستان و لرستان، بروجرد را مقر حكومت خود قرار داد و با تعمیر قلعههای آن، خندقی دور شهر ایجاد كرد. عوامل مؤثر از قبیل آب و هوای معتدل كوهستانی، دشت حاصلخیز رسوبی سیلاخور، شبكه آبهای روان دائمی، مراتع طبیعی، موقعیت استراتژیك جغرافیایی و سیاسی و گسترش شبكه ارتباطی و تجاری باعث جذب جمعیت و توسعه آن بودهاند.
جاذبههای ديدنی
شهر پل دختر شهرستان پل دختر در قسمت جنوب غرب شهرستان خرم آباد به فاصله حدود صد كیلومتری آن واقع شده است. پلدختر، شهرستان مرزی بین استانهای لرستان و ایلام است و چهل و نه كیلومتر با شهرستان دره شهر از استان ایلام فاصله دارد. پیشینه تاریخی این منطقه نیز در چارچوب تاریخ خرمآباد قابل بررسی است. محدوده این شهرستان قبلاً از توابع بخش ملاوی خرمآباد بود و در حال حاضر به شهرستان تبدیل شده و مركز آن شهر پلدختر است. جاذبه های دیدنی
شهر دلفان دلفان (دلفو) از شهرستانهای وسیع و كوهستانی شمال استان لرستان است. با وجود دوری از راههای تجاری، نظامی و بر كنار بودن از رویدادهای مهم تاریخی، آثار باستانی (مفرغ) به دست آمده از آن، نشان میدهند كه دلفان محل سكونت كاسیهای دامدار و جنگجو بوده و در دوره هخامنشی و ساسانی، از اهمیت ویژهای برخوردار بوده است. تپه حمام از يكی جاذبههای ديدنی اين شهر است. شهر دورود این شهركه درگذشته بینالنهرین و بحرین نامیده میشد، در محل تلاقی دو رودخانه «تیره» و «ماربره» كه به ترتیب از كوههای گرو (گری) بروجرد و اشترانكوه الیگودرز سرچشمه میگیرند، واقع شده است. هسته اولیه شهر در حقیقت روستاها با فعالیت كشاورزی بود كه به سرعت چهره روستایی آن به یك شهر صنعتی تبدیل شده است.
جاذبه های دیدنی
شهر سلسله شهرستان سلسله در چهل و سه كیلومتری شمال خرمآباد و در قسمت غرب بروجرد واقع شده است. این شهرستان قبلاً از توابع شهرستان خرمآباد بودكه بعداً به شهرستان مستقلی تبدیل شد. مركز شهرستان سلسله، شهر كوهستانی الشتر است كه محل كونت طوایف حسنوند، كولیوند، یوسفوند و هنام و بسطام میباشد. جاذبههای ديدنی
شهر کوهدشت تحقیق و جستجوی باستانشناسان در كانونهای «سرخدم لری همیان» و «سرطراحان» نشانگر این مطلب است که كوهدشت از مراكز شهر نشینی دوران قدیم می باشد. كشف معبد آشوری بیانگر آن است كه مردمانی قبل از هزاره اول پیش از میلاد در این نواحی میزیستند و آیینهای دینی خود را به جای میآوردند. حمدالله مستوفی درتاریخ گزیده، از كوهدشت و طراحان نام برده كه قرنها قبل از ورود عربها از بین رفته بودند. جاذبههای ديدنی
جاذبههای طبیعی
|
||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 22 بهمن1388ساعت 8:57 بعد از ظهر توسط محمد علی |
|
استان همدان با مساحتی بیش از 19 هزار كیلومتر متر مربع در غرب ایران قرار گرفته است استان همدان از شمال به زنجان، از جنوب به لرستان، از شرق به استان مركزی و از غرب به كرمانشاه و بخشی از استان كردستان محدود می شود. همدان منطقهای كوهستانی است و كوه الوند با 3 هزار 574 متر ارتفاع از مهمترین ارتفاعات این منطقه به حساب میآید. استان همدان از نعمت رودخانه و چشمه سارهای فراوان بهره مند می باشد كه مهمترین آنها رودخانه گاماسیاب نام دارد كه یكی از بلندترین رودخانه های كشور محسوب می گردد كه از دره های جنوبی كوه الوند و سراب گاماسیاب سرچشمه گرفته و تا باتلاقهای هورالعظیم در استان خوزستان پیش می رود. [آشنايي با رودخانههاي ايران]
استان همدان دارای زمستانهای سرد و پر برف و تابستانهای معتدل می باشد. و شهرهای بزرگ آن عبارتند از: همدان، ملایر، نهاوند، تویسركان، كبودرآهنگ، اسدآباد، بهار، سامن، سركان، قروه در جزین، لالجین و مریانج. شهر پر جاذبه و دیدنی، تاریخی و توریستی همدان قدمتی بیش از 3 هزار سال دارد و هرودت مورخ معروف یونانی مبنای این شهر را به دیااكو، نخستین شهریار ماد نسبت میدهد. در آن زمان همدان را به نام هگمتانه(محل اجتماع) و سپس اكباتان مینامیدند. در سال 550 ق. م این شهر به دست كوروش، پادشاه هخامنشی به تصرف در آمد و در دوران هخامنشی، اسكندر، اشكانیان و ساسانیان از شهر همدان به عنوان پایتخت تابستانی استفاده می كردند. در دهه دوم هجرت و پس از فتح نهاوند، مردم استان به دین مبین اسلام تشرف پیدا كردند. همدان از نظر محصولات كشاورزی به ویژه گندم ,چغندرقند، سیب زمینی، سیر وهمچنین میوه هایی كه در باغهای دامنه الوند تولید می شود و همچنین از نظر دامپروری شهرت داشته و از نظر صنایع دستی به ویژه از نظر صنایع چرمسازی، قالیبافی و گلیم بافی و به ویژه با توجه به وجود شهر لالجین به عنوان قطب سفالسازی و سرامیك كشور محسوب می شود.
در حال حاضر استان همدان به دلیل داشتن مراكز تاریخی و دیدنی به عنوان پنجمین شهر فرهنگی و توریستی كشور شناخته شده و از نظر علمی نیز با وجود مراكز دانشگاهی بوعلی سینا، آزاد اسلامی، پیام نور و پزشكی و غیره به عنوان یكی از قطبهای دانشگاهی كشور شناخته شده است. از جمله اماكن تاریخی مهم كتیبه های گنجنامه، تپه های تاریخی هگمتانه و مصلی، آرامگاه های ابن سینا و باباطاهر، گنبد علویان، برج قربان، مجسمه شیر سنگی، آرامگاه استرومردخای و غیره می توان نام برد. از مناظر بدیع و طبیعی و دیدنی نیز می توان از غار زیبای علیصدر، آبشار گنجنامه، باغهای مصفای دامنه الوند به ویژه دره عباس آباد و دره مراد بیگ,تپه عباس آباد، سد اكباتان و پارك مردم می توان سخن به میان آوررد.
از آنجا كه همدان شهر علم و ایمان بوده و به عنوان دارالمومنین شهرت دارد دارای مشاهیر و علمای بزرگی است كه از جمله می توان از آیت الله شوندی، معصومی همدانی، بهاری، نجفی، تالهی و خوانساری عندلیب زاده و از جمله علمایی كه در قید حیات هستند از حضرت آیت الله نوری همدانی، صابری همدانی و موسوی همدانی نام برد، دانشمندانی همچون ابن سینا، شاعرانی همچون باباطاهر، محتشم كاشانی، شیخ فخرالدین عراقی، میرزاده عشقی، عارف قزوینی، مفتون همدانی، غبار و غمام همدانی و مشاهیری همچون عین القضات همدانی در این شهر رشد و نمو كرده اند عالمان شهیدی همچون شهید محراب حضرت آیت الله مدنی مدتی طولانی از زندگانی خود را در این شهر سكونت داشته و یا همچون شهید مفتح وشهید قدوسی در این استان تولد یافته و رشد و نمو یافتهاند. از زیارتگاههای فراوان آن می توان از امامزاده عبدالله، امامزاده كوه، امامزاده یحیی و امامزاده حسین را نام برد. از ویژگیهای این شهر زیبا نقشه شهر میباشد كه توسط مهندسان آلمانی طراحی شده و به نقشه شعاعی معروف است كه شش خیابان اصلی بطور موازی به میدان اصلی شهر وصل شده و بلوارها بصورت رینگهای اول و دوم آنها را منقطع كرده كه در نوع خودكم نظیر است و در ابتدای هر خیابان اصلی دو گنبد نقرهای رنگ به تعداد 12 گنبد بنام هر امام معصوم(ع) تعبیه شده است كه نشانگر مذهبی بودن و شیعی بودن این شهر از دیرباز می باشد.
حیات وحش و شكارگاهها سراسر استان همدان به دلیل مرتفع و كوهستانی بودن از زیستگاههای انواع حیات وحش بزرگ و كوچك محسوب میشود كه وحوشی از قبیل : كل، بز، قوچ، میش، روباه، راسو، خرسِ قهوه ای، كبكِ معمولی و انواع دیگر پرندگان را در خود جای داده است. زیستگاههای حیات وحش استان چه در ارتفاعات و چه در جلگه و حواشی تالاب جزو مناطق حفاظت شده اند و شكار در آنها كلا ممنوع است. شهر همدان بنای شهر همدان را به دیا آكو پادشاه ماد ها كه در حدود 700 سال قبل از میلاد مسیح زندگی می كرده نسبت میدهند.
هرودت در كتابی گفته است كه پادشاه ماد این محل را كه اكباتان و هگمتانه نامیده می شد به پایتختی برگزید. گویا در كتیبه تیكلات پالاسر اول(پادشاه آشور) كه مربوط به یازده قرن قبل از میلاد است نام آنادانا یا همدانا نوشته شده است. كلمه هگمتانه كه یك كلمه ایرانی است به معنی محل اجتماع و كلمه عیلامی هل مته نه به معنی سرزمین مادها است. شهر همدان در زمان فرمانروایی بخت النصر (بنوكد نصَّر) ویران شد و بعدها در زمان داریوش بزرگ و بدستور وی مرمت گردید. در زمان اشكانیان، كه تیسفون پایتخت كشور ایران بود همدان اقامتگاه تابستانی شاهان اشكانی گردید و بعد از آنها ساسانیان نیز قصر های تابستانی خود را در این منطقه بنا نهادند خرابه های باروی قلعه اشكانی بر فراز تپه مصلی و مجسمه شیر سنگی متعلق به یكی از دروازه های همدان از آثار دوره ساسانیان است. در سال 23 هجری قمری كه جنگ نهاوند روی داد همدان به تصرف اعراب درآمد و از آن زمان به بعد گاهی كانون آبادی و ثروت و گاهی هم درگیر غارت و چپاول و فقر و تنگدستی بوده است. همدان در زمان 319 هجری قمری و در دوران حكومت دیلمیان لطمات فراوانی دید. در قرن ششم هجری سلجوقیان مركز خود را از بغداد به این شهر منتقل كردند و مدت پنجاه سال این شهر پایتخت سلجوقیان بود. و در این زمان در حمله وحشیانه مغول ها این شهر به ویرانه ای مبدل شد.
بایدوخان مغول پس از تاج گذاری در این شهر آن را باز پیرایی و باز سازی نمود. اما این شهر همواره مورد تاخت و تاز و هجوم امرا و سلاطین بود و این بار نوبت سلسله تیموریان بود كه این شهر را ویران نمایند. در زمان سلسله صفویه این شهر از نعمت آبادانی بهره مند شد. پس از انقراض سلسله صفویه این شهر به تصرف احمد شاه عثمانی در آمد كه پس از شش سال توسط نادر شاه افشار باز پس گرفته شد. البته این شهر بعد از این هم بارها مورد تاخت و تاز و تسلط اقوام مختلف قرار گرفته تا اینكه در تاریخ 1145 هجری قمری كاملا به ایران الحاق گردید. شهر همدان به علت قرار گرفتن در مسیر راه های اصلی منطقه غرب ایران درقرن های اخیر همواره از نظر بازرگانی مورد توجه بوده است. همچنین این شهر در مسیر جاده ابریشم قرارداشته است.
مراكز دیدنی
جاذبههای طبیعی
شهرستان اسد آباد اسدآباد از دوران و روزگاران بسیار قدیم آباد بوده و احتمالا همان آدراپانا است كه ایسیدوروس خاراكسی جغرافیدان یونانی كه در حدود سده اول پیش از میلاد میزیسته از آن نام برده است. در فاصله سد فرنگی اسدآباد بنای عظیمی از دوره ساسانیان بوده است كه اعراب آن را مطبخ كسری می خواندند. به گمان عده ای زادگاه سیدجمالالدين اسدآبادی این شهر می باشد.
این شهر در فاصله 305 كیلومتری جنوب غربی تهران و 36 كیلومتری غرب همدان و به ارتفاع 1595 متر از سطح دریا می باشد و بر سر راه همدان به كرمانشاه در پای جنوبی گردنه اسدآباد قرار گرفته است. شهرستان اسد آباد در گستره ای به مساحت 1195 كیلومتر مربع، 1/6 درصد از وسعت استان را تشكیل می دهد. این شهرستان بر اساس تقسیمات كشوری سال 1377 دارای یك نقطه شهری و یك بخش و شش دهستان به نامهای چهار دولی، سید جمالالدین، دربندرود، پیرسلیمان، جلگه و . . می باشد. شهرستان اسدآباد از شمال به شهرستان قروه در استان كرمانشاه از شمال خاوری و خاور به شهرستان بهار از جنوب خاوری به شهر تویسركان، از جنوب به شهرستان نهاوند، و از غرب به شهرستانهاي كرمانشاه و سنقر محدود است. پیرامون شهرستان اسدآباد را كوههای نسبتاٌ مرتفعی فرا گرفته كه بلندترین آنها كوهستان الوند غربی به ارتفاع 2939 متر و كوه المو قولاخ به ارتفاع 2946 متر است ناحیه مركزی شهرستان مزبور را دشت همواری فرا گرفته كه بوسیله رودخانه قره چای زه كشی میگردد. از نظر اقلیمی دارای آب و هوای نیمه سرد بوده میانگین بارندگی در طی دوره پنج ساله معادل 5/403 میلیمتر میباشد. متوسط درجه حرارت سالانه طی همین دوره 8/10 درجه سانتیگراد بوده است. بر اساس آخرین نتایج سر شماری جمعیت این شهرستان 110077 نفر بوده است كه 6/6 درصد جمعیت استان را تشكیل داده است. مراكز دیدنی
شهرستان بهار شهرستان بهار در شمال غرب همدان واقع شده و از شمال به شهرستان كبودر آهنگ از شرق به همدان. از جنوب به شهرستانهای همدان و تویسركان و از غرب به اسد آباد و قروه كردستان محدود میگردد. شهرستان بهار با مساحت1329 كیلو متر مربع شامل سه شهر بهار. لالجین و صالح آباد به مركزیت شهرستان بهار. 72 آبادی و 5 دهستان و دو بخش مركزی و لالجین است و بر اساس سرشماری سال 1375 دارای 127635 نفر جمعیت بوده است(38 درصد درشهرو62 درصد در روستا) بخش كشاورزی به دلیل منابع عظیم آ ب زیر زمینی حاصلخیزی خاك و هموار بودن زمین این دشت نقش عمده ای دارد. اشتغال در صنایع دستی در شهر لالجین چشمگیر است. زبان عموم مردم فارسی و تركی است و عده قلیلی نیز به لری و كردی تكلم می كنند. دین اسلام و مذهب شیعه است. مراتع بین دره ای جنوب این شهرستان از دیر باز سبب جذب بخشی از دامداران و عشایر كوچ رو از استانهای لرستان و كرمانشاهان بوده است. بررسی های باستان شناسی استقرار اقوامی را از هزاره چهارم قبل از میلاد در دوران پیش از تاریخ و دوران تاریخی بویژه مادها در محوطه های باستانی این سرزمین را نشان داده است. در متون تاریخی دوران اسلامی سخن از مركزیت بهاربه میان آمده است. در متون اوایل قرن پنجم و ششم هجری شهر بهار با نامهای. چمن. قلعه بهار. مرغزار قراتكین یاد شده است. از دوره صفویه شاهد حضور طایفه قراگوزلوها در منطقه هستیم كه اراضی بهار را بین خود به صورت اربابی تقسیم كرده بودند. يكی از مراكز ديدنی اين شهر لالجین میباشد. شهرستان تویسركان شهر قدیمی رود آور دارای سه قصبه توی وسركان و شكان بود. این شهر پس از حمله مغول اهمیت خود را از دست داد و مردم آن به قصبه توی روی آوردند و به تدریج آنجا را آباد كردند. تویسركان فعلی كه از تركیب دو كلمه توی وسركان ساخته شده است همان قصبه توی قدیمی است. قصبه شكان در اثر زلزله خراب شد ولی سركان به فاصله 10 كیلومتری شمال عرب تویسركان هنوز پا بر جاست و اكنون یكی از شهرهای تویسركان است. البته ماخذ معتبری كه نشان دهد دقیقا“ از چه تاریخی نام توی به تویسركان تبدیل شده در دست نیست وعلت آنكه این تغییر نام را مقارن دوره صفویه می دانند آنست كه كتبی در مورد این دوره موجود است كه مولفین و مصنفین آنها شهرت تویسركانی دارند.
موقعیت جغرافیایی تویسركان شهرستان تویسركان از شمال به شهرستانهای همدان و اسدآباد و قسمت كمی هم به شهرستان بهار از مشرق به ملایر از مغرب به كنگاور واز جنوب به شهرستان نهاوند محدود می باشد. بلند ترین نقطه این شهرستان قله الوند با ارتفاع 3574 متر است كه فصل مشترك این شهرستان و شهرستان همدان است و پست ترین نقطه آن نیز روستای كارخانه با ارتفاع 1555 متر می باشد و ارتفاع متوسط آن از سطح دریا 1784 متر است. این شهرستان به دلیل كوهستانی یودن و مرتفع بودن دارای آب و هوای معتدل كوهستانی است و رودخانه های مهم آن قلقل رود، كرزان رود، سركان رود و همچنین سرابی هستند، كه مازاد آب آنها پس از آبیاری زمین های كشاورزی مسیر خود به رودخانه گاماسیاب می ریزد. شهرستان تویسركان با مساحت 1556 كیلو متر مربع از 3 شهر تویسركان، سركان، فرسفج و 2 بخش: مركزی و قلقل رود و 7 دهستان و 111 روستا تشكیل شده و طبق سرشماری سال 1375 دارای 118954 نفر جمعیت و تراكم نسبی 74/4 نفر در هر كیلومتر مربع است. دین و مذهب مردم آن. اسلام و شیعه جعفری است و زبان آنان فارسی است ولی تعدادی از روستاهای مجاور به استان كرمانشاه و شهرستان نهاوند و ملایر، به كردی، لری و به طور محدود به تركی نیز صحبت می كنند. مراكز دیدنی
شهرستان رزن شهرستان رزن در دشتی هموار با زمینهای حاصلخیز و مناظر طبیعی در مسیر جاده اصلی همدان به تهران و در 81 كیلو متری شمال همدان قرار گرفته است. این شهرستان با مساحتی در حدود 2729 كیلو متر مربع از سه شهر رزن. قروه درجزین و دمق و 3 بخش مركزی، سردرود و قروه در جزین و نیز 7 دهستان و 130 روستای دارای سكنه تشكیل شده است كه جمعا" دارای 123790 نفر جعمیت مي باشند و اكثرا" به تركی سخن می گویند ولی زبان فارسی نیز دربین آنها رایج است. رزن در سال 1368 از بخش به شهر و از سال 1373 به شهرستان ارتقاء یافته و در آن فرمانداری مستقر شده است. این شهرستان از ناحیه شمال و شمال غربی به استان قزوین. از جنوب به شهرستان همدان. از مشرق به استان مركزی و از مغرب به شهرستان كبودر آهنگ محدود می باشد. در شمال شرقی این شهرستان رشته كوه خرقان قرار گرفته كه بلندترین نقطه آن در محدوده شهرستان رزن دارای ارتفاع 2630 متر از سطح دریاست.
مراكز دیدنی
شهرستان كبودرآهنگ كبودرآهنگ شهرستانی است با وسعت تقریبی 3816 كیلو متر مربع واقع در 52 كیلومتری شمال غربی استان همدان با مختصات 48و 43و30 طول جغرافیایی قرار دارد و ارتفاع متوسط آن از سطح دریا 1675 متر می باشد.
شهرستان كبودر آهنگ از طرف شمال به شهرستان خدابنده(از استان زنجان) از مغرب با بیجار و قروه(از استان كردستان) از سمت مشرق با شهرستان رزن و از جنوب با شهرستان همدان همسایه می باشد.
این شهرستان به صورت دشت وسیعی است كه بعد از همدان از نظر وسعت دومین شهرستان است و از 3 بخش به نامهای شیرین سو، مركزی و گل تپه و نیز 11 دهستان تشكیل شده است. كوههای بقاطی. قره داغ. قلی آباد ساری قیه و سوباشی از ارتفاعات عمده این شهرستان به حساب می آیند. آب وهوای این شهرستان عموما" سرد وخشك است و نسبت به آب و هوای سایر شهرستانهای استان در تابستان گرمترین نقطه ودر زمستان سرد ترین منطقه استان را به خود اختصاص داده است.
مراكز دیدنی
جاذبه های طبیعی
شهرستان ملایر تاریخ نویسان در رابطه با وجه تسمیه ملایر نظرهای مختلفی ارائه نمودهاند. از جمله اینكه درزمان مادها با روشن نمودن آتش روی تپهها وكوههای آن اخبار را به سایر مناطق میرساندند. از این رو آنجا مل آگر به معنی تپه آتش نامیده شد. روایت دیگری میگویدكه در زمان حمله اعراب به ایران هنگام عبورازاین منطقه به آب دست نیافته بودند و به همین علت آنرا ماء لا یری یعنی آب دیده نمیشود نامیدند و به همین نام معروف گردیده است و ملایر كنونی صورتی از آن عبارت میباشد. شهر ملایر از زمان های بسیار قدیم منطقهای آباد و پر جمعیت بوده است. بنای شهر فعلی ملایر با حكومت فتحعلی شاه قاجار در سال 1188 هحری قمری هم عهد می باشد. كه توسط محمد میرزا دولتشاه احداث شد و نخست به نام بانی آن دولت آباد خوانده شد و در پس آن بدنبال منقرض شدن سلسله قاجاریه به نام ملایر تغییر پیدا كرد. موقعیت جغرافیایی شهر ملایر بزرگترین شهرستان استان پس از همدان می باشد و وسعتی حدود 3210 كیلومتر مربع شامل 3 شهر ملایر، سامن و ازندریان و سه بخش مركزی، سامن و جوكار و 15 دهستان و 221 روستای دارای سكنه می باشد.
شهرستان ملایر از شمال به همدان از شرق به اراك از جنوب به بروجرد واز طرف غرب به شهرهای تویسركان و نهاوند محدود شده است. ارتفاع این شهرستان از سطح دریا 1780 متر و فاصله اش از همدان و تهران به ترتیب 86 و 390 كیلومتر است. امتداد رشته كوه الوند از شمال و شمال شرق این شهرستان می گذرد و به كوههای سر بند اراك متصل می شود مرتفع ترین كوه این شهرستان قله لشكردر می باشدو كوه معروف یزد گرد با بقایای قلعه یزد گرد ساسانی در جنوب شهر قرار دارد. از دیگر ارتفاعات مهم كوه گرمه با ارتفاع 2206 متر و كوه سرده با ارتفاع 2277 متر است. مهمترین رودخانه ملایر رود خرم آباد است كه آب آن فصلی است. پوشش گیاهی شهرستان ملایر از نوع استپ كوهپایه ای است. ملایر از نظر آب و هوائی در مرز آب و هوای متعدل كوهستانی و آب و هوای نیمه بیابانی ایران قرار گرفته و خصوصیات هر دو نوع آب و هوارا دارا است و متوسط بارندگی سالیانه آن به 2/242 میلیمتر می رسد. زبان اهالی این شهرستان آمیزه ای از لری. كردی و فارسی با لهجه لری و لك می باشد و جمعیت آن بر اساس آخرین سر شماری 1375 تعداد 297062 نفر است كه اكثریت آنها در روستا زندگی می كنند و به زراعت مشغول می باشند. مراكز دیدنی
جاذبههای طبیعی
شهرستان نهاوند طبق بررسیهای انجام شده در تپه گیان واقع در 18كیلومتری جنوب غربی نهاوند و در حدود 37 سده قبل از میلاد مسیح قومی دراین منطقه زندگی می كردندكه تمدنی شبیه تمدن بین النهرین داشت و بعدها توسط اقوام دیگر از جمله اروپایی و آسیایی از بین رفت.
شهر نهاوند مقارن انقراض هخامنشیان درحمله اسكندر مورد تاخت وتاز قرار گرفت، ولی به كمك دژ و باروهای محكم در امان ماند. سلوكیان نیز به این شهر حمله كردند و پس از فتح آن مدتی در آنجا اقامت داشتند. دردوره ساسانیان، یزد گرد سوم دژ محكمی در آن بنا كرد كه تابستانها را در آن به سر می برد. در حمله اعراب به ایران سپاهیان اسلام با مقاومت سپاهیان ایران در نهاوند روبرو شدند كه درنهایت با توجه به ظلم و ستم شاهان و پذیرش اسلام از سوی ایرانیان سپاه ایران شكست خورد. بدین ترتیب، یافته های باستان شناختی و منابع مكتوب موجود تاریخی حاكی از كهن سالی این خطه از سرزمین ایران و جلوه ای ماندگار از تاریخ پر فراز و نشیب است. موقعیت جغرافیایی شهرستان نهاوندبا وسعتی قریب به 1461 كیلومترمربع در جنوب استان همدان و در امتداد رشته كوههای زاگراس و مسیر دشت دلتایی نهاوند واقع شده است و دارای دو بخش، 7 دهستان، 7 مركز دهستان و دو شهر می باشد. شهرستان نهاوند با جمعیتی بالغ بر 184160 نفر(1375) از شمال به تویسركان. از جنوب به شهرهای الشتر و نور آباد(استان لرستان) از شرق به ملایر و بروجرد و از غرب به گنكاور و صحنه و استان كرمانشاه محدود شده است. فاصله هوایی شهر نهاوند تا تهران 313 كیلومتر بوده و ارتفاع آن از سطح دریا حدود 1660 متر می باشد. نهاوند براساس آمارسال 1375 دارای جمعیتی معادل 65164 نفرمی باشد واز این تعداد 32744 نفرمرد و 32420 نفر زن بوده كه 14574 خانواررا تشكیل می دهند و به علت وجود رشته كوههای زاگرس در منطقه و منابع سر شار آبهای زیر زمینی دارای آب و هوای مدیترانه ای می باشد. ارتفاعات شمالی شهرستان نهاوند به موازات رشته كوههای زاگرس امتدادیافته كه كوه آرد شان با ارتفاع 2533 متر در شمال غربی شهر نهاوندوهمچنین خط الراس شمال غربیكوه گرین(گری)دربخش جنوبی این شهرستان حدطبیعی شهرستانهای نهاوند و خرم آباد را تشكیل می دهد كه بلندترین قله آن 3188 متر مشرف به سر چشمه گاماسیاب است. چشمه سارها و سرابهای كم نظیری چون سراب گاماسیاب، گیان، فارسبان، ملوسان، گنبد كبود، كنگاور كهنه، گردكانه، بنفشه و رازانه تمامی منطقه را سیراب و به یك قطب بزرگ كشاورزی بدل میسازد. مراكز دیدنی
جاذبههای طبیعی
|
||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 22 بهمن1388ساعت 8:56 بعد از ظهر توسط محمد علی |
|
استان مركزي تقريباُ در مركز ايران قرار دارد.
اين استان از شمال به استان هاي تهران و قزوين، از غرب به استان همدان، از جنوب به استانهاي لرستان و اصفهان واز شرق به استانهاي تهران، قم و اصفهان محدود است. اين استان با مساحتي معادل 29530 كيلومتر مربع حدود 82/1 درصد از مساحت كل كشور را به خود اختصاص داده است. بر اساس آخرين تقسيمات كشوري درسال 1375،استان مركزي داراي 8 شهرستان،15 بخش،19 شهر، 60 دهستان و 1394 آبادي داراي سكنه و 46 آبادي خالي از سكنه است. جغرافياي تاريخي استان باستناد منابع تاريخي، استان مركزي در هزاره اول قبل ازميلاد جزو ايالات ماد بزرگ بود كه تمام قسمت مركزي و غربي ايران را در بر مي گرفت واز كانون هاي قديم استقرار در فلات ايران به شمار مي رفته است. درزمان سلوكيان ، اين منطقه، مخصوصاُ قسمت شمالي آن (دهستان خورهه) مورد توجه حكام يوناني قرار گرفت. وجود آثار باستاني باقي مانده ازاين دوران در خورهه مؤيد اين نظر است. در زمان خسروپرويز ـ پادشاه ساساني ـ ايران به چهار بخش (كوست) تقسيم شد. اين چهار بخش عبارت بودن از: باختر (شمال)، خورآبان يا خوارآسان (مشرق)، نيمروز (جنوب) و خوربران (مغرب). اين منطقه در كوست خوربران (مغرب) كه به معني محل غروب خورشيد بود قرار داشت. در قرن اول اسلامي اين منطقه به نام ايالت جبال يا قهستان تغيير نام داد، به طوري كه جغرافيانويسان اسلامي اين قرن، از آن به عنوان بخشي از بلاد پهلويان و به نام كوهستان يا قهستان (جبال ) نام برده اند. اين منطقه درقرن دوم هجري همراه با همدان، ري و اصفهان به نام عراق عجم ناميده شد. در قرن چهارم هجري قمري شهرهاي ايالت جبال عبارت بودند از: همدان، رودآور، خورمه (خورهه)، سهرود، ابهر، سمنان، قم، قاشا، روده، پوسته، كره، بره، گربايگان (گلپايگان) و .... در اين دوره مراكز و كانونهاي درجه اول شهري نيز عبارت بودند از: ساوه ، تفرش، وره ، ساروق و گلپايگان و شهرهاي مبادلاتي درجه دوم نيز عبارت بودند از : محلات، خمين، كميجان، ميلاجرد، خنداب، اليثار، سامان، خورهه، نيمور، نراق، دليجان، جاسب، ماْمونيه ، الوير و .... بودند. دراين مراكز غله، حبوبات، زعفران، انجير ، انار، سيب، انگور، گردو، بادام ، قيسي وساير محصولات سردرختي و باغي و خشكبار و گياهان دارويي مانند ترنجبين در كنار محصولات صنايع دستي مانند : ظروف سفالي و مسي و پارچه و كرباس، گليمنه، قالي و ... توليد مي شد. درچند دهه اخير با توسعه راه آهن و احداث كارخانجات مختلف، به مرور چهره منطقه عوض شد و بعد از تقسيمات جديد كشوري و ايجاد استان تهران و مركزي، اين استان به مركزيت اراك به وجود آمد.
شهرستان اراك شهر اراك كمتر از دوقرن پيش در زمان حكومت فتحعلي شاه قاجار ايجاد شد. اين شهر ابتدا (قلعه سلطان آباد ) سپس (سلطان آباد) نام گرفت و درسال 1316 هـ .ش با عبور راه آهن سراسري از كنار آن، به اراك تغيير نام داد. اراك از آغاز ايجاد تا كنون همواره در معرض دگرگوني بوده و تحولات فراواني يافته است .در زمان فتحعلي شاه، شورش هاي متعدد اهالي فراهان، گلپايگان و چهارلنگ عليه حكومت قاجار صورت گرفت. قشون حكومتي قلعه زلف آباد كه محل تجمع مخالفين دولت بود باخاك يكسان كرد. از اين رو منطقه اي خوش آب وهوا كه مركزيت داشته باشد و دسترسي به امكانات ارتباطي و منابع آب و قنوات داشته باشد انتخاب شد.
اين نقطه كه انتهاي محل فراهان بود و سابقاُ دهي به نا (دسكره) يا (دستجرد) در آن وجود داشت، سلطان آباد نام گرفت و جمعيت هشت قلعه موجود در پيرامون به شهر جديد منتقل شدند . اين شهر تا اوايل 1270 هـ. ق نقش نظامي داشت. اولين نقطه عطف در تحولات سلطان آباد زماني آغاز شد كه دردوره حكومت ميرزا حسن خان، شهر از حالت نظامي خارج شد و بتدريج كاركرد تجاري و صنعتي يافت و قالي بافي رونق گرفت و زمينه توسعه صنعتي آن نيز فراهم شد. مقارن شروع جنگ جهاني اول و فروپاشي حكومت قاجاريه، قواي روسيه شهرهاي ساوه، سلطان آباد و مناطق اطراف را اشغال كرد. پس از خاتمه جنگ جهاني اول و تحولات سياسي كشور، سلطان آباد نيز در معرض دگرگوني هاي اين دوره قرار گرفت. اين روند در دهه هاي بعدي نيز ادامه يافت، به طوري كه امروزه شهر اراك به يكي از قطب هاي صنعتي ايران تبديل شده است.
مراكز ديدني
جاذبه هاي طبيعي
مراكز مذهبي
شهر آشتيان آشتيان در شمال شرقي اراك ودردامنه ارتفاعات كوه هاي مركزي استان واقع شده و از مناطق قديمي است. نام اين شهرستان از "ابرشتجان" به "آشتجان" و "آشتيان" تبديل شده است. طبق اظهارات مؤلف كتاب تاريخ قم ، اين شهر را " كيخسرو" آباد كرده است. برخي از جغرافي نويسان و مورخين نيز عقيده دارند كه سجاران و ابرستجان را "فيران بن ويسان" (پيران ويسه وزير افراسياب ) بنا كرده است. مردم اين شهر قبل از فتح اسلام زردشتي بوده اند و 16 آتشكده داشته كه مهم ترين آنها " آتشكده وره" بوده است.
مراكز ديدني
شهر تفرش اين شهر قبلاُ به "طبرس" و "گبرش" معروف بود وب عدها به تفرش تبديل شده است. يكي از بخشهاي آن به نام فراهان پيشينه تاريخي جالب توجهي دارد. تفرش در شمال شهرستان اراك و فراهان دردشت كاملاُ مسطح قرار گرفته و قدمتي ديرينه دارد. چنانكه زماني آتشكده آذر گشسب (يكي از سه آتشكده معروف ساسانيان ) در روستاي فردجان فراهان قرار داشته و تال ماستر در نزديك آن از مناطق سيزده گانه قباد ساساني بوده است. فراهان، زادگاه مردان نامور تاريخ ايران و شاعران معروف است كه از آن جمله اند: فخر الافضل مولاناجلال الدين جعفر فراهاني ( شاعرعارف)، ميرزا عيسي قائم مقام فراهاني (وزيرشاعر)، ميرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهاني (صدراعظم محمدشاه )، ميرزا تقي خان فراهاني (اميركبير)، اديب الممالك فراهاني (شاعر)، محمد حسين فراهاني (نويسنده و شاعر ).
مراكز ديدني
شهرستان خمين براي نخستين بار نام خمين (خميهن) در كتاب هزارساله تاريخ پيامبران و شاهان آمده است. خميهن مركب از دوكلمه "خو" و "ميهن" است كه روي هم "جايگاه خوب ياسرزمين مقدس “ معني مي دهد. مؤلف كتاب قم اعتقاد دارد كه شهربانو نامي ( دختر موبدان ) در دوران قبل از اسلام اين شهر را بنا كرده است . از تاريخ خمين در روزگارگذشته اطلاعي در دست نيست. از آثار قبل از اسلام آن ميتوان به آثار قنوات و كاريزها و آتشكده معروف خمين اشاره كرد. نام اين شهر از 200 سال پيش به مركز كمره اطلاق شده است، معروفيت خمين با نام رهبر راحل انقلاب اسلامي حضرت امام خميني (ره) ارتباط مستقيم دارد. اين شهر محل زندگي كودكي و جواني حضرت امام بوده و لذا خانه پدري ايشان به يك اثر تاريخي و مهم تبديل شده است.
مراكز ديدني
شهرستان دليجان بنا به نوشته هاي تاريخي، دليجان پيشين شهري بسيار بزرگ با چهار دورازه در چهار طرف بودكه به دروازه هاي قليان ، آتشكده، شاه ولي و كاه گندم معروف بودند. گستردگي شهر قديمي دليجان را تا نزديكي خورهه ذكر كرده اند. مجموعه نشانه ها و آثار پيدا شده تاريخي نشان ميدهد كه دليجان شهربزرگي بوده است. از جمله آثار پيدا شده مي توان به سفالها ، خمره ها و آجرهاي بسيار زيبا در جنوب دليجان، اشاره كرد. دليجان در سال 1358 به شهرستان تبديل شد.
مراكز ديدني
شهرستان ساوه ساوه يكي از شهرها و مناطق باستاني بازمانده از دوره ساساني است. تپه باستاني ساساني آسياباد(اسيرآباد) در مجاورت شهر، همچنين تپه ها و محوطه هاي تاريخي هريسان، خرم آباد، آوه و امثالهم نشانگر قدمت اين شهر مي باشد. ساوه در روزگار پارتيان با نام (سواكينه) يكي از منازل مهم ميان راهي و در سده هفتم قبل ازميلاد يكي از دژها و منازل سرزمين ماد به شمار مي رفته است .از وضعيت ساوه در روزگار پيش از اسلام اطلاع دقيقي در دست نيست، ولي از قرن دوم هجري به بعد در مورد اين شهر اطلاعات و روايات مكتوب زيادي در دست است.
ورود حضرت معصومه (ع) به ساوه درراه سفر به خراسان و بيماري ايشان در ساوه نخستين رويدادي است كه در تاريخ اوايل دوران اسلامي اين شهر ذكر شده است . رونق و آباداني شهر ساوه در روزگار سلجوقيان به اوج خود رسيد و ساوه به مركز سران قبايل متحد سلجوقي كه لقب اتابك داشتند ، تبديل شد. از اين روزگار تا دوره خوارزمشاهيان بسياري از وزراي سلجوقي و خوارزمشاهي ساوجي بودند كه هريك درزمان خود در آباداني و ايجاد بناهاي شهري آن كوشيدند. ساوه در جريان حمله مغول در قرن هفتم هجري صدمه و آسيب فراوان ديد، مغولان شهر را ويران كردند و ساكنان آن را از دم تيغ گذراندند.
در دوران جانشينان هلاكو(ايلخانان) قسمت عمده اي از خرابي هاي هجوم مغول مجدداُ بازسازي شد. ساوه در دوران تيموريان و آق قويونلو از غارت هاي متعدد و رقابت هاي ميان شاهزادگان آق قويونلو صدمه فراواني ديد. در دوران صفويه بلوكات ساوه يكي از قلمروهاي استقرار ايلات وابسته به نهاد حكومت صفويه (قزلباش و شاهسون ها) گرديد. از اين رو شهر ساوه روبه آباداني مجدد نهاد و كاروانسراها، راهها، مساجد و بناهاي متعدد احداث شد. با اين حال خرابي هاي ناشي از هجوم و حمله تيموريان، جنگ ها وكشمكش هاي زمان آق قويونلوها به تمامي بازسازي نشد. در روزگار زنديه با احداث بناي معروف چهارسو، بازرگاني رونق گرفت. در دوره قاجاريه با پايتخت شدن تهران از اهميت ساوه كاسته شد. هم اكنون ساوه يكي از شهرهاي آباد استان مركزي است. مراكز ديدني
مراكز مذهبي
شهرستان سربند (شاه زند) شازند دهي بود كه به آن "ادريس آباد" مي گفتند و هم زمان با عبور راه آهن سراسري از كنار آن، شازند نامگذاري شد . در گذشته هاي دور، در نزديكي ادريس آباد شهري به نام كرج ابودلف وجود داشته كه جزو ايالات اصفهان بوده است. اين شهر با هجوم هاي متعدد و به مرور زمان تخريب و ويران گشته و آثار آن در نزديكي آستانه هنوز هم باقي مانده است. مراكز ديدني
شهرستان محلات محلات يكي از نقاط قديمي كشور است كه گويا از چهارمحله يا روستا همچون پيل پايان، ريوكان، زنجيردان، و گوشه تشكيل شده است، به همين جهت نيز در اسناد بسيار قديمي و كهن نامي از محلات آورده نشده است، ولي از نامهايي مانند انابار و سايرالبلوك سخن به ميان آمده كه منظور همين منطقه يا شهر محلات است. محلات را از آن جهت سايرالبلوك گفته اند كه برحسب نقشه آن زمان از بلوكات قم و كاشان نبوده است.به هرحال همان طوركه ازنام شهر پيداست محلات جمع محله است كه منظور همان روستاهاي مورد نظر مي باشد. در زمان صفويه مبادلات تجاري شهرستان محلات عمدتاُ با اصفهان بود و در اين دوره آلو، قالي، خوان و خوانچه نقاشي از محلات به اصفهان حمل و در كاروانسراها مبادله ميشده است. فتحعلي شاه محلات و سايرالبلوكات را در عوض مواجب دختر خود كه همسر آقاخان محلاتي بود به ايشان واگذار كرده بود. اين شهر در زمان قاجاريه پايگاه فرقه اسماعيليه بود و هنوز هم برخي از اهالي و روستاهاي جنوبي منطقه به اين كيش گرايش دارند. در زمان حكومت رضا شاه در سال1316 هجري شمسي در تقسيمات جديد ايران تغييرات صورت گرفت و ناحيه قم كه محلات نيز يكي از بخشهاي آن بود به شهرستان جداگانه تبديل شد.
مراكز ديدني
جاذبههاي طبيعي
اماكن مذهبي
|
||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 22 بهمن1388ساعت 8:55 بعد از ظهر توسط محمد علی |
|
استان هرمزگان با وسعت شصت و هشت هزار و چهارصد و هفتاد و پنج و هشت دهم كیلومتر مربع، در جنوب ایران واقع شده است. این استان از شمال و شمال شرقی با استان كرمان؛ از جنوب با خلیج فارس و دریای عمان از جنوب شرقی با سیستان و بلوچستان؛ و از غرب با استانهای فارس و بوشهر همسایه است. تنگه هرمز، یكی از حساسترین و حیاتیترین گذرگاههای آبی عصر حاضر، در قلمرو سیاسی این استان قرار دارد. این تنگه هلالی شكل صد و هشتاد و هفت كیلومتر طول دارد. عمق تنگه هرمز به دلیل شیب تند كف آن از قسمت شمال به جنوب متغیر است؛ به طوری كه در نزدیكی جزیره لارك، در حدود سی و شش متر و در ساحل جنوبی نزدیك شبه جزیره مسندام صد و هشتاد متر است. همچنین چهارده جزیره كوچك وبزرگ به نامهای ابوموسی، بنی فرور، تنب بزرگ وكوچك، سیری، شتور، فرور، كیش، لاوان، قشم، لارك، هرمز، هندورابی و هنگام در محدوده آبهای ساحلی این استان قرار دارند. استان هرمزگان،طبق آخرین تقسیمات كشوری،مشتمل بر هشت شهرستان،بیست و یك بخش، شصت و نه دهستان و دو هزار و چهل و شش آبادی دارای سكنه است و شهرستانهای آن عبارتند از: بندرعباس، بندر لنگه، میناب، رودان، قشم، جاسك، حاجیآباد و ابوموسی.
جغرافیای طبیعی و اقلیم استان بخش عمدهای از مساحت این استان را مناطق كوهستانی در برگرفتهاند. كوههای این منطقه ادامه رشته كوههای زاگرساند كه به تدریج از شمال شرقی به جنوب شرقی امتداد مییابند. ادامه این رشته همراه با كاهش ارتفاع، به تپه ماهورهای آهكی، گچی و شنی منتهی شده و به زمینهای پست ساحلی خلیجفارس و دریای عمان متصل میگردد. این ناحیه پست ساحلی، در اطراف تنگه هرمز وسعت بیشتری یافته، و شرایط مساعدی برای كشاورزی و صیفیكاری به وجود آورده است.با توجه به مشخصات اقلیمی و استقرار استان هرمزگان در منطقه فوق حارهای، گرمی هوا مهمترین پدیده مشهود اقلیمی آن است.استان هرمزگان از مناطق گرم و خشك ایران است و اقلیم آن تحت تأثیر آب و هوای نیمهبیابانی و بیابانی قرار دارد. هوای نوار ساحلی در تابستانها، بسیار گرم و مرطوب است و گاهی نیز دمای آن از پنجاه و دو درجه سانتیگراد تجاوز میكند. دمای متوسط سالانه این منطقه در حدود بیست و هفت درجه سانتیگراد است.
از ویژگیهای آب و هوایی استان هرمزگان، یك فصل طولانی گرم و یك فصل كوتاه خنك است. فصل گرم همراه با هوای شرجی نه ماه به درازا میكشد. فصل تابستان از اوایل اسفندماه شروع میشود؛ هوا رفته رفته رو به گرمی میرود تا این كه گرما در تیر و مرداد به اوج خود میرسد. فصل خنك آن همراه با خشكی نسبی هوا، در حدود سه ماه طول میكشد. این فصل از اوایل آذرماه شروع میشود و تحت تأثیر تودههای هوای خنك غربی قرار میگیرد. دمای هوای این استان، در سردترین شبهای سال، به ندرت به صفر درجه میرسد و در روزهای زمستانی، دمای آن معمولاً از ده درجه سانتیگراد بالای صفر پایینتر نمیآید. اصولاً آب و هوای این استان همانند آب و هوای نواحی بیابانی است و میزان بارشهای جوی آن نیز فوقالعاده اندك میباشد. در این منطقه، در حدود نه ماه از سال، بارندگی مهمی صورت نمیگیرد و قسمت عمده بارندگی آن نیز در یك یا دو نوبت به وقوع میپیوندد در همان موارد اندك هم، بارندگی آن اغلب مانند بارانهای بهاری سیلآسا است و خسارات فراوانی به بارمیآورد. میزان رطوبت نسبی در سواحل خلیجفارس عمدتاً بالا است و بین بیست تا صد درصد نوسان دارد. جغرافیای تاریخ استان جغرافیای تاریخی استان هرمزگان با تاریخ و جغرافیای خلیجفارس در هم آمیخته است. تا قرن چهارم پیش از میلاد، مدارك پراكندهای بر پایه نوشتارهای تاریخنگاری یونانی درباره خلیجفارس وجود دارد. ظاهراً در دوران بسیار كهن، اقوامی در سواحل غربی خلیجفارس و دشتهای جنوبی و غربی ایران میزیستهاند. شواهدی نیز مبنی بر پیدایش و توسعه دریانوردی در آن دوران وجود دارد. از جمله میتوان به دریانوردی بابلیان در قرن هفتم پیش از میلاد، در خلیجفارس اشاره كرد. نخستین مدرك قطعی در خصوص دریانوردی در خلیجفارس، به زمان نئار خورس یا «نئارك»، دریاسالار اسكندر مقدونی، مربوط است. اسكندر پس از فتح سرزمینهای اطراف رودخانه سند (هندوستان) ظاهراً از طریق مصب رودخانه سند و دریا، به سوی مكران و تنگه هرمز و خلیجفارس حركت كرد و در سال سیصد و بیست و شش قبل از میلاد، از دهانه رودخانه سند گذشت؛ ولی طوفان و امواج سهمگین دریا وی را مجبور به بازگشت نمود. اسكندر، دریاسالار خود به نام نئارك ( نئار خوس ) را به عنوان سرپرست ناوگان دریایی رهسپار خلیجفارس كرد. نئارك پس از عبور از سواحل مكران، به بندر هرمز یا میناب كنونی رسید. نئارك در خلیجفارس به جزیره خالی از سكنهای به نام «بارقانا»كه گفته میشود همان جزیره «هرمز» یا «لارك» یا «اوآراكنا» و یا «كیش» كنونی است،رسید. نئارك چنین گفته است كه هیچ یك از سواحل را در طول سفر دریایی خود مانند سواحل خلیجفارس آباد و مزروع ندیده است. تاریخ مكتوب بندر هرمز از زمان اردشیر بابكان آغاز میشود. مورخین شرقی و اروپایی چنین گفتهاند كه روزگار آبادانی بندر هرمز بین سالهای دویست و چهل و یك الی دویست و یازده میلادی بوده؛ ولی پس از ظهور اسلام و سقوط دولت ساسانی، به عنوان یكی از مهمترین مراكز داد و ستد شرق معروفیت پیدا كرده است. در سالهای هفتصد و پنجاه الی ششصد و شصت و یك میلادی، منطقه خلیجفارس جزو قلمرو خلافت اموی و سپس جزو قلمرو خلافت عباسی (در سالهای هزار و دویست و هشتاد و پنج الی هفتصد و پنجاه میلادی) بوده است. از اواخر قرن هشتم میلادی كه دوران شكوفایی خلافت عباسی بود، داد و ستدهای دریایی رونق بسزایی یافت. بسیاری از مورخین،این راه دریایی را با اهمیتتر از جاده معرو ف ابریشم یا شاخه مهمی از آن میدانند. ماركوپولو، جهانگرد مشهور ایتالیایی در سالهای هزار و دویست و هفتاد و دو و هزار و دویست و نود و سه میلادی از بندر هرمز دیدن كرد. وی گزارش كرده است كه جواهرات ایران، عاج و ابریشم هند و چین و مروارید بحرین در بازارهای بندر هرمز خرید و فروش میشده است. در سال هزار و سیصد میلادی سیفالدین- پادشاه بومی بندر هرمز- از ترس حمله مغولها، بندر هرمز را ترك و به جزیره هرمز (جردم) عزیمت كرد و در آنجا شهر دیگری بنا نهاد. در سال هزار و چهارصد و پنجاه و سه میلادی هنگامی كه قسطنطنیه به دست سلطان محمد فاتح سقوط كرد، ارتباط زمینی اروپاییان با آسیا گسسته شد. در سال هزار و چهارصد و نود و هفت میلادی، برای اولین بار استعمارگران غربی به فرمانروایی «واسكو دوگاما» در بنادر خلیجفارس پیاده شدند. در سال هزار و پانصد و شش میلادی پرتغالیها به عنوان محافظت از منافع پرتغال در برابر تجار مصری و ونیزی، به رهبری «آلفونسو آلبوكرك» با هفتكشتی جنگی جزیره هرمز را محاصره نمودند. بندر هرمز در این زمان،كلید تجاری خلیجفارس محسوب میشد و راوادویه از كنار همین بندر در تنگه هرمز عبور میكرد. سقوط هرمز كه از نظر تجاری و نظامی برای دولت ایران اهمیت داشت، به جدا شدن هرمز از ایران و تسلط پرتغالیها بر تنگه هرمز و وضع مالیات برای عبور كشتیها گردید.
شاه اسماعیل صفوی كه در صدد اعاده مالكیت ایران بر هرمز بود به سبب گرفتاریهای ناشی از جنگ با عثمانیان، به بیرونراندن پرتغالیها موفق نشد و پیمانی با آنان منعقد نمود كه به موجب آن پرتغالیها میبایست در لشكركشی به بحرین، شاه اسماعیل را مساعدت میكردند. با این پیمان تسلط پرتغالیها بر خلیجفارس تا مدتی تثبیت شد؛ ولی شاهعباس بزرگ با كمك قوای انگلیس، حاكمیت پرتغالیها بر خلیجفارس را پایان داد. هنلدیها در هزار و چهار هجری قمری تجارتخانهای در بندرعباس تأسیس كردند و به دنبال آن رقابت،بین هلند و انگلستان شدت گرفت. در اواخر دوره سلطنت شاه صفوی، دولت ایران به لغو معافیت گمركی واردات و صادرات هلندیها اقدام كرد. هلندیها به حصار جزیره قشم هجوم آوردند و برای جلوگیری از تجارت انگلیس، چند كشتی جنگی به تنگه هرمز و بندرعباس اعزام كردند. دولت ایران ضمن تقاضای صلح، به هلندیها اجازه داد كه در هر نقطهای از ایران به تجارت ابریشم اقدام كنند و از معافیت گمركی در واردات برخوردار شوند. در همین زمان،با تیره شدن روابط بین هلند و انگلیس در اروپا، هلندیها به كشتیهای انگلیس در جاسك حمله كردند و قشم را به دست گرفتند؛ بندرعباس را گلولهباران كردند؛ دژ مستحكمی را در نزدیكی تجارتخانه خود در بندرعباس احداث نمودند؛ برای نزدیكی بیشتر با دهانه خلیجفارس تأسیسات تجاری خود را به جزیره خارك منتقل كردند و از پرداخت اجاره بهای خارك به میرمهنا، خاكم بندر ریگ و جزیره خارك خودداری نمودند. میرمهنا در سال هزار و هفتصد و شصت و پنج میلادی به هلندیها حمله برد، دژ آنها را تسخیر كرد و آنان را از جزیره بیرون راند. بدین ترتیب هلندیها كه مركز تجاری خود را از بندرعباس برچیده بودند، عملاً از خلیجفارس خارج شدند. با تشكیل و رسمیتیافتن كمپانی هند شرقی،دولت انگلیس سیاست گسترده استعماری خود را علیه ایران به كار گرفت و در اندك مدتی بر سراسر سواحل خلیجفارس تسلط یافت.دولت انگلیس و عمال كمپانی هند شرقی با نیرنگ، از اتحاد قدرتهای محلی جلوگیری كردند و با ایجاد جنگهای منطقهای، موجبات ضعف آنها را فراهم آوردند. در این دوره، سیاست انگلیس در خلیجفارس ایجاد شیخنشینهای متعدد و كوچك بود تا از اتحاد آنها در مقابل خود جلوگیری كند. خلیجفارس بعد از جنگ جهانی اول، نه تنها به عنوان یك معبر دریایی تجاری بسیار مهم، بلكه به عنوان بزرگترین كانون نفت و منبع مهم رشد صنایع،اهمیت اقتصادی و استراتژیكی فراوانی یافت؛ به طوری كه كلیه طرفهای تجاری خارجی ایران به ویژه انگلیس با جدیت تمام تلاش كردند حضور فیزیكی خود را در خلیجفارس حفظ كنند. موقعیت استراتژیكی استان هرمزگان، در دهههای بعدی نیز توجه ویژه به این منطقه را برای دولتها و كشورهای خارجی الزامی میساخت.
بندر عباس تا قبل از قرن چهارم هجری در حوالی بندرعباس- فعلی، بندر و روستای كوچكی به نام «سورو» وجود داشت كه جغرافیا نویسان قرن چهارم هجری قمری از آن نام بردهاند. برخی معتقدند «شهرو» كه اصطخری به عنوان «دهی كوچك بر كنار دریا» از آن نام برده، همان بندر «سورو» است. این بندر در سال نهصد و بیست و چهار هجری قمری «بندر جرون» خوانده میشد و دهكدهای كوچك بود و در روبهروی سواحل شمالی جزیره پراهمیت «هورموز» آن روزگار، قرار داشت. در سال هزار و پانصد و چهارده، پرتغالیها این دهكده كوچك را برای پیادهشدن و بارگیری اجناس از خشكی انتخاب كردند. به دلیل خرچنگ زیادی كه در ساحل این بندر وجود داشت، نام آن را «بندر كامارااو» یا «كامبارائو»، یعنی بندر خرچنگ گذاشتند. نام متداول بعدی؛ یعنی «گمبرون» یا «گامبرون» به احتمال زیاد از لغت پرتغالی «گامارائو» اقتباس شده است. در سال هزار و ششصد و بیست و دو میلادی شاه عباس توانست با كمك انگلیسیها دست پرتغالیها را از این بندر كوتاه كند. به افتخار این پیروزی «بندر گمبرون» به «بندرعباس» تغییر نام داد.
تا قبل از سال هزار و ششصد و پنجاه میلادی (هزار و هفتاد هجری قمری) بندرعباس حصار نداشت؛ ولی از این زمان دور شهر را محصور كردند و بر امنیت آن افزوده شد. انگلیسیها و هلندیها در بندرعباس تجارتخانه، و در كنار دریا عمارت زیبایی بنا كردند. در این بندر لنگرگاه مناسبی وجود داشت؛ لذا اكثر كشتیهای بزرگی كه از هند برای ایران و عثمانی و سایر نقاط كالا حمل میكردند، در این بندر لنگر میانداختند. هلندیها در سال هزار و صد و ده هجری قمری (هزار و ششصد و نود و هشت میلادی) با كسب اجازه از دولت ایران، شهر تازهای با بافت و معماری ویژه، در وسط شهر بندرعباس بنا نمودند. عمارت كلاهفرهنگی در همین ایام بنا شده است. بافت و شكل ظاهری شهر جدید تا سال هزار و صد و سی و پنج هجری قمری دوام یافت. در نیمه نخست قرن هفدهم، نمایندگان كمپانی هند شرقی سعی كردند بندرعباس را به پایگاه اصلی خود در خلیجفارس تبدیل كنند؛ به همین لحاظ، مركز كمپانی هند شرقی در بندرعباس مستقر گردید. ناوهای نظامی كمپانی هند شرقی نیز در آبهای نزدیك بندرعباس پهلو گرفتند. این شركت در سال هزار و هفتصد و پنجاه و نه به علت متشنجشدن اوضاع و بمباران تأسیسات تجاری انگلیسیها در بندرعباس، مركز تجارت خود را از این بندر به بندر بصره منتقل نمود. این امر بیش از پیش، شرایط انحطاط بندرعباس را فراهم كرد. بعد از ظهور نادرشاه، بندر بوشهر مقر ناوگان ایران شد و بندرعباس و توابع آن طبق قرارداد، به سلطان مسقط به اجاره واگذار شد. درپی شورش سال هزار و هشتصد و شصت و هشت میلادی در مسقط، این امتیاز لغو شد و شهر بندرعباس و توابع آن دوباره به تصرف كامل دولت ایران درآمد. پس از پیروزی نهضت مشروطیت و تصویب قانون ایالات و ولایات، بندرعباس و توابع آن جزء محدوده ایالت فارس قرار گرفت و سپس در محدوده اختیارات حاكم كرمان درآمد. در تقسیمات فعلی كشوری شهر بندرعباس مركز استان هرمزگان است. این شهر یكی از مهمترین مراكز استراتژیكی و تجاری ایران در جوار خلیج فارس و دریای عمان است. بارانداز شهید رجایی، اسكله عظیمی است كه بخش وسیعی از مبادله كالاهای تجاری بین ایران و دیگر كشورها از طریق آن صورت میگیرد. بندرعباس از طریق راههای دریایی، راهآهن، جادههای ترانزیتی درجه یك و از طریق هوا به كلیه مناطق داخلی و دیگر كشورهای جهان مرتبط است.
جاذبه های ديدنی
بندر لنگه در جغرافی زمان هخامنشیان، از بنادر مهم و تجاری خلیجفارس اندك نام برده شده است. گمان میرود كه بندر «گوگانا» همان بندر لنگه امروزی باشد كه در دوران حكومت هخامنشیان از بنادر معتبر تجاری محسوب میشده است؛ ولی در اثر تغییر و تحولات تاریخی و عدم توجه، این بندر كمكم رو به انحطاط گذارده و از رونق آن كاسته شده است. در سال هزار و ششصد و سی و هشت «تاورنیه»- سیاح فرانسوی- طی سفر از بصره به بندر لنگه، مدت دو روز در این بندر اقامت نموده و از آن به خوبی یاد كرده است. در سال هزار و هفتصد و شصت میلادی، اعراب جواسم سواحل جنوبی خلیج فارس طی یك مهاجرت وسیع، جزیره قشم و بندر لنگه و بندرشناس را تصرف كردند. در زمان كریمخان زند (هزار و هفتصد و هفتاد و سه- هزار و هفتصد و چهل و سه میلادی) سهولت ارتباط دریایی خلیجفارس از طریق بندرلنگه، رونق تجاری قابل توجهی در بندر لنگه و بندر كنگ به وجود آورد و راه كاروان رو شیراز نیز به اهمیت بازرگانی این دو بندر افزود. اعراب جواسم به دستور كریمخان زند و بنا به سیاست نظامی او، در بندر لنگه سكونت گزیدند و در آبادی و رونق آن همچنان كوشیدند؛ به طوری كه بندر فوق از مشهورترین بنادر خلیجفارس شد و در دوران قاجار، به عروس بنادر ایران معروف گردید. تا سال هزار و هشتصد و نود و شش میلادی، اعراب جواسم بر بندر لنگه تسلط داشتند. در سال هزار و هشتصد و هشتاد و نه میلادی در بندر لنگه دفتر كنسولگری فرانسه تأسیس گردید و از همین سال، گمرك بندر لنگه و بندرعباس زیر نظر و ریاست بلژیكیها قرار گرفت. در سال هزار و هشتصد و نود و هشت میلادی یكی از افراد خانوادههای حكومتی بندر لنگه به علت ضعف حكومت مركزی، بندر لنگه و مناطق اطراف آن را تحت تصرف خود درآورد و علیرغم مخالفت دولت مركزی ایران، نمایندگانیرا جهت اداره امور بندر لنگه انتخاب نمود. در اوایل سال هزار و هشتصدو نودونه به سلطه او در بندر لنگه خاتمه داده شد. در اواخر حكومت سلسله قاجاریه، بندر لنگه روبه ویرانی گذاشت و از شروع جنگ جهانی اول تا بعد از جنگ دوم جهانی هزار و نهصدو چهلو پنج كه انواع بیماریهای واگیردار همراه با فقر و قحطی شیوع پیدا كرده بود، اكثر مردم این شهر فعالیت خود را تعطیل كرده، و به نقاط دیگر مهاجرت كردند. به همین دلیل به مرور زمان، نقاط مسكونی شهر خالی از سكنه شد و شهر فعالیت و چهره واقعی خود را از دست داد و سپس آرامآرام رونق یافت. بندر لنگه امروزی شهری نسبتاً آباد است و همچنان فعالیتهای تجاری آن روبه گسترش میباشد. این بندراز طریق جادههای درجه یك و فرودگاه، با سایر نقاط ایران ارتباط زمینی و هوایی دارد.
جاذبه های ديدنی
بندر جاسك نام این بندر كه امروز جاسك نامیده میشود، در دوران گذشته به صورتهای جاشك، چاشك، جك، رأسالجاسك و چاسك نیز ثبت شده است. در دوران بسیار قدیم بندر جاسك یكی از كانونهای معتبر آئین میترا بود. معبدی به نام آناهیتا در جاسك باقی مانده است. تهمتنبن تورانشاه ملقب به سلطان قطبالدین در سال هزارو سیصدو سی میلادی به بعد در جاسك حكومت داشته است. در سال هزار و ششصد و چهارده میلادی انگلیسیها بندر جاسك را به عنوان بندر تجاری خود در شمال خلیج فارس انتخاب كردند. اولین محموله انگلیسیها در سال هزار و ششصد و شانزده با كشتی از هند در جاسك پهلو گرفت و در سال هزار و ششصد و نوزده میلادی، تجار مذكور اولین تجارتخانه شركت هند شرقی در جاسك را تأسیس كردند. این بندر تا زمانی كه بندرعباس به تجارت انگلیسیها اختصاص داده شد، مركز تجارت و معاملات كمپانی هند شرقی با مركز ایران بود. در اواخر سال هزارو ششصد و بیست میلادی هلندیها از ورود دو كشتی كمپانی هند شرقی به بندر جاسك جلوگیری كردند. این كار كه منجر به نبرد سختی بین انگلیسیها و هلندیها در حوالی این بندر شد، به شكست و اخراج هلندیها از بندر جاسك انجامید. كشور انگلیس برای بسط نفوذ خود در سال هزار و هشتصد شصت و چهار میلادی اقدام به استحكام مواضع خود در خلیجفارس نمود. از جمله این اقدامات، ایجاد خطوط تلگراف و كابل زیر دریایی بود كه ایران و هند را از طریق گواتر- جاسك- بندرعباس مرتبط میساخت. دولت انگلیس استحكامات نظامی چندی در جاسك به وجود آورد. در سال هزار و نهصدویك میلادی خطوط تلگرافی (سیم دریایی) دیگری از بندر جاسك به مسقط (عمان) دایر شد كه مركز آن در جاسك قرار داشت. درسال هزار و نهصد و سی و دو از سوی دولت ایران عبور بدون اجازه هواپیماهای انگلیسی و هلندی كه از خاور دور به خاور میانه میآمدند، ممنوع اعلام شد؛ زیرا از بدو تأسیس خطوط هوایی، این دو كشور بدون كسب اجازه در فرودگاههای جاسك- بندرعباس- لنگه فرود میآمدند. در نتیجه این ممنوعیت، مسیر پروازهای فوق تغییر كرد. بندر جاسك امروزه از شهرهای نسبتاً آباد استان هرمزگان است كه سه طرف آن را آبهای ساحلی احاطه كرده و آن را به صورت یك شبهجزیره درآورده است. شهر از دو سوی شرق و غرب به خلیج جاسك میپیوندد و از سوی دیگر ( شمال شرقی ) ، به مناطق نظامی متصل است. این موقعیت، شكل ظاهری شهر را به حالت طولی درآورده و عرض آن را بسیار محدود كرده.
جاذبه های ديدنی
جزیره قشم مردم ایران در روزگاران پیش از قبولی دین اسلام جزیره قشم را بنوكاوان برخت ابركافان ابركاوان ولافت میگفتند ولی به تدریج این اسامی به فراموشی سپرده شد و نامهای كشم و قشم متدوال گشت. این جزیره را به خاطر طول زیاد آن جزیره « الطویله » نیز نامیدهاند در زمان شورش مغول و هرج و مرج ناشی از آن، رئیس قبیله توران در جزیره قشم سكونت اختیار كرد و به آبادانی آن پرداخت و به تورانشاه ملقب شد. پرتغالیها در سال هزار و پانصد و هفت میلادی در جزیره قشم استحكامات نظامی مهمی ایجاد كردند، و از ورود كشتیهای جنگی سایر دولتها به این جزیره جلوگیری كردند. این وضع تا زمان سلطنت شاهعباس صفوی ادامه داشت. در سال هزارو ششصد و چهل و پنج، هلندیها قوای نظامی مهمی در خلیج فارس گرد آوردند و به بهانه این كه ایران قرارهای عهدنامه تجاری خود با آن كشور را رعایت نكرده است، حصار و قلعه قشم را تصاحب كردند و نیروهای نظامی خود را در آنجا اسكان دادند؛ ولی به علت گرمای شدید هوا، بسیاری از نیروهای هلندی تلف شده، و عاقبت هلندی ها مجبور به تخلیه جزیره قشم شدند. در بین سالهای هزار و هفتصد و هجده و هزارو هفتصد و بیست میلادی اوضاع خلیج فارس رو به وخامت نهاد. حاكم عمان تعدادی از جزایر واقع در نزدیك سواحل ایران، از جمله قشم را تصرف كرد؛ ولی چندین فروند كشتی جنگی انگلیسی مهاجمان عمانی را مغلوب كردند. پس از مرگ نادرشاه در سال هزار و هفتصد و چهل و هفت میلادی، نفوذ ایران بر خلیج فارس ضعیفتر شد و طوایف عرب جواسم توانستند دامنه تجاوزات خود را گسترش داده و حوزه متصرفات خویش را تا نزدیكی سواحل ایران برسانند و در سال هزار و هفتصد و شصت، جزیره قشم را كه تا آن زمان در تصرف یك طایفه مشخص بود، تسخیر نمایند.
در سال هزار و هفتصد و شصت و سه، كریمخان زند نفوذ و اقتدار خود را در جنوب ایران مجدداً مستقر ساخت. در سال هزار و هشتصدو هشتادو دو میلادی، حكومت انگلیسی بمبئی تصمیم گرفت كه مركزی جهت توقف نیروی دریایی انگلیس در خلیج فارس ایجاد كند. برای این منظور چندین نقطه در خلیج فارس مورد بررسی قرار گرفت و بالاخره باسعیدو، واقع در جزیره قشم برای این منظور انتخاب شد. در این ایام دولت انگلیس قوای خود را در محل باسعیدو استقرار داد. چندی بعد، آنها نیز به دلیل بدی آب و هوا و نبودن امكانات زندگی مجبور به ترك باسعیدو شدند تأسیسات انگلیسیها در بندر باسعیدو هنوز هم باقی مانده است. در سال هزار و نهصد و نه میلادی، انگلیسیها مجدداً در بندر باسعیدو، انبارهایی برای سوخت كشتیها ایجاد كردند كه در جنگ جهانی دوم مورد استفاده قرار گرفت پس از پایان جنگ جهانی دوم، به فعالیت انگلیسیها در این بندر خاتمه داده شد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، قشم اهمیت بیشتری پیدا كرد، تا این كه پس از پایان جنگ تحمیلی، در سال هزار و سیصد و شصت و هشت شمسی به عنوان دومین بندر آزاد ایران شناخته شد و به دنبال آن در سال هزار و سیصد و شصت و نه، این عنوان به تصویب هیأت دولت رسید. در همین سال فعالیت گمركی این بندر كه یكی از فعالترین مناطق تجاری و صنعتی در خلیجفارس و دریای عمان است، آغاز شد بدین ترتیب با فعالشدن این بندر، فعالیتهای تجاری ایران با سایر کشورهای همسایه و منطقه گسترش یافت علاوه بر آن، پروژههای احداث فرودگاه بینالمللی قشم و بندرگاه آن، با ظرفیت پذیرش كشتیهای شصت هزار تنی و نیز طرح اتصال زمینی جزیره قشم به بندرعباس آغاز شد.
جاذبه های ديدنی
شهر میناب تاریخ میناب با تاریخ شهر هرمز باستانی در آمیخته است. در حال حاضر خرابههای این شهر در نزدیكی شهر میناب قرار دارد و در واقع این شهر جای آن را گرفته است. در سال سیصد و بیست و شش قبل از میلاد، اسكندر مقدونی دریاسالار خود- نئارخوس (نئارك) - را از طریق مصب سند رهسپار خلیجفارس كرد. وی پس از عبور از سواحل مكران به دهانه رودخانه «آدمیس» در نزدیكی شهر هرمز رسید و مورد استقبال اهالی شهر قرار گرفت و چندین روز در این شهر اقامت كرد. عدهای از مورخان، بنیانگذاری شهر هرمز كهنه را به اردشیر بابكان (پاپكان) ساسانی منسوب میدانند؛ در صورتی كه چندین قرن پیش از آن سپاه اسكندر در این شهر اقامت داشته است. در حدود سال هزار میلادی یكی از شیوخ عمان به نام محمد برای تصرف خلیج فارس و سواحل آن هجوم آورد و از نارضایتی اهالی هرمزنسبت به حاكم وقت استفاده كرد و بندر هرمز را تصرف كرد. پس از او، پسر وی به نام سلیمان وسپس فرزندان او حكومت شهر هرمز را به دست گرفتند در سال هزارو سیصد میلادی، جمعی از سواران مغول (نوادگان امیر تیمور گوركانی) به این شهر حمله كردند و خرابی بسیار به بارآوردند. در نتیجه امیر هرمز همراه با مردم شهر، بندر هرمز را ترك كرده و به جزیره هرمز كنونی مهاجرت نمودند و بدین ترتیب حكومت خشكی هرمز به جزیره جرون منتقل شد. در سالهای هزار و هفتصد و نودوسه تا هزارو هشتصد چهار میلادی سلطان عمان- سلطانابن احمد- با حمایت انگلیسیها، حاكمیت خود را در گواتر به ناصرخان- حاكم آن ناحیه- تحمیل كرد و نفوذ خود را در سواحل مكران گسترش داد و بدینسان سواحل دریای عمان نیز به دست وی افتاد. وی در رویارویی با ایران احتیاط میكرد؛ اما سعی كرد تا اداره بندرعباس و میناب را نیز به دست آورد. در این ایام، آغامحمدخان قاجار به دلیل درگیریهای داخلی فرصت نكرده بود تا قدرت خود را در جنوب كشور تحكیم نماید. بدین لحاظ جزائر قشم و هرمز تحت كنترل حكومت عمان قرار داشت. در سال هزار و هشتصد و پنجاه و دو با توافق دولت ایران و عمان عهدنامهای تنظیم شد كه طی آن، اراضی سواحل و جزیرههای ایران و شهر میناب مجدداً به مالكیت ایران درآمد. میناب امروزی كه تاریخ آن با قدمت تاریخی هرمز قدیمی درآمیخته است، شهری آباد و پررونق است. این شهر یكی از نواحی مستعد كشاورزی استان هرمزگان نیز هست و محصولات جالیزی، مركبات وخرمای آن بسیار معروف میباشد.
جاذبه های ديدنی
|
||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 22 بهمن1388ساعت 8:53 بعد از ظهر توسط محمد علی |
|
استان خوزستان با مساحتی حدود شصت و چهار هزار و دویست و سی و شش كیلومتر مربع، در جنوب غربی ایران واقع شده است.
این استان از شمال غربی با استان ایلام، از شمال با استان لرستان، از شمال شرقی و شرق با استانهای چهارمحال و بختیاری و كهگیلویه و بویراحمد؛ از جنوب با خلیج فارس و از غرب با كشور عراق هممرز است.بر اساس تقسیمات كشوری سال هزار و سیصد و پنجاه و هفت، این استان دارای پانزده شهرستان، سیو پنج بخش، سیزده دهستان و چهار هزار و چهارصد و نود و شش آبادی دارای سكنه میباشد. مركز استان خوزستان شهر اهواز و سایر شهرستانهای آن عبارتند از: آبادان، اندیمشك، اهواز، ایذه، باغملك، بندرماهشهر، بهبهان، خرمشهر، دزفول، دشتآزادگان، رامهرمز، شادگان، شوش، شوشتر و مسجد سلیمان.
جغرافیای طبیعی و اقلیمی استان شمال و شرق خوزستان را سلسله جبال زاگرس فراگرفته است كه ارتفاعات آن در جهت جنوب غربی كاهش مییابد، بهطوری كه در نواحی جنوبيتر به صورت تپه ماهورهایی نمایان میشود.استان خوزستان را از نظر پستی و بلندی میتوان به دو منطقه كوهستانی و جلگهای تقسیم كرد. منطقهاي كوهستانی شمال و شرق استان را قرار گرفته و منطقه جلگهای آن از جنوب دزفول، مسجدسلیمان، رامهرمز و بهبهان آغاز شده و تا كرانههای خلیجفارس و اروندرود ادامه میبابد. استان خوزستان دارای آب و هوايی مختلف است: آب و هوایی نیمهبیابانی كه شهرهای آبادان، خرمشهر، ماهشهر، هندیجان، دشتآزادگان و نواحی دزفول، بهبهان، رامهرمز، شوشتر و نواحی شمال اهواز را در بر میگیرد. آب وهوای استپ، نواحی شمال دزفول، بهبهان، رامهرمز، شوشتر و شمال اهواز را دربرمیگیرد. استان خوزستان تحت تأثیر سهنوع باد قرار دارد: اولین باد، جریان سرد نواحی كوهستانی و دومین باد (شرجی)، جریان گرم و رطوبتی از خلیجفارس است كه به سوی جلگه میوزد. سومینباد یا باد سوم از عربستان میوزد و همیشه مقداری شن و خاك و رطوبت همراه دارد. بر اساس دادههای ایستگاههای سینوپتیك استان خوزستان در سال هزار و سیصد و هفتاد و پنج، حداقل مطلق درجه حرارت منفی دو دهم درجه سانتیگراد و حداكثر مطلق درجه حرارت با چهل پنجاه درجه سانتیگراد در اهواز گزارش شده است. جغرافیای تاریخی استان استان خوزستان یكی از كهنترین سرزمینهای تمدن بشری است. این تمدن در شش هزار سال پیش در شوش پدید آمد، هزار سال بعد دولت مقتدر عیلام در شوش پایهگذاری شد و سه هزار سال پیش از میلاد، دولت عیلام توسط آشوریان منقرض گردید. در سال ششصد و چل قبل از میلاد شوش به دست آشوریها تسخیر و به دو بخش تقسیم شد. قسمت شمالی عینی انزان به دست پارسها افتاد و قسمت جنوبی آن به تصرف آشور درآمد. در تابستان سال پانصد و سی و هشت قبل از میلاد كوروش هخامنشی به بابل لشكر كشید و با شكست بابل كلیه خاكعیلام به تصرف هخامنشیان در آمد و شهرشوش به عنوان یكی ازپایتختهای هخامنشی برگزیده شد. داریوش هخامنشی درحدودسال پانصدوبیست ویك قبل از میلاد شوش را به مركز شاهنشاهی خودتبدیل كردودرآن كاخ باشكوهی ازسنگ بنام هدیش احداث كرد. در زمان خشایار شاه پایتختهای ایران از جمله شوش به اوج عظمت و رونق رسیدند. با حمله اسكندر دوران اوج و شكوه سلطنت خیرهكننده هخامنشیان به پایان رسید. در سال سیصد و سی و سه قبل از میلاد اسكند بر هخامنشیان پیروز شد و شهر بابل و شوش را با ذخایر بسیار ارزشمند طلا و نقره تصرف كرد. پس از فوت اسكندر در بابل جانشیان او در ایران دولت سلوكیان را تشكیل دادند. در سال صد و هشتاد و هفت قبل از میلاد در اثر ضعف دولت سلوكی پارس و خوزستان متحد شدند و از دولت سلوكی جدا شدند. مهرداد اول اشكانی (صد و چهل تا صد و شصت و چهار) نیز «دقریوس» شاه سلوكی را در جنگی شكست داد و شخصی به نام كامثاسكیر را كه از خاندان اشكانی بود به حكومت خوزستان منصوب كرد. با قدرت گرفتن ساسانیان این ناحیه رو به عمران و آبادی گذاشت. شهر جندی شاهپور با دانشكده بسیار معروف نیز از شهرهایی است كه در این دوران از رونق و شكوفایی چشمگیری برخوردار بوده است. پس از شكست یزدگرد سوم در جنگ معروف نهاوند، ایرانیان به مرور به دین اسلام گرویدند. از سال هفده هجری قمری در عهد خلافت عمر كه كشورگشایی مسلمانان به پیروزی تازهای دست یافته بود، بصره به عنوان یكی از حاكمنشینها و نایبالحكومه انتخاب شد. مهمترین و خونینترین واقعه نخستین قرن اسلام در خوزستان قیام تودههای بدوی و روستائیان عرب و ایرانی بود كه زیر لوای خوارج یا ارزقیان سر به شورش برداشتند. حجاج بنیوسف در سال هفتاد و هشت هجری قمری این قیام را با بیرحمی و سنگدلی سركوب كرد. قیام دیگری نیز در سالهای دویست و چهل و نهم هجری قمری به رهبری صاحبآلزنج خوزستان را فراگرفت. در اواسط سده سوم هجری قمری دولت عباسیان رو به انحطاط گذاشت و زمینه رشد قیام ایرانیان به رهبري یعقوب لیث صفاری فراهم شد. یعقوب لیث از سیستان علم استقلال برافراشت و در شوال سال دویستو ششصد و یك هجری قمری فارس را تسخیر و به سرعت حمله به بغداد را (مقر خلافت عباسیان) آغاز كرد، ولی بلافاصله به شوش و شوشتر عقبنشینی كرد. در سال دویست و هشتاد و هشت هجری قمری عمرولیث ،جانشین یعقوب در خوزستان به قتل رسید. در سال سیصد و بیست و شش هجری قمری معزالدوله دیلمی، كرمان و خوزستان را تصرف كرد. با روی كار آمدن سلجوقیان ابوكالیجاد دیلمی به حكومت خوزستان منصوب شد و در سال چهارصد و سی و چهار هجری قمری در اوج قدرت، درگذشت. از این سال تا سال هشتصد و چهل و پنج هجری قمری به ترتیب خوارزمشاهیان، خاندان شلمه افشار، اتابكان فارس، آل مظفری، آل جلایر، تیموریان بر تمام یا قسمتی از خوزستان حكم راندند. در سال هشتصد و چهل و پنج جنبش مذهبی دیگری به عنوان مشعشعیان در این نواحی شكل گرفت. رهبر این جنبش سیدمحمد مشعشع ادعای مهدودیت داشت و از این زمان خوزستان به دو ناحیه عربنشین و غیرعربنشین تقسیم شد. در سال هشتصد و هفتاد و دو هجری قمری سلسله ایلخانيان به دست آققویونلوها منقرض شد و سیدمحسن فرزند سیدمحمد مشعشع از اوضاع آشفته ناشی از آن استفاده كرد و بر سراسر خوزستان مسلط شد. پادشاهان صفوی چندین بار برای سركوب مشعشعیان و افشار به خوزستان لشگر كشیدند هر بار پس از سركوب آنها مشعشعیان را بر حكومت نواحی تحت تسلط آنها ابقا كردند. با انقراض صفویان به دست محمود افغان خوزستان همچنان به تهماسب میرزا جانشین پادشاه شكست خورده صفوی وابسته باقی ماند و محمود افغان برای دست یافتن به این ناحیه در سال هزار و صد و سی و شش هجری قمری لشگری به این ناحیه گسیل داشت ولی نتیجهای نگرفت. نادر شاه، افغانها را از اصفهان بیرون راند و در بهار سال هزار و صد و چهل و دو هجری قمری از راه فارس و كهگیلویه روانه خوزستان شد. پس از قتل نادر، خاندان مشعشعی بار دیگر به ریاست موسی مطلب هویزه را به تصرف درآوردند. مشعشعها پس از استقرار در هویزه به سوی شوشتر، دزفول و شوش روی آوردند و با طایفه آلكثیر جنگیدند و نواحی مزبور را تصرف كردند. در همین دوران كریمخان زند پس از ده سال كشمكش و جدال قدرت را به دست گرفت. پس از درگذشت كریمخان زند بار دیگر خوزستان دچار هرج ومرج شد. درزمان فتحعلی شاه قاجارخوزستان به دوبخش تقسیم شد. بخش شمالی، شامل شوشتر، دزفول، هویزه جزء كرمانشاهان، به محمدعلی میرزای دولت شاه سپرده شد و بخش جنوبی آن شامل رامهرمز، فلاحیه و هندیجان جزء فارس به حسینعلی میرزا پسر دیگر فتحعلی شاه واگذار شد. دولت شاهزاده مقتدر قاجاری دوباره برای سركوب مخالفین به خوزستان لشگر كشید. در زمان همین شاهزاده بند معروف میزان در شوشتر بازسازی شد و آب به شاخه شطیط و نهرداران جریان یافت. در سال هزار و دویست و شصت و هفت هجری قمری قوای انگلیس از طریق خرمشهر وارد خوزستان شد و تا اهواز پیش آمد. پس از سال هزار و دویست و هفتاد سه هجری قمری كه جنگ انگلیس با ایران روی داد تا پایان حكومت ناصرالدینشاه كه چهل سال طول كشید در خوزستان جنگی روی نداد. در این زمان عشایر عرب به چند بخش تقسیم شده و هر بخش شیخی جداگانه داشت كه حاج جبار خان نامآورتر از دیگران بود و پس از جنگ انگلیس فداكاریهایی از خود نشان داده بود توسط ناصرالدین شاه به رتبه سرتیپ اولی ارتقاء یافت. پس از او پسرش شیخ خزعل جانشین پدر شد و با كشتن برادر زمام امور را به دست گرفت. این مرد كه با حمایت انگلیس سراسر استان خوزستان را به چنگ آورده بود، در سال هزاروسیصدو سی ودوهجری قمری علیرغم بیطرفی ایران در جنگ جهانی اول جانب انگلستان را گرفت. انگلیسها عثمانیها را از خوزستان بیرون كردند و رشته اختیار سراسر خوزستان را به دست گرفتند. در خرمشهر، اهواز و شوش سپاه مستقر ساختند و در هر یك از شهرهای شوشتر و دزفول اداره سیاسی یا كنسولگری و عدلیه دایر كردند و در همه جا ادارههای پست و تلگراف را به دست گرفته و سرپرستی آنها را به مأموران خود واگذار كردند. از سال هزار و سیصدو سی ودو تا هزار و سیصد و سی و نه هجری قمری این وضع پایدار بود و شیخ خزعل نیز خود را امیر خوزستان (عربستان) میخواند. در دوران رئیس الوزرایی رضاشاه سپاهی از شیراز به بهبهان، سپاهی از اصفهان و سپاه سومی از بروجرد عازم سركوب شیخ خزعل در خوزستان شد. پس از جنگی كوتاه شیخ خزعل شكست خورد و با فرستادن پیامی به رئیس الوزرا امان خواست و در سال هزار و سیصد و پانزده ه-ش به روایت مرحوم محمدخان قزوینی این مرد را در سن هفتاد و پنج سالگی به دستور رضا شاه در منزلش خفه كردند و بدین وسیله عمر یكی دیگر از حكام محلی به سود قدرت یافتن دولت مركزی به پایان رسید. سرانجام در بیست و دو بهمن سال هزار و سیصد و پنجاه و هفت شمسی به عمر بیش از نیم قرن حكومت پهلویها نیز خاتمه داده شد. شهر اهواز اهواز مركز استان خوزستان است. بانی و تاریخ بنای شهر اهواز بدرستی معلوم نیست، عیلامیان شهری در حدود اهواز بنام «اكسین» بنا كرده بودند. پس از ویرانی آن، شهر اهواز در دوران اشكانیان، تجدید بنا گردید و پس از اشكانیان، اردشیر ساسانی به بنای مجدد اهواز همت گماشت و در دوران پس از ساسانیان نیز شهر اهواز دستخوش ویرانی شد كه باز به عمران آن پرداختند.
ابن منشاد مینویسد: اهواز شهر بزرگی است، مردمش زرتشتی و مسلمان و انبار كالاها و فرآوردههای خوزستان است، شكر، بافتههای پشمی، جامههای دیبا، پارچههای كنفی و دیگر محصولات را از همه شهرهای ایران به اهواز میآورند و از این شهر و به وسیله كشتی از راه خلیج فارس به هندوستان و چین و از راه بصره و عراق و اصفهان به سایر كشورهای جهان حمل میكنند. بازرگانان و سوداگران و بیگانگان در این شهر سود بسیار میبرند. نام اهواز با كالاهای شكر و پارچه، در همه جهان مشهور و به بزرگی موصوف بود و به همین جهت عربها این شهر را «سوقالاهواز» نامیدهاند.
از قرن ششم هجری قمری به بعد به علت خراب شدن سد شادروان و همچنین جنگلها و اغتشاشات داخلی و بروز بیماریهای وبا و طاعون، اهواز رو به خرابی رفت تا آن كه در سال هزار و سیصد هجری قمری همزمان با حفر كانال سوئز و توجه اروپائیان رونق تازهای گرفت. ناصرالدین شاه قاجار هم از این فرصت برای گسترش كشتیرانی بر روی رود كارون استفاده كرد و توسط والی خوزستان در كنار اهواز قدیم بندرگاهی به نام «بندر ناصری» احداث كرد. در پی احداث این بندر نام اهواز به «ناصریه» تبدیل شد ولی در دوره پهلوی به نام قدیمی «اهواز» خوانده شد. مراكز ديدنی
شهر آبادان آبادان نام بندر و جزیره دلتا مانندی است كه در گذشته «عبادان» نام داشته است. یاقوت حموی جزیره بزرگ را كه بین دو شط یعنی اروندرود و كارون واقع شده «میان رود» نام داده است. ناصر خسرو قبادیانی نیز در سال چهارصد و سی و هشت ه-ق آبادان را دیده و آن را توصیف كرده است. در اواخر قرن سیزدهم هجری قمری آبادان به واسطه وجود صنعت نفت رونق و گسترش یافت. در سال هزارو نهصد و نه میلادی شركت نفت به دنبال عملیات استخراج نفت در خوزستان پالایشگاه و تصفیهخانههای عظیمی در آبادان ایجاد كرد. پس از ایجاد پالایشگاه اهمیت اقتصادی، سیاسی و بینالمللی این جزیره افزایش یافت. در زمان سلطنت رضاشاه پهلوی نام عبادان به آبادان تغییر یافت. شهر آبادان قبل از حمله عراق به ایران در سال هزار و سیصد و پنجاه و نه خورشیدی از شهرهای بسیار باشكوه و آباد ایران بشمار میرفت. در حال حاضر كار بازسازی و نوسازی این شهر به اتمام رسیده است. شهر اندیمشک اندیمشك در كنار خرابههای شهر قدیم (لور) و (اریترین) احداث گردیده است. لور شهری آباد بود كه جغرافینویسانی چون اصطخری و مقدسی از آن نام بردهاند.
گویا شهر لور تا قرون وسطی از آبادی بهرهمند بود و پس از آن رو به ویرانی نهاده است. اندیمشك در دوره قاجاریه و در حكومت حاج صالحخان مكری با ساختن قلعهای اهمیت پیدا كرد و صالحآباد نامیده شد، سپس به اندیمشك تغییر نام یافت. مردم این شهر در گذشته در كپرها، چادرهای ساده و بعدها در خانههای گلی زندگی میكردند. ولی امروزه رشد و توسعه قابل توجهی یافته است. مراكز ديدنی
شهر ایذه ایذه یك شهر تاریخی است و آثاری از زمانهای بسیار قدیم در آن به جا مانده است. این شهر در روزگار عیلامیان اهمیت و عظمت بسیار داشته و مركز آن آنزان یا آشتیان بوده و در عهد ساسانیان نیز نام و اعتبار داشته است. در كتابهای تاریخی و جغرافی دوران بعد از اسلام نیز نام این شهر ذكر شده است. مقدسی و ابنخرداد و یاقوت حموی از ایذه نام بردهاند. آتشكدهای هم در آن شهر بود كه تا زمان هارونالرشید فروزان بوده است.
«استرنج» مینویسد: ایزج به پل سنگی بزرگی كه در آن شهر روی كارون بسته بودند معروف بود. پل مزبور را یاقوت از عجایب جهان شمرده است. این پل كه خرابههای آن هنوز دیده میشود، بنام مادر اردشیر بابكان (خزهزاد) نامیده میشود. كلمه ایذه در زمان اتابكان لر كمتر بكار رفت و به جای آن مالمیر (مال امیر) نامیده شد. كلمه ایذه در قرنهای گذشته به كلی متروك شده بود تا در دوره پهلوی مجددا مورد استفاده قرار گرفت. همچنين يكی از مراكز ديدنی اين شهر نقوش كول فره است. كتیبه كول فره در انتهای دشت ایذه قرار دارد. در این اثر نقوش بدیع و حیرتانگیزی از صورتهای شاه، فرمانروا، زن، مرد، اسرا و جانورانی چون گاو، گاومیش و گوسفند حجاری شدهاند. نقوش این كتیبه در حال نیایش و احترام و حمل هدایا و تقدیس ربالنوع یا امیر دیده میشوند. این اثر به دوران حكومت عیلام (قبل از میلاد) مربوط است و از آثار بسیار مهم باستانی استان خوزستان به شمار میرود. مراكز ديدنی
شهر بهبهان این ناحیه در روزگاران باستان وجود داشت و مركز حكومت آن ابز قباد، قباد فره و ارگان نام داشت.مقدسی در وصف آن مینویسد: ارجان، ولایتی است بس مهم، دشتی و كوهستانی و دریایی پر از درختان نخل، انجیر و زیتون، نعمتهای آن فراوان است. یاقوت حموی درباره ارجان (بهبهان) مینویسد: نخستین كسی كه ارجان را احداث كرد، قباد ابن فیروز بود. زمانی كه با رومیان جنگید دستور داد شهری در مرز فارس و خوزستان احداث كنند و آن را ابز قباد نام نهاد.
در روزگار ساسانیان شهر ارجان كه در دوازده كیلومتری بهبهان بود بنا گردید بعد از ویرانی ارجان مردم به بهبهان فعلی نقل مكان كردند. در قرن چهارم میلادی شهر ارجان پر جمعیت و آباد بود. به قول مقدسی، ارگان خزانه فارس و عراق و بارانداز خوزستان و اصفهان بود. به قول حمدالله مستوفی ارجان در اوایل قرن هشتم، دیگر آبادی سابق را نداشت و در نیمه دوم قرن هشتم اثری از ارجان نمانده بود و طولی نكشید كه بهبهان كنونی بوجود آمد. مراكز ديدنی
شهر خرمشهر شهرستان خرمشهر كه در گذشته به نام «بندر محمره» معروف بود، از دو قرن قبل به دلیل اهمیت سوقالجیشی فوقالعاده مورد توجه استعمارگران قرار گرفت و (تاكنون) چندین بار به اشغال قوای خارجی در آمده است. امپراطوری عثمانی در سال هزار و هشتصد و هشتاد و سه میلادی، انگلیسیها در سال هزار و هشتصد و پنجاه و هفت میلادی و ارتش متجاوز بعث عراق در سال هزار و سیصد و پنجاه و نه خورشیدی خرمشهر را اشغال كردهاند.
استرنج در كتاب سرزمینهای خلافت شرقی درباره بندر خرمشهر (محمره) مینویسد: «بندر محمره» (خرمشهر) در كنار نهر حفار در جای سابق شهر بیان واقع شده است. نهر حفار نواحی بالای شطالعرب (اروند رود) را به دو قسمت بالای كارون متصل میكند. یاقوت، جزیره بزرگ را كه بین دو شط یعنی شطالعرب و كارون واقع شده «میان رودان» نام داده است. مقدسی میگوید: این جزیره باتلاقی است كه در یك زاویه آن كنار دریا شهر عبادان است و در زاویه دیگر در مصب شط كارون بندر سلیمان واقع شده است. كشف نفت در قرن نوزده و مجاورت خرمشهر با آبادان كه بعدا پالایشگاه مدرنی در آن ساخته شد، اهمیت آن را دو چندان كرده است. رودخانه اروندرود يكی از مراكز ديدنی اين شهر میباشد. شهر دزفول دزپل یا دژپل را در اصطلاح محلی دزفیل و دژپیل گویند و معرب آن دسفول است. دزفول در زمان ساسانیان همزمان با پلی كه در كنار آن بر روی رود دز به منظور برقراری ارتباط بین پایتخت جدید یعنی جندیشاپور و شوشتر ساخته شد، بنا شده است. دزفول در اصل اندامیش نام داشت و تا اوایل قرن سیزدهم نیز به همین نام معروف بوده است. احتمالا نام دزفول یا دزپل از نام همان پل مشتق گردیده است. دز به معنی قلعه است. شهر دزفول در روی تپهای به ارتفاع دویست و ده متر از رودخانه بنا شده و سردابهای عمیقی دارد. دزفول مانند شوشتر مدتها تحتالشعاع جندیشاپور بود و پس از ویران شدن آن، رونق یافت، سپس به سبب عدم توجه به تعمیر شبكه آبیاری عهد ساسانی، آسیب دید. دزفول از هجوم مغول محفوظ ماند، ولی بعدا تحت فرمان ایلخانان در آمد، در مقابل امیر تیمور مقاومتی نشان نداد. نادرشاه چند بار به دزفول آمد و برای حفظ آن در مقابل لران قلعه دزشاه را در نزدیکی دزفول کنونی بنا نهاد. مراكز ديدنی
شهر دشت آزادگان دشتآزادگان در ابتدا به دشت میسان یا سهل میسان و بعد از آن به بنی طرف معروف بود. در سال هزار و سیصد و چهارده خورشیدی بنا به تصویب هیأت وزیران به «دشت میشان» تغییر نام یافت و در سالهای اخیر «دشت آزادگان» نامگذاری شد. ساكنان این منطقه را عشایر عرب زبان تشكیل میدهند. این شهرستان تا سال هزار و سیصد و بیست و سه خورشیدی جزء شهرستان اهواز بود و بعد از آن با پیوستن به بخش بستان به شهرستان دشت میشان و دشتآزادگان تبدیل شد.هورالعظیم يكی از مراكز ديدنی شهر میباشد. شهر رامهرمز در لغت نامه دهخدا آمده است: «رامهرمز نام شهری است از بناهای هرمز پادشاه در اهواز در حوالی شوشتر و آن را رامز گویند و منسوب بدانجا را رامزی و رامی گویند و در قدیم آن را سمنگان میگفتهاند. اصطخری میگوید: در رامهرمز پارچههای ابریشمی میبافند و به بسیاری از شهرها و دیار میبرند. میگویند مانی پیشوای دینی نامدار در این شهر كشته و به دار آویخته شده است و نیز گویند وی در این شهر در مجلس بهرام گور به مرگی حتمی درگذشت و سپس سرش را از تن جدا كردند و گفتند او را كشتهایم. ابنالبشار میگوید: رامهرمز قصبه بزرگی است و بازارهای بسیار و پر نعمت دارد. مسجد جامع زیبایی دارد كه در گرد آن بازارهای آبادی بر پا بوده و از عضدالدوله دیلمی است: این بازار تماما سنگفرش، مسقف، پاكیزه، زیبا و روشن است. او همچنین به وجود كتابخانهای در این شهر اشاره میكند و اهمیت و بزرگی آن را با كتابخانه بصره مقایسه میكند. شهرستان رامهرمز در سالهای اخیر، مجددا اهمیت گذشته خود را به دست آورده و رو به توسعه و ترقی نهاده و امروزه از شهرستانهای مهم استان خوزستان به شمار میرود. مراكز ديدنی
شهر شادگان شادگان در سالهای گذشته به علت ارتباط با خلیجفارس از راه پیش بندر بوزی، واقع در منتهیالیه خوردورق، اهمیت داشته است ولی به علت از كار افتادن بندرگاه در اثر پر شدن خوردورق از رسوبات، از اهمیت آن كاسته شده است. شهرستان شادگان در گذشته یكی از بخشهای مهم شهرستان خرمشهر بود و در سالهای اخیر به شهرستان تبدیل شده است.تالاب شادگان و هور الدورق از مراكز ديدنی اين شهر میباشند. شهر شوش شوش یكی از كهنترین مراكز تمدنی جهان است در نتیجه كاوشهای باستانشناسی آثار و بقایایی در آن یافت شده است كه قدمت آن را به دوران ماقبل تاریخ مرتبط میسازد. عیلامیها اولین قومی هستند كه شوش را رونق بخشیدند. در دوران تسلط این قوم، شوش آنچنان اعتباری یافت كه به پایتختی برگزیده شد. شوش پس از تسلط هخامنشیان نیز عظمت خود را حفظ كرد و داریوش هخامنشی آن را به عنوان پایتخت زمستانی برگزید و تا اوایل تسلط مسلمانان عرب همچنان رونق داشت. در زمان ساسانیان، شوش پایتخت زمستانی بود.
از سده دوم تا هفتم ه-ق نیز دوباره رونقی نصیب این شهر گشت ولی با حمله مغولان، عظمت و شكوه آن از میان رفت. از سال هزار و هشتصد و چهل و نه میلادی باستانشناسان به كاوش در ویرانههای شوش پرداختند و آثار نفیسی از شهر خاموش و متروك شوش بدست آوردند. قلعه معروف شوش در سال هزار و هشتصد و نود و هشت توسط دمرگان بر فراز تپه اكروپل بنا شده است . مراكز ديدنی
شهر شوشتر شهر شوشتر از شهرهای بسیار كهن ایران است. طبق روایت گویند: شهرستان شوش و شوشتر را شوشیند (شوسن) زن یزدگرد پسر شاپور ساخت، زیرا او دختر ریش گلوته پادشاه یهودیان و مادر بهرام گور بود. در عید عیلامیان شهر هیدالو ظاهرا در موضع كنونی شوشتر بود و سپاهیان آشور بانیپال در دنباله فتوحات خود بدانجا رسیدند. قدیمی ترین آثار به دست آمده نشان میدهد كه شوشتر در زمان ساسانیان نیز وجود داشته است. در سال دویست و شصت میلادی والدین قیصر روم اسیر شاپور اول (دومین پادشاه سلسله ساسانی) گردید و در مدت هفت سال اسیری به ساختن سد عظیم شادروان در نزدیك شوشتر مشغول بود. عربها، سد شادروان را از عجائب ابنیه جهان میشمردند و هنوز آثاری از آن باقی مانده است.شوشتر در دوره قاجاریه نیز كرسی ایالت خوزستان محسوب میشد. در زمان فتحعلی شاه قاجار، شوشتر، دزفول و هویزه جزء كرمانشاه گردید و به محمدعلی میرزای دولتشاه سپرده شد. بر اثر طاعون در سال هزار و دویست و چهل و هفت ه-ق بیش از نیمی از جمعیت شهر خالی شد. در زمان سلطنت مظفرالدین شاه، دو دستگی حیدری و نعمتی در آن به اوج خود رسید و هر یك در كوچهها و یا پشتبام سنگربندی كردند. خزعل خان هم از این وضع استفاده كرد و دستههای عربها را به تاخت و تاز در شوشتر فرستاد. مردم شوشتر از آغاز ظهور اسلام مسلمان و بعدها شیعه شدند. شوشتر را دارالمومنین دانستهاند. مراكز ديدنی
شهر ماهشهر نام قبلی ماهشهر بندر مهشور بود و پیش از آن مهرویان و ماچوله خوانده میشد. این شهر یكی از قدیمیترین بندرهای خلیجفارس است حمدالله مستوفی میگوید: «به فاصله كمی از رودخانه شیرین یعنی رودخانه زهره كه به تازگی به رودخانه طاب مرسوم شده، قرار دارد. بندر مهرویان در مرز غربی فارس واقع شده است.
این شهر اولین بندری بود كه كشتیهای مسیر بصره به اروند رود و به هند از آن میگذشتند. این شهر در سال هزار و سیصد و بیست و شش تابع خرمشهر شد و سرانجام در سال هزار و سیصد و سی و نه به صورت شهرستان در آمد و تا قبل از ایجاد تأسیسات خارك، بزرگترین بندر صادراتی نفت ایران بود و هم اكنون نیز مهمترین واحد تبدیل و صدور گاز در این بندر قرار دارد و فرآوردههای صادراتی پالایشگاه آبادان از طریق این بندر صادر میشود. مراكز ديدنی
شهر مسجد سلیمان مسجد سلیمان از شهرهای مهم نفتی استان خوزستان بشمار میرود طبق كاوشهای باستانشناسی، آثار كهن مربوط به زندگی غارنشینی و دوران ماقبل تاریخ در این سرزمین كشف شده است و گفته میشود كه در همین مكان هوشنگ پیشدادی در اثر برخورد دو سنگ چخماق شعله آتش را برای اولین بار كشف كرده است. مسجد سلیمان در زمان كیانیان، عیلامیها، مادها، پارسها، سلوكیان، اشكانیان و ساسانیان اهمیت فراوانی داشته است و آثار بر جای مانده از آن دوران شاهد این ادعاست. مسجد سلیمان همچنین زادگاه چیش پیش پارسی بوده است.
این شهر در قرن هشتم قبل از میلاد جزء سرزمین عیلام بود و در آن عصر «آساك» نام داشت و در دوران پارسها «پارسوماش» نامیده میشد. در قرون وسطی نیز «تلغر» نامیده میشد، سپس به «جهانگیری» و «میدان نفتون» معروف گردید. بعد از اینكه آثار آتشكده سر مسجد برای همگان مشخص شد، بنابه تصویب مجلس شورای ملی در سال هزار و سیصد و پنج خورشیدی به «مسجد سلیمان» تغییر نام یافت. مراكز ديدنی
|
||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 22 بهمن1388ساعت 8:51 بعد از ظهر توسط محمد علی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
با سلام خدمت شما میهمانان
به وبلاگ ایران تور خوش امدید امید دارم در راه معرفی و اشنایی شما عزیزان با جاذبه های گردشگری,تاریخی ایران عزیز گامی هر چند کوچک رابرداشته باشم از شما خواهشمندم در راستای اعتلای مطالب بنده را با نظرات سازنده خویش یاری فرمایید سپاسگزارم |
| پیوندهای روزانه |
|
استاد تاریخ من آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
هفته چهارم بهمن 1388 هفته سوم بهمن 1388 |
|
RSS
|